بر اساس گزارش اخير «بريکينگ ديفنس»، ارتش آمريکا در آستانه رسيدن به ضربالاجل اول ژانويه 2027 براي قطع وابستگي صنايع دفاعي به مواد معدني حياتي از کشورهاي رقيب، با يک چالش کليدي دستپنجه نرم ميکند: عدم توانايي در رديابي و شفافسازي زنجيره تأمين تا لايههاي زيرين و مواد خام.
در همين راستا، «ليز ميراندا» معاون اجرايي فرماندهي تجهيزات ارتش آمريکا، در نشست انجمن ارتش ايالات متحده (AUSA) صريحاً اعتراف کرد که شناسايي کامل اين زنجيره فرآيندي پيچيده است و ارتش هنوز به اين نقطه نرسيده است.
او پيشبيني کرد که با فرا رسيدن ژانويه، ارتش قطعاً تبعات ناشي از کامل نشدن اين فرآيند را لمس خواهد کرد؛ هرچند بعيد ميداند اين مسئله به يک اختلال فلجکننده يا توقف ناگهاني در کل فعاليتهاي دفاعي منجر شود.
بر اساس فرمان اجرايي 14415 که دونالد ترامپ در 20 ژوئيه به امضا رساند، وزارت جنگ مکلف شده است وابستگيهاي حساس در زنجيره تأمين را به دقت شناسايي کرده و سهم منابع غيرقابلاتکا را کاهش دهد.
با اين حال، دستور مذکور صدور معافيت را مشروط کرده است: پيمانکاراني که هنوز به جايگزين مناسبي دست پيدا نکردهاند، ملزم هستند طرحي عملياتي و زمانبنديشده براي کاهش وابستگي و انتقال خطوط تأمين به ظرفيتهاي داخلي يا کشورهاي متحد ارائه دهند.
چالش اصلي در اين ميان، ناهمخواني بوروکراسي با واقعيتهاي صنعتي است؛ چرا که تغيير مبدأ مواد معدني استراتژيک صرفاً با صدور يک بخشنامه اجرايي نميشود و نيازمند احداث کارخانه، ايجاد ظرفيت پالايش، يافتن تامينکننده جايگزين و دريافت تاييديه فني پيش از قطع دسترسي به منابع قبلي است.
زنجيره تأمين هنوز شفاف نيست
اگرچه پنتاگون در پي آن است که مبدأ دقيق مواد اوليه هر سامانه نظامي را مشخص کند، اما پاسخ اين پرسش همواره نزد پيمانکاران اصلي نيست. يک شرکت سازنده ممکن است بدنه يا قطعات الکترونيکي را از يک تأمينکننده مستقيم خريداري کند، اما آن تأمينکننده نيز در چند لايه پايينتر به کارخانههايي وابستگي دارد که وظيفه استخراج، پالايش يا تبديل مواد خام به قطعات صنعتي را بر عهده دارند؛ روندي که با طولانيتر شدن زنجيره، رديابي منبع اصلي را بهشدت پيچيده ميسازد.
در همين راستا، ميراندا اذعان کرد که ارتش آمريکا هنوز نتوانسته اين نقشه را تا سطح مواد اوليه نهايي کند.
به همين علت، فرماندهي تجهيزات ارتش در صدد برگزاري يک «رويداد بررسي ارزيابي توليد» است؛ برنامهاي تحليلي جهت آشکارسازي شکافهاي پنهان در ظرفيتهاي صنعتي و زنجيره تأمين.
هدف اصلي اين طرح، تفکيک قطعات قابل توليد در داخل، شناسايي بخشهاي نيازمند سرمايهگذاري صنعتي و تعيين مواردي است که تأمينکنندگان کشورهاي متحد تنها گزينه واقعبينانه براي آنها محسوب ميشوند. وي صريحاً تأکيد کرد ارتش توان توليد داخلي تمامي قطعات مورد نياز، بهويژه در برنامه انبوهسازي پهپادها را ندارد
اين اعتراف بهروشني اثبات ميکند چالش موجود صرفاً به وابستگي خارجي محدود نميشود، بلکه آمريکا هنوز تصوير جامعي از ابعاد وابستگيهاي صنعتي خود ندارد؛ نقصي که تا زمان برطرف نشدن، ارزيابي خطر قراردادها و امکانسنجي واقعي تغيير تأمينکنندگان را با چالش جدي مواجه خواهد کرد.
جايگزينها هنوز آماده نيستند
واقعيتهاي ميداني صنعت، ضربالاجلهاي زماني را با چالشي جدي مواجه کرده است.
انجمن صنايع هوافضاي آمريکا (AIA) در گزارش مورخ 8 اکتبر هشدار داد که ايجاد ظرفيت داخليِ قابل اتکا براي پالايش، فرآوري و توليد آهنرباهاي حياتي در صنايع هوافضا و دفاعي، دستکم تا سال 2028 يا پس از آن زمان خواهد برد؛ تاخيري که پيچيدگيهاي فرآيند تأييديه و صلاحيتسنجي فني ميتواند آن را بيش از پيش طولانيتر کند.
اهميت اين شکاف زماني در ماهيت راهبردي موادي نهفته است که شريان حياتي صنايع دفاعي را تشکيل ميدهند؛ آلياژهاي تنگستن در ساخت قطعات موتور و سامانههاي هايپرسونيک کاربرد دارند و ژرمانيوم عنصر اصلي تجهيزات تصويربرداري حرارتي محسوب ميشود.
بر اساس گزارش ماه سپتامبر AIA، چين توليدکننده اصلي و دارنده سهم غالب در بازار جهاني هر دو ماده است. جايگزيني اين منابع صرفاً به معناي کشف معادن جديد نيست، بلکه ماده جايگزين بايد دقيقاً با مشخصات و استانداردهاي کيفي سختگيرانه مطابقت داشته باشد و پس از طي مراحل فرآوري، تست و دريافت تأييديههاي فني، وارد چرخه توليد تسليحات شود.
از اين رو، ضربالاجل ماه ژانويه با موانعي بنيادين روبهروست که الزاماً با اعمال فشارهاي قانوني بر پيمانکاران برطرف نخواهد شد. چنانچه منابع جايگزين هنوز به ظرفيت عملياتي يا تأييديههاي لازم دست نيافته باشند، پيمانکاران در دو راهي مخاطرهآميز ميان «پايبندي به موعد قانوني» و «حفظ تداوم خط توليد تسليحات» گرفتار خواهند شد.
هوش مصنوعي بايد نقشه را کامل کند
در اين چالش پيچيده، هوش مصنوعي ميتواند به عنوان ابزاري کليدي در اختيار پنتاگون قرار گيرد. فرمان اجرايي 14415 صريحاً وزارت جنگ را موظف ساخته تا آسيبپذيريها، گلوگاهها و نقاط شکست در زنجيره تأمين را نقشهبرداري کند و بهرهگيري از فناوريهاي نوين، از جمله هوش مصنوعي را براي تحقق اين هدف مجاز دانسته است.
چنين سامانههاي هوشمندي قادرند با تلفيق دادههاي تجاري، اطلاعات تأمينکنندگان، سوابق خريد و تراکنشهاي ميانشرکتي، وابستگيهاي پنهاني را افشا کنند که در سطح قراردادهاي مستقيم به چشم نميآيند. در همين راستا، واحد نوآوري دفاعي آمريکا پيشتر پلتفرم «آلتانا» (Altana) را عملياتي کرده بود؛ سامانهاي متکي بر هوش مصنوعي که با تحليل دادههاي عمومي و تجاري، نقشهاي چندلايه از زنجيره تأمين کالاهاي فيزيکي ترسيم کرده و پيوندهاي پرريسک را شناسايي ميکند.
با اين حال، کارآمدي اين ابزارها مستلزم دسترسي به دادههاي قابل اتکاست. چنانچه تأمينکنندهاي مبدأ واقعي مواد خام را ثبت نکرده باشد يا اطلاعات لايههاي پاييني در دسترس نباشد، الگوريتمها صرفاً با اتکا به سرعت پردازش بالا قادر به بازسازي قطعي واقعيتهاي پنهان نخواهند بود.
مدلهاي هوش مصنوعي ميتوانند احتمالات وابستگي را پيشبيني کنند، اما تأييد نهايي همچنان نيازمند اسناد بالادستي، بازرسيهاي ميداني و همکاري شفاف شرکتهاست.
در نهايت، اگرچه هوش مصنوعي ميتواند وابستگيهاي صنعتي را سريعتر آشکار سازد، اما هرگز توانايي احداث معادن، ايجاد پالايشگاهها يا خلق ظرفيتهاي توليديِ ناوجود را نخواهد داشت.
معافيتها به گلوگاه تبديل ميشوند
فرمان اجرايي امکان درخواست معافيت را براي شرکتهايي که هنوز به منابع جايگزين دسترسي ندارند حفظ کرده است؛ مشروط بر آنکه طرح کاهش وابستگي آنها به تأييد رسمي دولت
برسد.
با اين حال، فعالان صنعت دفاعي تأکيد ميکنند که ابهامات جدي پيرامون معيارهاي پذيرش اين طرحها و زمانبندي بررسي آنها وجود دارد و شفافيت لازم در اين خصوص ديده نميشود.
در همين رابطه، «داک هاردويک» معاون امور بينالملل انجمن صنايع هوافضاي آمريکا (AIA)، تصريح کرد شرکتها نيازمند دستورالعملها و راهنماهاي روشنتري درباره استانداردهاي قابل قبول براي طرحهاي کاهش ريسک و بازه زماني بررسي آنها هستند. اين انجمن رسماً خواستار تداوم معافيتها در بخشهايي شده که هنوز جايگزين تأييدشدهاي براي آنها يافت نشده است؛ چرا که تغييرات ناگهاني و شتابزده در مقررات، به جاي تقويت زنجيره تأمين، ميتواند روند توليد تجهيزات دفاعي را با اختلال جدي مواجه سازد.
اگرچه پنتاگون اعلام کرده با شرکتهايي که تلاشهاي واقعي براي جايگزيني منابع انجام ميدهند همکاري خواهد کرد، اما تا زماني که معيارهاي ارزيابي و مدتزمان رسيدگي به درخواستها کاملاً شفاف نشود، پيمانکاران دفاعي قادر نخواهند بود برنامههاي توليدي و سرمايهگذاريهاي آتي خود را با اطمينان تنظيم کنند.
مهلت قانوني از ظرفيت صنعتي جلو زده است
با توجه به اينکه تا اول ژانويه 2027 کمتر از سه ماه زمان باقي مانده است، ارتش آمريکا ناچار است در همين مهلت کوتاه، وابستگيهاي صنعتي خود را شفافتر شناسايي کند، شکافهاي توليد را به دقت بسنجد و جهت ايجاد منابع جايگزين يا دريافت معافيتهاي مشروط، با پيمانکاران همکاري تنگاتنگي داشته باشد.
با اين حال، برآوردهاي رسمي صنعت نشان ميدهد که بخش عمدهاي از ظرفيتهاي داخليِ مورد نياز، دستکم تا سال 2028 يا پس از آن عملياتي نخواهد شد.
اين شکاف زماني بهروشني آسيبپذيري اصلي اين برنامه را عيان ميسازد: تصميمات سياسي قادرند مبدأ خريدهاي دفاعي را تغيير دهند، اما هرگز نميتوانند زمان مورد نياز براي زيرساختسازي صنعتي را از ميان بردارند.
اگرچه بهرهگيري از هوش مصنوعي به رديابي سريعتر وابستگيهاي پنهان کمک ميکند و فرصت بيشتري جهت اولويتبندي سرمايهگذاريها در اختيار پنتاگون ميگذارد، اما تحقق نهايي هدف همچنان به وجود فيزيکي مواد اوليه، کارخانهها، نيروي متخصص، استانداردهاي فني و اخذ تأييديههاي زمانبر بستگي دارد.
در نهايت، معيار موفقيت فرمان اجرايي 14415 اين است که آيا آمريکا ميتواند وابستگيهاي حساس خود را کاهش دهد، بدون آنکه ناديده گرفتن واقعيتهاي صنعتي و کمبود منابع جايگزين، خطوط توليد تسليحات را با يک گلوگاه جديد مواجه سازد؟!
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.