اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

پاکستان چگونه از جنگ در خليج فارس پول و قدرت ساخت؟

در معادلات پيچيده ژئوپليتيک خاورميانه و خليج فارس، معمولاً نبرد‌ها و تنش‌هاي منطقه‌اي با تحميل هزينه‌هاي سنگين اقتصادي و امنيتي همراه است.

پاکستان چگونه از جنگ در خليج فارس پول و قدرت ساخت؟

اما در جريان تحولات و مناقشات اخير منطقه، يک بازيگر با هوشمندي خاصي توانسته معادلات را به نفع خود تغيير دهد؛ حرف از پاکستان است؛ کشوري که با ترکيبي از ديپلماسي فعال، ميانجيگري هوشمندانه و تکيه بر قدرتمندترين ارتش منطقهاي خود، نه تنها اجازه نداده آسيبهاي ناشي از تنش به بدنه اقتصادياش اصابت کند، بلکه تنش و ناامني در خليج فارس را به يک «کالاي استراتژيک» و منبع «توليد ثروت و اعتبار» تبديل کرده است.

 

اسلامآباد در نقش فروشنده امنيت خليج فارس

 

کشورهاي ثروتمند و کمجمعيت حاشيه خليج فارس همواره با يک چالش بنيادين روبهرو بودهاند؛ دارا بودن ثروتهاي عظيم نفتي و پيشرفتهترين سامانههاي پدافندي خريدهشده از غرب، اما فقدان نيروي انساني پياده، تجربه عملياتي جنگي و ارتشهاي رزمي کارآمد. تحولات پرتنش اخير و خطرات ناشي از سرريز درگيريها، بار ديگر نشان داد که خريدهاي ميليارد دلاري تجهيزات به تنهايي قادر به تامين امنيت پايدار نيستند.

در همين راستا، اسلامآباد دقيقاً روي همين «شکاف ميان ثروت و قدرت نظامي» دست گذاشته است. به گزارش انديشکده بينالمللي گلف اينترنشنال فوروم، پاکستان از دهه 1970 سابقه اعزام نيرو و آموزش نظاميان عربي را داشته، اما امروزه اين رابطه از يک همکاري سنتي به يک «رابطه بازاري کاملاً روشن» ارتقاء يافته است. امضاي پيمانهاي دفاعي متقابل مانند پيمان استراتژيک با عربستان و نهاييسازي سازوکارهاي امنيتي مشابه با کشورهايي نظير کويت و بحرين، نشان از تغيير نقش اسلامآباد دارد؛ پاکستان ديگر يک متحد نيازمند کمک مالي نيست، بلکه به «تامينکننده و فروشنده امنيت» تبديل شده است.

 

ارتش پاکستان؛ از ميدان نبرد تا بازار صادرات نظامي

 

يکي از بزرگترين مزيتهاي رقابتي ارتش پاکستان در اين بازار امنيتي، بوميسازي تجهيزات مدرن و وجود تجربه عملياتي سنگين است. برخلاف بسياري از کشورهاي خاورميانه که صرفاً خريدار تسليحات غربي هستند، پاکستان نهتنها صاحب تنها ارتش داراي سلاح هستهاي در جهان اسلام است، بلکه با ساخت مشترک جنگندههاي پيشرفته (نظير JF-17)، پهپادهاي رزمي و سامانههاي جنگ الکترونيک، توانسته فناوري دفاعي خود را نيز تجاريسازي کند.

تحليلگران آموزههاي نظامي در انديشکده بلفر و نشريه ژورنال امور بينالملل جورجتاون اشاره ميکنند که کشورهاي عربي به اين نتيجه رسيدهاند که تسليحات فوقپيشرفته غربي بدون نيروي آموزشديده و تجربه صحنه نبرد کارايي محدودي دارد. از اين رو، پاکستان خدمات اطلاعاتي، بازدارندگي عملياتي، آموزش نيروها و اعزام دهها هزار سرباز رزمي را در قبال دريافت کمکهاي مستقيم مالي، سرمايهگذاريهاي کلان و تامين ارزان انرژي به کشورهاي عربي عرضه ميدارد؛ مبادلهاي که عملاً جنگ را براي اسلامآباد به سودآورترين صنعت صادراتي مبدل کرده است.

 

ديپلماسي ميانجيگري؛ کسب اعتبار بينالمللي و برندسازي سياسي

 

اما بخش ديگر استراتژي هوشمندانه اسلامآباد، دست زدن به بازي ميانجيگري ميان تهران و طرفهاي منطقهاي و غربي است. گزارشهاي اختصاصي خبرگزاري رويترز و تحليلهاي پژوهشکده رياض نشان ميدهند که پاکستان با برپايي نشستهاي ديپلماتيک در اسلامآباد و برقراري کانالهاي پشتپره، شانس جديدي به ديپلماسي داد تا از گسترش يک جنگ تمامعيار منطقهاي جلوگيري کند.

اين اقدام، پرستيژ ديپلماتيک اسلامآباد را در سطح جهان به شدت ارتقاء بخشيد. رسانهها و ناظران بينالمللي اکنون از پاکستان به عنوان کشوري ياد ميکنند که «زبان ديپلماسي را ميفهمد» و توانايي صحبت همزمان با واشنگتن، تهران و رياض را دارد. اين جايگاه ميانجيگرانه باعث شده تا تهران براي انتقال پيامها و مهار بحران به اسلامآباد نياز داشته باشد و از سوي ديگر، کشورهاي عربي نيز پاکستان را يک چتر حفاظتي و سياسي معتبر ببينند.

 

چتر امنيتي و ابهام استراتژيک؛ موازنه هوشمندانه در برابر ايران

 

يکي از ريزهکاريهاي مهم در رفتار امنيتي پاکستان، حفظ «ابهام استراتژيک» در خاورميانه است. مقامهاي اسلامآباد با دادن وعدههاي امنيتي و ايجاد بازدارندگي، بدون ورود مستقيم به جنگ با ايران، توانستهاند قدرتمندترين ابزار چانيزني را براي خود بسازند.

طبق تحليلهاي منتشرشده در روزنامه دان پاکستان و انديشکدههاي غربي، اسلامآباد به تهران اين پيام را منتقل کرده که تمايلي به درگيري مستقيم ندارد، اما به پيمانهاي دفاعي خود با کشورهاي عربي متعهد است. اين موضعگيري باعث شد تا ايران نيز در محاسبات خود ملاحظات پاکستان را مدنظر قرار دهد. بدين ترتيب، پاکستان بدون آنکه حتي يک تير به سمت ايران شليک کند، اعتبار هستهاي و نظامي خود را به بيمه استراتژيک کشورهاي عربي تبديل کرد و هزينهاش را پيشپيش به دلار و نفت دريافت کرد.

 

سود بزرگ، ريسک بزرگ؛ بازي پرهزينه اسلامآباد

 

با اين همه، تبديل «جنگ و امنيت» به يک کالاي تجاري خالي از ريسکهاي سهمگين براي اسلامآباد نيست. تحليلگران تحولات منطقهاي هشدار ميدهند که اگر آتشبسها يا ميانجيگريها شکست بخورد و يک جنگ مستقيم و کشدار شکل بگيرد، پاکستان روي تيغ دو لبه حرکت خواهد کرد.

نخستين چالش، وجود مرز 900 کيلومتري مشترک ميان ايران و پاکستان در منطقه بلوچستان است که پاشنه آشيل اسلامآباد محسوب ميشود، چرا که هرگونه ورود مستقيم پاکستان به پيمانهاي ضدايراني ميتواند امنيت مرزي، تبادلات اقتصادي و سوخت و همچنين همکاريهاي مشترک ضد اشرار در بلوچستان را نابود کرده و بحرانهاي قومي و امنيتي داخلي پاکستان را شعلهور سازد.

از سوي ديگر، حضور ميليونها اتباع پاکستاني در کشورهاي حاشيه خليج فارس که حوالههاي ارزي آنها شريان حياتي اقتصاد شکننده پاکستان را تامين ميکند، اين کشور را به شدت در برابر ناامنيهاي گسترده منطقهاي و خطر بيکاري يا بازگشت اين نيروها آسيبپذير ميسازد.

در نهايت، تداوم اين بازي نيازمند حفظ يک توازن فوقالعاده شکننده ميان تهران و رياض است؛ چرا که اگر پايتختهاي عربي از پاکستان انتظار تقابل عملي با تهران را داشته باشند، اسلامآباد مجبور خواهد شد ميان منافع مالي عربي و امنيت ملي در مرزهاي غربي خود دست به انتخابي دشوار و پرهزينه بزند.

 

مدل پاکستاني؛ تجارت با امنيت در عصر بحران

 

بررسي رفتار اخير پاکستان نشان ميدهد که در جهان امروز، قدرت نظامي صرفاً ابزاري براي دفاع از مرزها نيست، بلکه ميتواند به يک «کالاي صادراتي»، «اهرم بازاريابي امنيتي» و «منبع کسب مشروعيت بينالمللي» تبديل شود. اسلامآباد نشان داد که حتي بدون داشتن يک اقتصاد توليدي پيشرفته صنعتي، ميتوان با تکيه بر سازمانيافتگي ارتش، بوميسازي تکنولوژيهاي دفاعي و بازيگري هوشمندانه در ميانه جنگها، منفعت اقتصادي و جايگاه ديپلماتيک بالايي کسب کرد؛ بازي پيچيدهاي که البته لغزش در آن، هزينههاي بسيار سنگيني را به همراه خواهد داشت.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.