مطالعات مختلف نشان دادهاند که نبود حمايت اجتماعي، انزواي اجتماعي در محيط کار، يا زندگي در محلههاي محروم، با افزايش خطر ابتلا به بيماريهاي قلبي-عروقي همراه است. همچنين شواهدي وجود دارند که نشان ميدهند مشکلات مالي ميتواند مانع دسترسي به دارو و غذاي سالم شود و همين موضوع خطر بستري شدن و مرگ را افزايش دهد.
در يک مطالعه ارزشمند، محققان کشور با مرور گسترده مطالعات علمي، به بررسي نقش عوامل اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي در بروز و گسترش بيماريهاي قلبي-عروقي پرداختهاند؛ بيماريهايي که همچنان يکي از مهمترين چالشهاي سلامت عمومي در ايران و جهان به شمار ميروند.
به گزارش ايسنا، بيماريهاي قلبي-عروقي سالهاست بهعنوان اصليترين علت مرگومير در جهان شناخته ميشوند و طيف وسيعي از مشکلات سلامت را دربرميگيرند؛ از سکته مغزي و نارسايي قلبي گرفته تا فشار خون بالا و بيماريهاي عروق محيطي. اين بيماريها نهتنها جان ميليونها نفر را تهديد ميکنند، بلکه کيفيت زندگي بيماران را کاهش داده و هزينههاي سنگيني را به نظامهاي سلامت تحميل ميکنند.
پيشبينيها نشان ميدهد که تا سال 2030، تعداد مرگهاي ناشي از اين بيماريها به بيش از 23 ميليون نفر در سال برسد؛ رقمي نگرانکننده که اهميت توجه جدي به ريشهها و عوامل مؤثر بر اين بيماريها را دوچندان ميکند.
در ايران نيز وضعيت نگرانکننده است. بيماريهاي قلبي-عروقي نخستين علت مرگ محسوب ميشوند و سهم بزرگي از بار بيماريها را به خود اختصاص دادهاند. مفهومي به نام «سالهاي از دسترفته عمر همراه با ناتواني» يا DALY نشان ميدهد که اين بيماريها چه ميزان از عمر مفيد افراد را کاهش ميدهند.
بر اساس دادهها، حدود 46 درصد از کل مرگها و 20 تا 23 درصد از بار بيماريها در کشور به بيماريهاي قلبي-عروقي مربوط است. بيماري ايسکميک قلبي و سکته مغزي نيز در صدر علل مرگ و ناتواني قرار دارند. چنين آماري نشان ميدهد که اين موضوع صرفاً يک مسئله پزشکي نيست، بلکه بهشدت با شرايط زندگي، محيط اجتماعي و وضعيت اقتصادي افراد گره خورده است.
در سالهاي اخير، توجه پژوهشگران از عوامل صرفاً زيستي به سمت عوامل اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي معطوف شده است. تغيير سبک زندگي، شهرنشيني، رژيم غذايي ناسالم، کمتحرکي، فشارهاي رواني، افزايش سن جمعيت و حتي دسترسي نابرابر به خدمات درماني، همگي ميتوانند خطر ابتلا به بيماريهاي قلبي-عروقي را افزايش دهند. علاوه بر اين، گزارشهاي جهاني نشان ميدهند که بيش از سهچهارم مرگهاي ناشي از اين بيماريها در کشورهاي با درآمد کم و متوسط رخ ميدهد. اين آمار بيانگر آن است که نابرابريهاي اجتماعي و اقتصادي نقش پررنگي در سلامت قلب و عروق ايفا ميکنند.
به منظور بررسي بيشتر اين موضوع، سعاد محفوظپور، دانشيار گروه مديريت خدمات بهداشتي و درماني دانشگاه آزاد تهران جنوب، بههمراه سه همکار دانشگاهي و با همکاري دانشگاه علوم پزشکي مشهد، پژوهشي مروري انجام دادهاند. اين پژوهش که با تمرکز بر شناسايي عوامل زمينهساز اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي مرتبط با بيماريهاي قلبي-عروقي انجام شده، تلاش کرده است تصويري جامع و قابل اتکا از مطالعات انجامشده در اين حوزه ارائه دهد.
پژوهشگران با جستوجوي الکترونيکي در پايگاههاي معتبر علمي، مقالات انگليسيزبان منتشرشده بين سالهاي 2008 تا 2024 را بررسي کردهاند. در اين جستوجو از کليدواژههايي مرتبط با بيماريهاي غيرواگير، بيماريهاي قلبي-عروقي و اثرات اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي استفاده شده است. سپس براي نظمدهي به اطلاعات، از فرم استخراج داده استفاده شد و نظر متخصصان حوزههاي مختلف براي دستهبندي نهايي عوامل به کار گرفته شد.
يافتههاي اين پژوهش که در «مجله مديريت ارتقاي سلامت» وابسته به انجمن علمي پرستاري ايران منتشر شدهاند، نشان دادند که در مجموع 35 عامل مؤثر بر بيماريهاي قلبي-عروقي قابل شناسايي است. بيشترين سهم مربوط به «عوامل اجتماعي» بود که 51 درصد از کل عوامل را شامل ميشد. عواملي مانند سطح تحصيلات، حمايت اجتماعي، وضعيت شغلي، محل سکونت و شرايط محيطي در اين دسته قرار ميگيرند. پس از آن، «عوامل اقتصادي» با 28 درصد، از جمله درآمد، فقر، امنيت شغلي و توانايي تأمين هزينههاي درمان، و در نهايت «عوامل فرهنگي» با 20 درصد، مانند باورها، عادات غذايي، سبک زندگي و نگرش به سلامت، شناسايي شدند.
پژوهشگران تأکيد کردهاند که اين عوامل بهصورت جداگانه عمل نميکنند، بلکه بهشدت درهمتنيده هستند. براي مثال، فقر ميتواند به تغذيه ناسالم، استرس مزمن و دسترسي محدود به خدمات درماني منجر شود و در نهايت خطر بيماري قلبي را افزايش دهد. از اين رو، پيشنهاد شده است که سياستگذاران سلامت در تدوين برنامههاي پيشگيري و کاهش مرگومير ناشي از بيماريهاي قلبي-عروقي، به اين مجموعه عوامل بهصورت همزمان توجه کنند.
اين پژوهش همچنين نشان ميدهد که بسياري از مطالعات پيشين نيز رويکردهاي تلفيقي را اتخاذ کردهاند، زيرا مرز روشني ميان عوامل اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي وجود ندارد.
بهعنوان نمونه، مطالعات مختلف نشان دادهاند که نبود حمايت اجتماعي، انزواي اجتماعي در محيط کار، يا زندگي در محلههاي محروم، با افزايش خطر ابتلا به بيماريهاي قلبي-عروقي همراه است. همچنين شواهدي وجود دارند که نشان ميدهند مشکلات مالي ميتواند مانع دسترسي به دارو و غذاي سالم شود و همين موضوع خطر بستري شدن و مرگ را افزايش دهد.
از منظر فرهنگي نيز، درک باورها و عادات افراد نقش مهمي در موفقيت درمان و پيشگيري دارد. پايبندي به درمان، تغيير سبک زندگي و حتي پيشآگهي بيماري ميتواند تحت تأثير فرهنگ، مذهب، مهاجرت و تغييرات سبک زندگي قرار گيرد.
اين يافتهها در نهايت حاکي از آن هستند که برنامههاي پيشگيري زماني موفق خواهند بود که متناسب با شرايط اجتماعي و فرهنگي هر جامعه طراحي شوند و صرفاً به توصيههاي کلي بسنده نکنند.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.