اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

هشدار قرآن به کم‌فروشان

صفحه 587 قرآن کريم يک خط روايي بسيار منسجم دارد، سوره انفطار با فروپاشي نظم جهان و آشکار شدن همه اعمال انسان در قيامت آغاز مي‌شود و در پايان، اختيار و قدرت حقيقي را در آن روز فقط از آن خدا مي‌داند، سپس سوره مطففين بلافاصله از يک مصداق زميني بي‌عدالتي، يعني کم‌فروشي، شروع مي‌کند و آن را به مسئله قيامت و پاسخ‌گويي انسان پيوند مي‌زند.

هشدار قرآن به کم‌فروشان

سوره انفطار با تصويري تکان‌دهنده از پايان جهان آغاز مي‌شود «إِذَا السَّمَاءُ انْفَطَرَتْ؛ وَإِذَا الْکَوَاكِبُ انْتَثَرَتْ؛ وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ». آسمان مي‌شکافد، ستارگان از جاي خود پراکنده مي‌شوند، درياها دگرگون و به هم پيوسته مي‌شوند و قبرها زير و رو مي‌شوند.

علامه طباطبايي اين آيات را مجموعه‌اي از نشانه‌هاي متصل به قيامت مي‌داند، نشانه‌هايي که نشان مي‌دهند نظم آشناي جهان مادي در آستانه برپايي عالم ديگر از ميان مي‌رود.

اما هدف اين توصيف‌هاي عظيم، صرفاً ترسيم يک حادثه کيهاني نيست. درست پس از اين تصاوير، قرآن مي‌گويد که «عَلِمَتْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ». آن روز، انسان با تمام حقيقت اعمال خود روبه‌رو مي‌شود.

در نگاه الميزان، «ما قدّمت و أخّرت» تنها به کارهاي مستقيم انسان محدود نيست، آثار و سنت‌هايي را نيز شامل مي‌شود که فرد در دنيا پايه‌گذاري کرده و پس از مرگ او ادامه يافته‌اند، چه آثار نيک و چه آثار بد. بنابراين پرونده انسان فقط با پايان عمرش بسته نمي‌شود و آثار رفتار او نيز مي‌تواند در سرنوشت اخروي‌اش نقش داشته باشد.

 

خدا تو را آفريد، چه چيزي مغرورت کرد؟

در ادامه، خطاب قرآن بسيار شخصي‌تر مي‌شود «يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ». چه چيزي تو را نسبت به پروردگار کريمت مغرور کرده است؟

بعد از اين سؤال، قرآن نعمت‌هاي بنيادي خدا را يادآوري مي‌کند «الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ، فِي أَيِّ صُورَةٍ مَا شَاءَ رَكَّبَكَ». خداوند انسان را آفريده، ساختار وجودش را سامان داده و اعضا و نيروهاي او را متناسب با يکديگر قرار داده است.

 علامه طباطبايي تأکيد مي‌کند که اين پرسش، پرسشي براي گرفتن پاسخ نيست. استفهامي توبيخي است. يعني انسان ناسپاس در برابر اين همه نعمت، چه توجيهي براي سرکشي دارد؟

نکته مهم‌تر آن است که قرآن بلافاصله علت اصلي اين سرکشي را روشن مي‌کند «بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ» مشکل اصلي، فريب خوردن از کرم خدا نيست، بلکه انکار روز جزاست. کسي که حساب‌کشي نهايي را جدي نگيرد، براي گناه و نافرماني نيز مانع محکمي در برابر خود نمي‌بيند.

 

هيچ کاري گم نمي‌شود

قرآن پس از يادآوري قيامت، از مأموراني سخن مي‌گويد که اعمال انسان را ثبت مي‌کنند «وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ، كِرَامًا كَاتِبِينَ، يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ». اين آيات بر ثبت و حفظ اعمال انسان به وسيله فرشتگان دلالت دارد. بنابراين انسان در قيامت با چيزي روبه‌رو مي‌شود که در دنيا انجام داده است و هيچ عمل او بي‌حساب باقي نمي‌ماند. تعبير «يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ» نيز بر احاطه آنان بر اعمال و ويژگي‌هاي آن دلالت دارد.

نتيجه اين ثبت و ضبط نيز روشن است «إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ، وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ». نيکان در نعمت‌اند و بدکاران در دوزخ؛ و اين وضعيت در «يَوْمِ الدِّين» تحقق پيدا مي‌کند.

 

روزي که هيچ‌کس مالک ديگري نيست

سوره انفطار در پايان، عظمت آن روز را با سه بار تأکيد برجسته مي‌کند: «وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ». سپس پاسخ مي‌دهد: «يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئًا وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ».

 در آن روز، روابط قدرت، ثروت و تکيه‌گاه‌هاي دنيايي فرو مي‌ريزد. هيچ‌کس مالک چيزي براي ديگري نيست و فرمان نهايي تنها در اختيار خداست. اين پايان‌بندي، پيام اصلي سوره را کامل مي‌کند: قيامت روزي است که حقيقت اعمال آشکار و نتيجه انتخاب‌هاي انسان قطعي مي‌شود.

 

کم‌فروشي، يک گناه کوچک نيست

 سوره مطففين با يک هشدار اجتماعي آغاز مي‌شود «وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ». مطفف کسي است که در معامله، هنگام گرفتن حق خود کامل مي‌گيرد، اما هنگامي که نوبت به پرداخت حق ديگران مي‌رسد، کم مي‌گذارد «الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ، وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ».

علامه طباطبايي «تطفيف» را کم گذاشتن در پيمانه و وزن مي‌داند و آن را در ادامه سنت قرآنيِ مقابله با فساد اقتصادي و تضييع حقوق مردم قرار مي‌دهد. نکته قابل توجه اين است که قرآن رفتار اين افراد را صرفاً يک تخلف اقتصادي معرفي نمي‌کند؛ بلکه آن را به مسئله ايمان به قيامت پيوند مي‌زند.

 

ريشه کم‌فروشي در کجاست؟

 پس از توصيف کم‌فروشان، قرآن مي‌پرسد «أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ، لِيَوْمٍ عَظِيمٍ، يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ؟»

چرا انسان بايد حق ديگري را کم بگذارد، در حالي که مي‌داند روزي براي حساب‌رسي در برابر پروردگار جهانيان خواهدايستاد؟

 به اين ترتيب، صفحه 587 يک پيام مشترک را از دو زاويه دنبال مي‌کند در انفطار، تمام اعمال انسان در قيامت آشکار مي‌شود و در مطففين، يکي از روشن‌ترين مصاديق تضييع حق ديگران يعني کم‌فروشي، مستقيماً به همان روز بزرگ گره مي‌خورد. باور به قيامت در اين نگاه، فقط اعتقادي درباره آينده نيست، نيرويي است که بايد رفتار انسان را در همين امروز، حتي در کوچک‌ترين معاملات و حقوق مردم، اصلاح کند.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.