اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

چرا روابط نظامي عربستان و پاکستان گسترش يافت؟

توافقنامه «دفاع متقابل استراتژيک 2025» ميان پاکستان و پادشاهي عربي سعودي، تکامل منطقي هشت دهه همکاري دوجانبه است که از دهه 1940 با حمايت‌هاي مالي رياض و پشتيباني لجستيکي اسلام‌آباد آغاز شد، اما اکنون در پاسخ به تغييرات بنيادين ژئوپليتيک خاورميانه، ماهيتي وجودي يافته است.

چرا روابط نظامي عربستان و پاکستان گسترش يافت؟

محرک اصلي اين اتحاد، تغيير در موازنه امنيتي منطقه پس از حمله هوايي رژيم صهيونيستي به قطر و اثبات ناکارآمدي تضمينهاي امنيتي آمريکا بود؛ رويدادي که نشان داد واشنگتن ديگر متحدي قابل اتکا براي شرکاي خليجفارس نيست. در اين بستر از بيثباتي و ضعف نهادهاي منطقهاي، رياض با چرخشي استراتژيک به سوي پاکستان، تلاش کرد تا بدون نياز به توسعه پرهزينه تسليحات اتمي، از طريق «چتر هستهاي» اسلامآباد به بازدارندگي فوري دست يابد.

اين پيمان که بر اصل «دفاع جمعي» مشابه ناتو استوار است، با پايان دادن به انحصار هستهاي اسرائيل و کاهش وابستگي به غرب، نظم نوين امنيتي را در منطقه شکل داده است. در اين نظم جديد، پاکستان از يک متحد سنتي به يک بازيگر مسلط امنيتي ارتقا يافته و موازنه قوا را از وابستگي تکقطبي به آمريکا، به سمت يک ائتلاف مستقل منطقهاي با قابليتهاي بازدارندگي هستهاي تغيير داده است که پيامدهاي آن نه تنها بر هند و اسرائيل، بلکه بر کل معماري امنيت بينالمللي تأثيرگذار خواهد بود.

 

ضرورت برقراري پيوندهاي نظامي در نظم نوين غرب آسيا

 

واکاوي مناسبات دفاعي نوين ميان اضلاع مثلث پاکستان، پادشاهي سعودي و ترکيه فراتر از معاملات تجاري متعارف، بيانگر تبلور يک «همافزايي راهبردي» در معماري امنيت منطقهاي است که معادلات سنتي خاورميانه و جنوب آسيا را دستخوش تغيير کرده است. اين همگرايي که بر بستر پيمان دفاعي سپتامبر 2025 رياض-اسلامآباد و دکترين «سه برادر» آنکارا، اسلامآباد و باکو استوار شده، عملاً زنجيره تأمين تسليحات را به ابزاري ژئوپليتيک براي موازنه قدرت در کانونهاي بحران نظير سودان و ليبي تبديل کرده است.

در اين آرايش جديد، تقسيم کار استراتژيک مشهودي به چشم ميخورد؛ پاکستان در نقش «هاب توليد و مونتاژ» با محوريت جنگنده JF-17، عربستان به عنوان «پشتيبان مالي و متقاضي بوميسازي» در راستاي چشمانداز 2030 و ترکيه در جايگاه «شريک تکنولوژيک» براي تأمين اويونيک و تسليحات هواپايه عمل ميکنند.

تحليل تحرکات اخير، از جمله تلاش رياض براي تهاتر وامهاي حاکميتي با ناوگان جنگي جهت تغيير موازنه ميداني عليه نيروهاي نيابتي رقيب (مانند محور امارات در سودان) مؤيد آن است که الزامات صنعتي و وابستگيهاي زنجيره تأمين به فناوريهاي ترکي-چيني، اسلامآباد را برخلاف سنت بيطرفي تاريخي خود، به سمت اولويتبخشيِ قاطع به محور سعودي-ترکي سوق داده است. اين ائتلاف سهجانبه با کاهش وابستگي سيستمي به پلتفرمهاي ناتو و محدوديتهاي لجستيکي روسيه، در حال پيريزي يک «اکوسيستم دفاعي درونزا» است که در آن صادرات تسليحات، نه صرفاً يک رويکرد اقتصادي، بلکه اهرمي براي مديريت منازعات نيابتي و تثبيت هژموني بلوک نوظهور در خاورميانه و شمال آفريقا محسوب ميشود.

 

ديدار نظامي ميان پادشاهي حجاز و سرزمين پاکان

 

علت بنيادين ديدار اخير وزير دفاع سعودي با فرمانده ارتش پاکستان را بايد در فاز «عملياتيسازي» پيمان دفاعي استراتژيک سپتامبر 2025 جستجو کرد؛

جايي که دو کشور در حال گذار از «اتحاد سياسي» به يک «همگرايي امنيتي-اقتصادي يکپارچه» هستند. محرک اصلي اين نشست، تلاقي بحران بدهي خارجي اسلامآباد با استراتژي متنوعسازي تسليحاتي رياض است که در قالب مذاکرات پيچيده براي مبادله وام 2 ميليارد دلاري با ناوگان جنگندههاي JF-17 نمود يافته است.

اين تعاملات نشاندهنده شکلگيري سطح نويني از «همگرايي منطقهاي» است که در آن امنيت خليجفارس به ظرفيتهاي نظامي جنوب آسيا گره خورده و مفهوم «امنيت غيرقابل تفکيک» (تجاوز به يکي، تجاوز به هر دو) از يک شعار ديپلماتيک به يک دکترين نظامي الزامآور تبديل شده است. در واقع رياض با اين رويکرد در حال بازتعريف معماري امنيتي منطقه با کاهش وابستگي مطلق به غرب و ايجاد يک بلوک دفاعي بومي است، در حالي که پاکستان با تبديل ارتش به يک بنگاه اقتصادي-امنيتي، تلاش ميکند بقاي اقتصادي خود را از طريق ادغام در زنجيره تأمين امنيت انرژي جهان تضمين کند. بنابراين اين ديدار نماد تغيير پارادايم از روابط دوجانبه سنتي به تأسيس يک «سپر دفاعي مشترک» در برابر تهديدات نامتقارن منطقهاي است.

بهره سخن

تحليل پيمان دفاعي 2025 و شکلگيري مثلث راهبردي رياض، اسلامآباد و آنکارا، بيانگر گذار پرمخاطره خاورميانه از چتر امنيتي متزلزل غربي به الگوي نوين «بازدارندگي شبکهاي و درونزا» است که به طور اجتنابناپذيري «تنگناي امنيتي» را در منطقه تشديد کرده است. ناکارآمدي تضمينهاي سنتي در برابر تهديدات نوظهور، عربستان را بر آن داشت تا با درهمآميختن نيازهاي حياتي اقتصادي پاکستان با الزامات امنيتي خود، خلاء قدرت را از طريق اتصال به ظرفيتهاي اتمي و لجستيکي شرکاي آسيايي پر کند؛ اقدامي که اگرچه موازنه وحشت را در برابر انحصار تسليحاتي رقيبان برقرار ميسازد، اما با تزريق تسليحات تهاجمي به کانونهاي بحران و تغيير ماهيت ارتش پاکستان به يک بنگاه اقتصادي-نظامي، سطح رقابتها را از تنشهاي ديپلماتيک به تقابلهاي سخت ميداني ارتقا داده است.

اين همگرايي بيسابقه که امنيت خليجفارس را به پوياييهاي جنوب آسيا گره زده، عملاً امنيت را به کالايي قابل انتقال با بقاي اقتصادي بدل کرده و با ايجاد يک قطب قدرت مستقل در برابر فشارهاي بينالمللي، نظم منطقهاي را بر پايهي لرزان «توازن تهديد» بازتعريف نموده است؛ وضعيتي که در آن تلاش براي دستيابي به امنيت مطلق از سوي اين ائتلاف، احساس ناامني را در ساير بازيگران برانگيخته و ثبات کلان منطقه را در گرو مديريت دقيق اين موازنه شکننده و پرهيز از خطاهاي محاسباتي مرگبار قرار داده است. همچنين اين ائتلاف جديد علاوه بر کمک به مهار ساير قدرتهاي منطقهاي ميتواند کمک شاياني به ايجاد موازنه در برابر محور هند- امارات- اسرائيل در کوتاه مدت کند.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.