گزارش سالانه پنتاگون که معمولاً تصويري کلي از بازار جهاني تسليحات و مسير حرکت قدرتهاي نظامي ارائه ميدهد، اينبار تمرکز ويژهاي بر صادرات جنگندههاي ساخت چين داشته است.
در اين گزارش، از چند کشور بهعنوان مشتريان بالقوه جنگنده J-10 نام برده شده که ايران نيز در ميان آنها ديده ميشود؛ موضوعي که فارغ از صحت يا عدم تحقق نهايي، پيام روشني دارد: نيروي هوايي ايران ديگر فقط با ناوگان فعلياش تحليل نميشود، بلکه گزينههاي آينده آن نيز در محاسبات خارجيها لحاظ شده است.
جنگنده J-10 که بهعنوان يکي از مهمترين محصولات هوايي چين شناخته ميشود، طي سالهاي اخير بهتدريج جايگاه خود را در بازار صادراتي پيدا کرده است. اين هواپيما براي کشورهايي طراحي شده که بهدنبال يک جنگنده چندمنظوره مدرن، با هزينه کمتر نسبت به نمونههاي غربي و بدون محدوديتهاي سياسي سنگين هستند. همين ويژگيها باعث شده نام آن در کنار کشورهايي مطرح شود که يا با تحريمهاي نظامي روبهرو هستند يا ترجيح ميدهند به سبد تسليحاتي متنوعتري تکيه کنند.
قرار گرفتن نام ايران در اين فهرست، بيش از آنکه به معناي يک قرارداد قطعي باشد، نشاندهنده اين واقعيت است که تهران در حال بررسي گزينههاي مختلف براي نوسازي ناوگان هوايي خود است. ناوگاني که سالهاست با اتکا به نگهداري، ارتقاهاي داخلي و مديريت عملياتي سرپا مانده، اما نياز به ورود نسل جديدتري از جنگندهها در آن احساس ميشود. از اين منظر، J-10 ميتواند يکي از گزينههايي باشد که در محاسبات فني و عملياتي بررسي شده است.
در بخش ديگري از تحليلها، به تلاش چين براي تثبيت جايگاه خود در بازار جنگندههاي صادراتي اشاره ميشود. پکن طي سالهاي اخير نشان داده که صرفاً به توليد براي مصرف داخلي قانع نيست و بهدنبال آن است که محصولات نظامياش در معادلات منطقهاي و جهاني ديده شوند. حضور نام ايران در کنار ساير کشورها در چنين گزارشهايي، نشانهاي از همين رويکرد است؛ رويکردي که همزمان پيامهاي سياسي و نظامي خاص خود را دارد.
در فضاي غيررسمي و تحليلي، مدتهاست که درباره ارزيابي جنگندههاي مختلف توسط ايران صحبت ميشود. J-10 در اين ميان بهعنوان گزينهاي مطرح شده که ميتواند بخشي از شکاف نسلي موجود در ناوگان هوايي ايران را پر کند، بيآنکه وابستگي مطلق به يک مسير خاص ايجاد کند. اين جنگنده، نه معجزه است و نه جايگزين کامل براي تمام نيازهاي نيروي هوايي، اما ميتواند در کنار ساير پلتفرمها، نقش مکمل ايفا کند.
از زاويه نگاه پنتاگون، آنچه اهميت دارد صرفاً فروش يا عدم فروش يک جنگنده نيست، بلکه پيامدهاي منطقهاي آن است. نوسازي هرچند محدود نيروي هوايي ايران، بهطور طبيعي در محاسبات توازن قدرت هوايي خاورميانه اثرگذار خواهد بود. به همين دليل است که حتي احتمال چنين خريدهايي نيز در گزارشهاي رسمي آمريکا بازتاب پيدا ميکند.
در نهايت، بايد توجه داشت که حضور نام ايران در اين فهرست بهمعناي اعلام رسمي خريد يا تصميم نهايي نيست. اين بيشتر تصويري از ذهنيت و برآورد نهادهاي نظامي غربي درباره مسيرهاي احتمالي آينده است. مسيري که هنوز ايستگاههاي تصميمگيري، ملاحظات فني، اقتصادي و سياسي متعددي پيش رو دارد و نتيجه نهايي آن تنها زماني روشن ميشود که از مرحله گمانهزني عبور کند.
با اين حال، نفسِ ديدهشدن ايران در چنين گزارشهايي، نشان ميدهد نيروي هوايي کشور همچنان يکي از مؤلفههاي مهم در معادلات امنيتي منطقه محسوب ميشود؛ مؤلفهاي که آينده آن، حتي براي رقبا و ناظران خارجي نيز اهميت دارد.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.