اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

نگاه انسان عاقل به دنيا و دنياداران و آخرت چگونه است؟

روايتي در کتاب اصول کافي جلد 1 صفحه52 و 51 آمده است که امام کاظم عليه السلام مي‌فرمايند: «يَا هِشَامُ‏ إِنَ‏ الْعَاقِلَ‏ نَظَرَ إِلَي‏ الدُّنْيَا وَ إِلَي‏ أَهْلِهَا فَعَلِمَ‏ أَنَّهَا لَا تُنَالُ إِلَّا بِالْمَشَقَّةِ وَ نَظَرَ إِلَي الْآخِرَةِ فَعَلِمَ أَنَّهَا لَا تُنَالُ إِلَّا بِالْمَشَقَّةِ فَطَلَبَ بِالْمَشَقَّةِ أَبْقَاهُمَا»

نگاه انسان عاقل به دنيا و دنياداران و آخرت چگونه است؟

اي هشام! انسان عاقل به دنيا و دنياداران نگاه ميکند و ميفهمد که دنيا جز با سختي و زحمت به دست نميآيد. او نگاه به آخرت ميکند؛ پس ميفهمد که آخرت و بهشت و رضوان الهي جز با سختي و زحمت به دست نميآيد.

پس اين انسان عاقل به دنبال آخرت ميرود و زحمت و سختي را براي جايي ميکشد که جاودانه و هميشگي
است.

شرح اين حديث را بر اساس درسهاي آيت الله آقامجتبي تهراني در زير بخوانيد:

در روايتي دارد که امام هفتم عليه السلام، مطالب بسياري را به هشام ابن حکم فرمودند، شايد اگر اشتباه نکنم قريب هفت، هشت صفحه باشد، روايت مفصلي هم هست، خطاب کردند به هشام. هشام ابن حکم معروف است، از اصحاب امام جعفر صادق صلوات الله عليه است و خدمت امام هفتم هم رسيده است و از آن کساني
است که معروف است، خصوصاً از نظر علمي
اش.

يک جمله از جملههايشان؛ چون همه اش خطاب ميکنند به هشام و به او مطالبي ميفرمايند. يکياش اين است، يک بخشش اين بود. فرمودند: اي هشام! آدم عاقل اين جوري است که دقت ميکند،« نَظَرَ» دارد، «نَظَرَ اِلَي الدُّنيا وَ اَهلِها» نگاه ميکند به اين عالم دنيا، نشئة ماديت به قول ما، و افراد دنيادار را، اينهايي را که دنيادار هستند به اصطلاح ما «نَظَرَ اِلَي الدُّنيا وَ اَهلِها» وقتي که دقت کرد ميبيند به اين که اگر بخواهد دنيا را تحصيل کند براي خودش، به تعبير ما منصفانه يا بگوييم متشرعانه، حالا هر چي، نه برود به دنبال دنيا؛ اين بدون زحمت نميشود، بلاخره بايد نيرويش را هان؟! مصرف کند ديگر، درست است؟ اين جور نيست که به قول ما تعبير ميکنند، هلو بيا برود در گلو نيست. شد؟! بايد راه بيفتد، خب عمرش را ميگذارد، نيرويش را ميگذارد، اينها را ميگذارد تا فرض کنيد که روي هم بگذارد، تا روي هم بگذارد. خب اين که مال اين. دقت بکنيد، ميبينيد اين است، بايد بدود خلاصهاش.

از اين طرف هم نگاه ميکند به آخرت و مسائل اخرويه و آن چيزهايي که در آخرت به درد انسان ميخورد و آنها را هم نگاه ميکند، دقت در آنها ميکند؛ ميبيند آنها هم به آساني به دست نميآيد؛ آنها هم دويدن دارد به قول ما، بايد نيرو بگذارد، زحمت بکشد، مشقت دارد.

اينجا ميبيند سر دو راهي است، يکي اين که برود دنبال دنيا، دنيا را به دست بياورد، اين طرف نيرو مصرف کند، عمرش را اين طرف بگذارد، يا بيايد اين طرف را انتخاب بکند، از نظر دنيايي به مقدار کفافش که به اصطلاح، گذران زندگيش باشد اکتفا کند، نيرو را متمرکز کند اين طرف. اين جا بحث انتخاب است و اين را هم بگويم: انسان هم در دنيا، دو تا عمر ندارد، دو تا نيرو چيه؟ ندارد؛ اين را خوب دقت کنيد! يک عمر است، يک نيروست، درست است؟ اما دو راه است؛ توي اين راه بگذارم يا توي اين راه؟

اين را خوب دقت کنيد، مهم اين است، که اين جور نيستش که من در دنيا هان! دو مرتبه بيايم، يک مرتبه بياييم بگوييم ميرويم سراغ دنيا، نيرويم را اين طرف ميگذاريم، آن را اين طرف مصرف ميکنيم؛ يک دفعه ديگر ميآييم، بعد ميرويم براي آخرتمان کار ميکنيم. هان! بارک الله، ميگفتند: چارپار دار قمي دوسره بار ميکردند. اين نيستش مسئله، يکي است، يک عمر هست، يک نيروست؛ اما دو راه است، کجا مصرف کنيم؟ چون تعبير به عاقل حضرت ميفرمايند، ميگويد: آدم عاقل در انتخاب وقتي سر اين دو راهي رسيد، ميگويد هم اين زحمت دارد به دست آوردنش، هم اين زحمت دارد. درست است؟ حالا کدام زحمتش را من بکشم؟ کدام؟ با يک جمله ميفرمايد: «فَطَلَبَ بِالمَشَقَّهِ اَبقاهُما» آدم عاقل که ميخواهد انتخاب بکند، که اين سختي را ميخواهد بکشد، زحمت را ميخواهد بکشد، ميرود آني را انتخاب ميکند که برايش ميماند، نه آني را که از دستش چيه؟ ميرود. غير از اين است واقعا؟ هان؟!

خيلي قشنگ، زيبا به هشام ميفرمايند: «يا هِشامُ اِنَّ العاقِلَ نَظَرَ» نگاه کنيد اين سنجش است، دقت بکنيد. «اِلَي الدُّنيا وَ اِلَي اَهلِها فَعَلِمَ اَنَّها لاتُنالُ اِلاّ بِالمَشَقَّهٍ» اين به دست نميآيد مگر اين که نيرو مصرف کني، زحمت بکشي.

از اين طرف هم «وَنَظَرَ اِلَي الاخِرَه» به اين طرف هم نگاه ميکند، باز هم اين جا «فَعَلِمَ اَنَّها لاتُنالُ اِلاّ بِالمَشَقَّهِ» حالا انتخاب کن. «فَطَلَبَ بِالمَشَقَّهِ اَبقاهُما» آني که برايش ميماند انتخاب ميکند، نه آني که برايش نميماند. توجه کنيد! عاقل يک همچنين آدمي است. درست است؟ يعني عقل، اقتضاي اين را ميکند. توجه کنيد! من حالا يک جمله ميگويم ممکن است که تند باشد اين؛ ولي نه! به قول ما طلبهها، ما اينطور ميگوييم، مفهوم ميگيريم ما.

مفهومش اين است: اينهايي که ميبينند، رفتند دنيا را انتخاب کردند، اينها ديوانهاند؛ مقابلش است ديگر، خيلي قشنگ، اول،«يا هِشامُ اِنَّ العاقِلَ» درست؟ يعني اينهايي که چيه؟! عمرش را تمام نيرويش را مصرف ميکند که دنيا را بگيرد روي هم بگذارد، اين ديوانه است، اين که عاقل نيستش که. چرا؟ چون وجدانا ميبيند که برايش هان؟! نميماند.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.