اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

نشانه‌هاي هشداردهنده‌ سلامت روان که بايد جدي گرفت

يک روانشناس گفت: شايع‌ترين اختلالات روان‌شناختي در ميان بزرگسالان شامل اضطراب، افسردگي و وسواس مي‌شود؛ افراد بايد آگاه باشند که افسردگي لزوما با غم و گريه بروز نمي‌کند، بلکه بي‌تفاوتي، انزواي اجتماعي و دردهاي مبهم بدني نيز از نشانه‌هاي جدي آن به شمار مي‌روند.

نشانه‌هاي هشداردهنده‌ سلامت روان که بايد جدي گرفت

عطيه سلطاني گفت: اختلال رواني وضعيتي است که در افکار، احساسات يا رفتارهاي فرد تغييرات منفي ايجاد و باعث رنج خود يا ديگران شده و زندگي روزمره‌ را تحت تاثير قرار مي‌دهد؛ مثلا روي روابط، کار، خواب يا انجام فعاليت‌هاي روزانه اثر مي‌گذارد. همه ما گاهي غمگين، مضطرب، عصباني يا بي‌حوصله مي‌شويم و اين موضوع به‌تنهايي به معناي داشتن اختلال رواني نيست. زماني که اين حالت‌ها شديد، طولاني يا تکرارشونده باشند و عملکرد فرد را به‌طور جدي مختل کنند، بهتر است توسط يک روان‌پزشک يا روان‌شناس باليني بررسي شود.

 

شايع‌ترين اختلالات و تاثير آن‌ها بر زندگي فردي و اجتماعي

 

وي در خصوص اينکه شايع‌ترين اختلالات روان‌شناختي در ميان بزرگسالان کدام‌اند و چگونه زندگي فردي و اجتماعي افراد را تحت تاثير قرار مي‌دهند؟ اظهار کرد: مي‌توان به اختلالات اضطرابي، افسردگي، وسواس و برخي مشکلات مربوط به خواب اشاره کرد. با توجه به افزايش مشکلات روزمره و ايجاد بار رواني فرسايشي، فرد ممکن است مکررا با نگراني و نشخوار فکري روبه‌رو باشد و نتواند با آرامش کارهاي روزمره‌اش را انجام دهد؛ فرد مبتلا به افسردگي ممکن است انرژي و انگيزه خود را از دست بدهد، از ارتباط با ديگران فاصله بگيرد و حتي انجام کارهاي ساده روزانه برايش دشوار شود. در وسواس نيز افکار ناخواسته و رفتارهاي تکراري مي‌توانند زمان و انرژي زيادي از فرد بگيرند و به‌طور مشترک، همه اين اختلالات، کيفيت کلي زندگي و ارتباطي افراد را به‌طور قابل توجهي کاهش مي‌دهند.

اين روانشناس با اظهار اينکه چه تغييراتي در خواب، اشتها، انرژي و روابط بين‌فردي مي‌تواند زنگ خطري براي آغاز يک اختلال رواني باشد، بيان کرد: يکي از نشانه‌هايي که بايد به آن توجه کرد، تغييرات قابل‌توجه و ادامه‌دار نسبت به حالت معمول فرد است. براي مثال اگر فردي که هميشه خواب منظمي داشته، ناگهان دچار بي‌خوابي، خواب زياد يا بيدار شدن‌هاي مکرر شود يا در اشتها و وزن او تغيير محسوسي ايجاد شود، بهتر است اين تغييرات ناديده گرفته نشوند. کاهش يا افزايش غيرمعمول انرژي، خستگي مداوم، بي‌حوصلگي و نداشتن انگيزه براي انجام کارهايي که فرد قبلا از آن‌ها لذت مي‌برده نيز مي‌تواند از نشانه‌هاي مهم باشد.

به گفته سلطاني، در روابط اجتماعي هم اگر فرد به‌طور محسوسي از خانواده و دوستان فاصله بگيرد، علاقه‌اش به معاشرت کم شود، زودتر از گذشته عصباني يا حساس شود و غيره، مي‌تواند يک علامت هشدار باشد. البته وجود يکي از اين نشانه‌ها به‌تنهايي به معناي وجود اختلال رواني نيست؛ مهم اين است که اين تغييرات چقدر شديد هستند، چه مدت ادامه دارند و تا چه اندازه زندگي روزمره فرد را مختل کرده است. اگر اين تغييرات ادامه‌دار باشند، بهتر است فرد توسط متخصص سلامت روان بررسي شود.

 

تمايز استرس طبيعي و اختلال اضطراب فراگير

 

وي با اشاره به اينکه مرز ميان اضطراب يا استرس طبيعي کاري با اختلال اضطراب فراگير يا حملات پانيک چيست؟ تصريح کرد: اضطراب هميشه نشانه بيماري نيست. مثلا قبل از يک جلسه مهم، مصاحبه شغلي يا يک کار سخت، نگراني و استرس داشتن کاملا طبيعي است و معمولا وقتي موقعيت تمام مي‌شود، اضطراب هم کمتر مي‌شود؛ اما در اضطراب فراگير، نگراني به يک موقعيت خاص محدود نيست. فرد درباره موضوعات مختلف زندگي مثل کار، خانواده، سلامت، مسائل مالي و آينده، به‌طور مداوم نگران است و کنترل اين نگراني برايش دشوار مي‌شود؛ به‌طوري که روي خواب، تمرکز، آرامش و زندگي روزمره‌اش اثر مي‌گذارد.

اين روانشناس افزود: حمله پانيک متفاوت است. در اين حالت، فرد ممکن است به‌طور ناگهاني دچار موج شديدي از ترس يا اضطراب شود؛ علائمي مثل تپش قلب، تنگي نفس، لرزش، تعريق، سرگيجه يا احساس از دست‌دادن کنترل را تجربه کند. اين حمله معمولا ناگهاني شروع مي‌شود و مي‌تواند حتي زماني اتفاق بيفتد که خطر واقعي وجود ندارد. به زبان ساده، اضطراب طبيعي متناسب با موقعيت است و بعد از برطرف‌شدن موقعيت کاهش پيدا مي‌کند؛ اما وقتي اضطراب شديد، مداوم، غيرقابل‌کنترل يا مختل‌کننده زندگي شود، نياز به بررسي تخصصي دارد.

سلطاني با اشاره به اينکه افسردگي در بزرگسالان چه نشانه‌هايي دارد و چرا گاهي به‌صورت بي‌تفاوتي، انزوا يا حتي دردهاي جسماني بروز پيدا مي‌کند؟ بيان کرد: افسردگي فقط به معناي غمگين‌بودن نيست؛ فرد مبتلا ممکن است براي مدتي احساس بي‌انگيزگي، خستگي و نااميدي داشته باشد، از چيزهايي که قبلا برايش لذت‌بخش بوده‌اند لذت نبرد، تمرکز و تصميم‌گيري برايش سخت شود و خواب يا اشتهايش تغيير کند. گاهي افسردگي به شکل غم و گريه ديده نمي‌شود و فرد بيشتر بي‌تفاوت، کم‌حرف، خسته يا منزوي به نظر مي‌رسد.

 

بروز افسردگي به شکل دردهاي جسماني و انزوا

 

وي با تاکيد بر اينکه ممکن است فرد نتواند احساساتش را به‌خوبي توضيح دهد و فقط بگويد «ديگه هيچ‌چيز برام مهم نيست» يا «حوصله هيچ‌کس رو ندارم»، توضيح داد: در بعضي افراد ناراحتي رواني بيشتر به شکل علائم جسماني مثل سردرد، بدن‌درد، احساس سنگيني و خستگي يا مشکلات گوارشي خودش را نشان مي‌دهد، چرا که فشار رواني بر عملکردهاي مختلف بدن (روي احساس درد، انرژي، خواب) اثر مي‌گذارد. انزوا نيز نتيجه همين چرخه است؛ فرد انرژي و انگيزه کافي براي ارتباط با ديگران ندارد و از جمع فاصله مي‌گيرد که اين امر احساس تنهايي را بيشتر مي‌کند. اگر تغييراتي مثل بي‌علاقگي، خستگي يا علائم جسماني بدون علت مشخص، شديد و مداوم باشند، بهتر است افسردگي بررسي شود.

اين روانشناس اظهار کرد: افزايش آگاهي درباره علائم اختلالات روان نبايد منجر به خودتشخيصي و برچسب‌گذاري براي ديگران شود. تشخيص همه اين موارد برعهده روان‌شناس باليني و روان‌پزشک است و دانستن علائم صرفا جهت افزايش حساسيت نسبت به تغييرات رفتاري و خلقي است که بايد در نهايت منجر به مراجعه به متخصص سلامت روان شود.

 

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.