اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

4 کابوس بزرگ آمريکا در خاک ايران

شبکه الميادين در گزارشي تحليلي با بررسي تجربه جنگ‌هاي آمريکا در عراق و افغانستان، به اين پرسش پرداخته است که در صورت اقدام واشنگتن به حمله زميني عليه ايران، ارتش آمريکا با چه چالش‌هايي روبه‌رو خواهد شد. اين گزارش تأکيد مي‌کند که هدف از مقايسه ايران با عراق و افغانستان، يکسان دانستن اين کشورها نيست، بلکه سنجش ابعاد نظامي، جغرافيايي و راهبردي احتمالي چنين جنگي است.

4 کابوس بزرگ آمريکا در خاک ايران

در اين تحليل آمده است که همزمان با تکرار اظهارات دونالد ترامپ درباره احتمال مداخله زميني آمريکا در ايران، اين پرسش بار ديگر مطرح شده است که اگر واشنگتن چنين تصميمي بگيرد، چه چالشهاي نظامي در انتظار آن خواهد بود و آيا ايران ميتواند تجربهاي حتي دشوارتر از عراق و افغانستان را براي ارتش آمريکا رقم بزند.

 الميادين در ابتداي گزارش خود تأکيد ميکند که مقايسه ايران با عراق و افغانستان به معناي همسان دانستن اين سه کشور نيست. به نوشته اين رسانه، تجربه عراق و افغانستان صرفاً بهعنوان دو نمونه تاريخي مورد استفاده قرار گرفتهاند تا بتوان ميزان دشواري احتمالي هرگونه عمليات زميني آمريکا عليه ايران را ارزيابي کرد و مشخص شود آيا ايران الگويي متفاوت با موانع پيچيدهتر براي واشنگتن محسوب ميشود يا خير.

اين رسانه در ادامه ميافزايد که دليل ارجاع مداوم به عراق و افغانستان نيز روشن است؛ زيرا آمريکا از زمان حمله به افغانستان در سال 2001 و اشغال عراق در سال 2003 تاکنون هيچ عمليات زميني گستردهاي عليه کشوري با ويژگيهاي مشابه ايران انجام نداده است. به همين دليل، هر زمان احتمال حمله زميني به ايران مطرح ميشود، اين دو جنگ بهعنوان نزديکترين تجربههاي تاريخي مورد توجه قرار ميگيرند؛ جنگهايي که در ادبيات نظامي آمريکا به نمونههاي بارز «جنگ فرسايشي» تبديل شدهاند.

 به نوشته الميادين، اظهارات اخير دونالد ترامپ در شبکه اجتماعي «تروث سوشال» نيز نشان ميدهد که اين دو جنگ همچنان در محاسبات سياستمداران آمريکايي جايگاه ويژهاي دارند. ترامپ در پيام خود، تلفات انساني جنگهاي مختلف آمريکا را با يکديگر مقايسه کرده و به هزينههاي سنگين جنگهاي عراق و افغانستان اشاره کرده است؛ موضوعي که نشان ميدهد اين دو تجربه همچنان بر نگاه واشنگتن نسبت به هرگونه مداخله زميني جديد سايه انداختهاند.

 الميادين سپس بررسي خود را در چهار محور اصلي دنبال ميکند که نخستين آن، «جغرافياي ايران» است.

 

جغرافيا؛ نخستين مانع بزرگ

 

به اعتقاد الميادين، جغرافياي ايران يکي از مهمترين عواملي است که هرگونه عمليات زميني را براي آمريکا دشوار خواهد کرد. اين رسانه سه مؤلفه اصلي را در اين زمينه برميشمارد؛ وسعت سرزميني، ناهمواريهاي طبيعي و وجود کلانشهرهاي متعدد.

 

وسعت جغرافيايي ايران در مقايسه با کشورهاي قاره اروپا

 

در اين گزارش آمده است که ايران با مساحتي حدود يک ميليون و 650 هزار کيلومتر مربع، تقريباً چهار برابر عراق و بيش از دو برابر افغانستان وسعت دارد. اين وسعت به معناي آن است که نيروهاي مهاجم بايد مسيرهاي طولانيتري را طي کنند و براي حفظ مناطق تصرفشده به شمار بسيار بيشتري از نيرو، خودروهاي نظامي، سوخت، مهمات و تجهيزات نياز خواهند داشت.

 الميادين همچنين به ويژگيهاي طبيعي ايران اشاره ميکند و مينويسد که وجود رشتهکوههاي زاگرس و البرز، فلاتهاي گسترده، بيابانها و سواحل طولاني، شرايط عملياتي را براي نيروهاي مهاجم بسيار پيچيدهتر ميکند. به نوشته اين رسانه، کوهستانها حرکت تانکها و خودروهاي زرهي را کند کرده و آنان را ناچار ميسازد از گذرگاههاي محدودي عبور کنند که هدف قرار دادن آنها آسانتر خواهد بود.

 اين گزارش ميافزايد که وجود شهرهاي بزرگي مانند تهران، مشهد، اصفهان، شيراز و تبريز نيز بر دشواري عمليات ميافزايد؛ زيرا نبرد شهري يکي از سختترين انواع جنگ زميني محسوب ميشود. تراکم ساختمانها و خيابانهاي باريک، برتري تانکها و حتي نيروي هوايي را کاهش ميدهد و براي تصرف هر منطقه به زمان و نيروي انساني بيشتري نياز خواهد بود.

 الميادين در ادامه تأکيد ميکند که تمام اين عوامل، خطوط تدارکاتي ارتش مهاجم را نيز با مشکل روبهرو ميکند. هرچه نيروها در خاک ايران پيشروي بيشتري داشته باشند، فاصله آنان از مراکز پشتيباني افزايش يافته و انتقال سوخت، مهمات و تجهيزات دشوارتر خواهد شد. همچنين کاروانهاي تدارکاتي بيش از پيش در معرض حملات قرار ميگيرند؛ بنابراين، از نگاه اين رسانه، حفظ سرعت پيشروي و تثبيت مناطق اشغالشده به يکي از بزرگترين مشکلات ارتش آمريکا تبديل خواهد شد.

 

اهميت تنگه هرمز

 

الميادين در ادامه به تفاوت مهم ديگر ايران با عراق و افغانستان اشاره ميکند و مينويسد که عراق هرگز از اهرم ژئوپليتيکي مشابه ايران براي اثرگذاري بر جريان انرژي جهان برخوردار نبوده و افغانستان نيز اساساً کشوري محصور در خشکي است؛ اما ايران علاوه بر عمق راهبردي، بر تنگه هرمز نيز اشراف دارد.

 به نوشته اين رسانه، همين موضوع سبب ميشود نيروهاي آمريکايي علاوه بر عمليات زميني، همزمان ناچار باشند امنيت خطوط دريايي، انتقال تجهيزات و مسيرهاي لجستيکي خود را نيز حفظ کنند؛ مسئلهاي که فشار و فرسايش ناشي از عمليات نظامي را دوچندان خواهد کرد.

 

حجم نيروهاي مورد نياز؛ ايران با عراق و افغانستان تفاوت دارد

 

شبکه الميادين در ادامه گزارش خود، دومين عامل تعيينکننده در هرگونه حمله زميني احتمالي آمريکا به ايران را حجم نيروهاي مورد نياز ميداند و مينويسد جغرافياي گسترده ايران بهطور طبيعي، نياز به نيروي انساني بيشتري را براي پيشروي و حفظ مناطق تحت کنترل ايجاد ميکند.

اين رسانه توضيح ميدهد که در هر عمليات زميني، تنها ورود به خاک کشور هدف اهميت ندارد، بلکه حفظ مناطق تصرفشده و تداوم کنترل آنها نيز از اهميت بالايي برخوردار است.

 از نگاه الميادين، ايران کشوري نيست که بتوان در مدت کوتاهي مراکز حياتي آن را به تصرف درآورد؛ بنابراين هر نيروي مهاجم براي تثبيت حضور خود، به شمار بسيار بيشتري از نيروهاي نظامي نياز خواهد داشت.

به نوشته الميادين، هرچه جمعيت يک کشور بيشتر و شهرهاي آن گستردهتر و پيچيدهتر باشند، کنترل ميداني نيز دشوارتر خواهد شد؛ بهويژه در مورد ايران که علاوه بر جمعيت قابل توجه، از توانايي بالايي براي بسيج نيرو، بهرهگيري از شيوههاي جنگ نامتقارن، سامانههاي موشکي و پدافند هوايي برخوردار است.

اين گزارش با مقايسه تجربه عراق و افغانستان يادآور ميشود که در سال 2003، هدف اوليه آمريکا در عراق سرنگوني حکومت و تصرف مراکز حياتي بود، اما در افغانستان، واشنگتن با جغرافياي دشوار و جنگي طولاني روبهرو شد که هزينههاي انساني و مالي سنگيني بر اين کشور تحميل کرد.

 الميادين با استناد به آمار «پروژه هزينههاي جنگ» دانشگاه براون مينويسد که جنگ افغانستان تا سال 2021 دستکم دو تريليون و 261 ميليارد دلار براي آمريکا هزينه در بر داشته است.

اين رسانه سپس تأکيد ميکند که ايران بهطور همزمان ويژگيهايي را در خود جاي داده که در عراق و افغانستان به اين شکل وجود نداشت؛ کشوري با وسعت بيشتر، جمعيت بالاتر و حضور نيروهاي مسلح منظم در کنار سپاه پاسداران انقلاب اسلامي. از اين رو، هرگونه عمليات زميني احتمالي براي حفظ کنترل مناطق، در صورت امکان تحقق آن، به نيرويي بسيار گستردهتر در محيطي بهمراتب پيچيدهتر از نظر جغرافيايي، نظامي و سازماني نياز خواهد داشت.

 

جمعيت و توان بسيج؛ عامل ديگري که معادلات را تغيير ميدهد

 

الميادين در سومين محور گزارش خود به موضوع جمعيت و ظرفيت بسيج ايران ميپردازد و معتقد است اين عامل نيز يکي از تفاوتهاي اساسي ايران با عراق و افغانستان است.

 به نوشته اين رسانه، جمعيت عراق پيش از حمله آمريکا در سال 2003 حدود 25 ميليون نفر و جمعيت افغانستان در همان دوره حدود 20 تا 25 ميليون نفر برآورد ميشد، در حالي که جمعيت ايران اکنون از 90 ميليون نفر فراتر رفته است.

 به اعتقاد الميادين، اين جمعيت گسترده به ايران امکان بيشتري براي بسيج منابع انساني، چه از طريق نيروهاي مسلح رسمي و چه از طريق نهادهاي نظامي و شبهنظامي وابسته، ميدهد و همين مسئله ظرفيت دفاعي کشور را افزايش ميدهد.

 اين رسانه همچنين مينويسد که جمعيت زياد ميتواند زمينه شکلگيري مقاومت طولانيمدت مردمي را فراهم کند و از طريق آنچه «پايگاه گسترده جذب نيرو» ناميده ميشود، توان ارتش مهاجم را به مرور فرسوده سازد؛ بهويژه در جمهوري اسلامي ايران که مجموعهاي از نهادهاي عقيدتي، امنيتي و نظامي با محوريت مقاومت در برابر دشمن و حفظ آرمانهاي انقلاب اسلامي فعاليت ميکنند.

 

توان موشکي و نظامي؛ تفاوت مهم ايران با تجربههاي پيشين

 

الميادين در ادامه، چهارمين عامل بازدارنده را توان نظامي ايران عنوان ميکند و مينويسد تفاوت ايران با عراق و افغانستان تنها به وسعت سرزمين يا جمعيت آن محدود نميشود، بلکه توان نظامي و فناوريهاي دفاعي نيز نقش مهمي در تغيير معادلات دارند.

 اين رسانه يادآور ميشود که آمريکا در سال 2003 با ارتشي متعارف در عراق روبهرو بود که سالها تحريم و فرسايش نظامي آن را تضعيف کرده بود و در افغانستان نيز عمده چالشها ناشي از جنگ چريکي و شرايط دشوار جغرافيايي بود؛ اما ايران علاوه بر برخورداري از نيروهاي نظامي سازمانيافته، داراي توان موشکي و پهپادي است که ميتواند اهداف دوردست را هدف قرار دهد.

الميادين در ادامه به نقل از روزنامه آمريکايي نيويورک تايمز که حملات ايران به مواضع آمريکا در منطقه نشان داده تهران همچنان توانايي وارد کردن خسارت به اهداف مشخص را حفظ کرده است.

اين رسانه همچنين به گزارش روزنامه تلگراف استناد ميکند که در آن آمده است توان موشکي ايران برخلاف برخي ادعاهاي آمريکايي تضعيف نشده و همچنان قابليت اصابت دقيق به اهداف را
دارد.

 بر اساس گزارش تلگراف که الميادين به آن اشاره کرده است، ايران پس از هر حمله تجربههاي جديدي کسب کرده و توانسته زمان آمادهسازي مجدد سکوهاي پرتاب موشک را از حدود 15 ساعت به نزديک 30 دقيقه کاهش دهد و سرعت واکنش خود را افزايش دهد.

 به نوشته الميادين، برخي مقامهاي آمريکايي نيز اذعان کردهاند که ايران از موشکهاي پيشرفته و پرسرعتي استفاده ميکند که در 30 تا 40 کيلومتر پاياني مسير، قابليت تغيير مسير دارند و همين موضوع رهگيري آنها را دشوارتر ميکند.

 اين رسانه نتيجه ميگيرد که تفاوت اصلي ايران با عراق و افغانستان در اين است که پيش از آنکه نيروهاي مهاجم بتوانند به مرحله کنترل زميني برسند، تهران از ابزارهايي برخوردار است که ميتواند خسارتهاي قابل توجهي به آنان وارد کند؛ هرچند واشنگتن همواره تلاش کرده است توان دفاعي، موشکي و رزمي ايران را تضعيف کند.

الميادين همچنين مينويسد برخي مقامهاي آمريکايي نيز اذعان کردهاند که توان موشکي ايران به سطحي رسيده است که ميتواند از سامانههاي رهگيري آمريکا در منطقه عبور کند و تهران روشهاي خود را براي غلبه بر سامانههاي دفاع موشکي آمريکا توسعه داده و دقت حملاتش را افزايش داده است.

 

آيا آمريکا توان تحمل يک جنگ فرسايشي ديگر را دارد؟

 

الميادين در جمعبندي گزارش خود مينويسد که پرسش درباره توانايي آمريکا براي تحمل هزينههاي يک جنگ فرسايشي جديد، صرفاً يک گمانهزني نيست، بلکه بر پايه تجربههاي گذشته و همچنين ارزيابيها و اعترافهاي داخلي آمريکا مطرح ميشود.

 به نوشته اين رسانه، دونالد ترامپ همچنان از تجربههاي عراق و افغانستان و هزينههاي سنگين آنها ياد ميکند تا از اين جنگها براي تصميمگيري درباره درگيريهاي احتمالي آينده درس بگيرد.

 الميادين تأکيد ميکند که ايران از نظر جغرافيا، توان نظامي، موقعيت ژئوپليتيکي و جمعيت، نسبت به عراق و افغانستان شرايط متفاوت و گستردهتري دارد و در صورت وقوع تهاجم زميني، ميتواند جنگي فرسايشيتر را بر آمريکا تحميل کند؛ زيرا موانع بيشتري در برابر نيروهاي مهاجم ايجاد خواهد کرد. از نگاه اين رسانه، چالش اصلي واشنگتن نه آغاز جنگ، بلکه پايان دادن به آن خواهد بود.

اين گزارش در ادامه با اشاره به بيانيه نمايندگي دائم جمهوري اسلامي ايران در سازمان ملل مينويسد: «آخرين باري که ايالات متحده در جنگهاي افغانستان و عراق درگير شد، بيش از هفت تريليون دلار هزينه کرد و بيش از هفت هزار آمريکايي جان خود را از دست دادند.»

 الميادين در پايان نتيجه ميگيرد که نگرانيهاي آمريکا درباره هرگونه حمله زميني به ايران را ميتوان در سه محور خلاصه کرد؛ نخست، تجربه پرهزينه جنگهاي عراق و افغانستان که مخالفت گسترده داخلي با مداخلات زميني جديد را به همراه داشته است؛ دوم، زرادخانه گسترده موشکها، پهپادها و شبکههاي همپيمانان منطقهاي ايران؛ و سوم، ويژگيهاي جغرافيايي، موقعيت ژئوپليتيکي و ظرفيت جمعيتي جمهوري اسلامي ايران که هرگونه جنگ زميني را براي آمريکا به عملياتي بسيار پرهزينه، طولاني و با نتايجي نامطمئن تبديل خواهد کرد.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.