وحدت از مسائل اصلي است؛ ولي شعار و پوزيشن «وحدت» نبايد به چيزي براي فراموشي مسئله و نفي مطالبه اصلي تبديل شود. اينکه مسئولان و رسانههاي اصلي، با پافشاري بر ضرورت اتحاد، از بيان موضع درباره تفاهمنامه خودداري ميکنند، نه تنها گرهي از کار نميگشايد، بلکه فضاي ابهام را در جامعه حفظ ميکند.
فراموش نکنيم آنچه وحدتِ ذيل هويت و تماميت ارضي ايران و پرچم را محقق ميکند، وحدت ذيل چتر ولايت و فرامين ايشان بعنوان ستون خيمه است. لذا پيامهاي عليالاصول و فرمان انتقام و حالا نقض تفاهمنامه و بياعتباريِ امضاي روساي جمهور آمريکا، ملاک و محور عمل و کنشگري و وحدت همه ماست.
هنر واقعي، حفظِ انسجام در عين صراحت در بيانِ مطالبات کلان است؛ اما وحدتي که در آن، خواستههاي رهبري و آرمانهاي نظام به حاشيه رانده شود، عملاً کارکرد خود را از دست خواهد داد.
در چنين شرايطي، کمترين انتظار از مسئولان ذيربط اين است که با شجاعت و شفافيت، به تعهدات خود پايبند باشند و بعداز اعلام پايان تفاهمنامه توسط دولت آمريکا و حالا بعداز پيام تاريخي رهبري، به وظيفه خود در اعلام پايان اين تفاهم عمل کنند.
اکنون که پيام راهبردي رهبري صادر شده است، وقتِ آن است که مسئولان محترم سکوت خود را بشکنند. برخي هم دچار خطاي محاسباتي نشوند که فرياد انتقام ملت و رهبري و شليک ايران در تنگههرمز، تفاهم را نقض کرده! اين روايت ناقص دشمن است! منصف باشيد و بگوئيد که اين آمريکا بود که برخلاف تفاهم عمل کرد و ميخواست ترتيبات ايران را نفي و ناديده بگيرد. موضع بگيريد تا بخشي از مردم خودمان تحت بمباران رسانهاي دشمن، روايت ترامپ را باور نکنند!
مطالبهي صريحِ ما اين است که پايانِ وضعيتِ فعلي و توقفِ تفاهماتِ ناکارآمد بهطور رسمي اعلام گردد. سکوت در برابر اين ضرورت، نه وحدتآفرين، بلکه نشاندهندهي انفعال است. زمان آن فرا رسيده که آقايان با عبور از تعارفات ديپلماتيک و مصلحتانديشيهاي کاذب، بر اساس خطمشي تعيينشده، موضعي قاطع و روشن اتخاذ کنند و بيش از اين، فرصتهاي راهبردي را فداي ملاحظاتِ بيحاصل نکنند.
* داود مدرسييان
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.