اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

نسل آينده در تيررس عمليات رواني رسانه‌هاي ضدايراني

نوجوانان و جوانان به‌عنوان يکي از مهم‌ترين و در عين حال حساس‌ترين اقشار جامعه، همواره نقشي کليدي در شکل‌گيري آينده فرهنگي، اجتماعي و سياسي کشورها ايفا مي‌کنند.

نسل آينده در تيررس عمليات رواني رسانه‌هاي ضدايراني

به گزارش خبرگزاري فارس، اين قشر، نهتنها مخاطب امروز، بلکه تصميمساز و کنشگر فرداي جامعه است و به همين دليل، همواره در کانون توجه جريانهاي فکري، رسانهاي و سياسي قرار داشته است. اهميت اين مسئله زماني دوچندان ميشود که دشمنان يک کشور، بهطور هدفمند، سرمايهگذاري بلندمدت خود را بر ذهن و هويت نسل نوجوان متمرکز کنند.

 

تمرکز هدفمند رسانههاي معاند بر نسل آينده

در سالهاي اخير، بررسي روند فعاليت رسانههاي معاند و جريانهاي ضدايراني نشان ميدهد که بخش قابلتوجهي از توليدات رسانهاي آنان بهطور مستقيم يا غيرمستقيم نوجوانان و دانشآموزان را هدف قرار داده است. اين تمرکز اتفاقي يا مقطعي نيست، بلکه بخشي از يک راهبرد بلندمدت در چارچوب جنگ ترکيبي و جنگ شناختي عليه جمهوري اسلامي ايران محسوب ميشود.

رسانههاي معاند بهخوبي آگاهند که تغيير نگرش نسل آينده، بسيار کمهزينهتر و مؤثرتر از تقابل مستقيم با ساختارهاي سياسي و امنيتي است. از همين رو، تلاش ميشود با استفاده از زبان ساده، روايتهاي احساسي، تصاوير جذاب و محتواي سرگرمکننده، پيامهاي القايي در ذهن نوجوانان نهادينه شود.

 

نااميدسازي؛ محور اصلي عمليات رواني

يکي از مهمترين محورهاي فعاليت رسانههاي معاند، القاي نااميدي نسبت به آينده کشور است. اين رسانهها با بزرگنمايي مشکلات، حذف دستاوردها، القاي بنبست و ترويج اين گزاره که «آيندهاي در داخل کشور وجود ندارد»، سعي دارند ذهن نوجوانان را به سمت بياعتمادي و سرخوردگي سوقدهند.

در اين چارچوب، مشکلات اقتصادي، اجتماعي و مديريتي، بدون ارائه تصوير کامل و بدون اشاره به ظرفيتها و راهحلها مطرح ميشود تا مخاطب نوجوان به اين جمعبندي برسد که تلاش، مشارکت و تعلق اجتماعي بيمعناست.

اين نااميدي، مقدمهاي براي بيتفاوتي اجتماعي و فاصلهگرفتن از مسئوليتپذيري جمعي است.

 

ايجاد شکاف ميان نوجوان و جامعه

راهبرد ديگر رسانههاي معاند، تلاش براي جدا کردن نوجوانان از بدنه جامعه و ساير اقشار مردم است. القاي تضاد ميان نسلها، بياعتبارسازي خانواده، تضعيف نقش مدرسه و تخريب تصوير نهادهاي اجتماعي و حاکميتي، از جمله ابزارهايي است که در اين مسير بهکار گرفته ميشود.

هدف نهايي اين روند، شکلدهي نسلي است که خود را «جداافتاده» از جامعه بداند؛ نسلي که احساس تعلقي به سرنوشت جمعي کشور ندارد و نسبت به مسائل ملي، بيتفاوت يا حتي معارض است. چنين نسلي، در بلندمدت ميتواند انسجام اجتماعي را با آسيبهاي جدي مواجه کند.

 

جنگ هويتي در پوشش سرگرمي و سبک زندگي

بخش مهمي از اين عمليات رسانهاي، در قالب محتواهاي ظاهراً غيرسياسي مانند سرگرمي، موسيقي، کليپهاي کوتاه و سبک زندگي دنبال ميشود. در اين محتواها، بهصورت تدريجي، هويت ملي و ديني کمرنگ شده و الگوهاي وارداتي، فردگرايانه و بعضاً متعارض با فرهنگ بومي، برجسته ميشود.

اين جنگ نرم و خزنده، بدون ايجاد حساسيت ظاهري، بهدنبال تغيير ذائقه فکري و ارزشي نوجوانان است؛ تغييري که آثار آن نه در کوتاهمدت، بلکه در سالهاي آينده و در سطوح تصميمسازي کشور نمايان خواهد شد.

 

ضرورت بازتعريف نقش نهادهاي داخلي

در برابر اين هجمه گسترده و هدفمند، نقش خانوادهها، نظام آموزشي، رسانههاي داخلي و نهادهاي فرهنگي اهميتي دوچندان پيدا ميکند. غفلت از نيازهاي فکري و هويتي نوجوانان، ميدان را بهطور کامل در اختيار رسانههاي معاند قرار خواهدداد.

تقويت سواد رسانهاي، آموزش قدرت تحليل و تفکيک واقعيت از روايت، ايجاد اميد مبتني بر واقعيت و گفتوگوي مستمر و صادقانه با نسل نوجوان، از جمله اقداماتي است که ميتواند سپر دفاعي مؤثري در برابر اين جنگ شناختي ايجاد کند.

 

نوجوانان؛ سرمايه راهبردي کشور

نوجوانان و دانشآموزان امروز، آيندهسازان فرداي ايران هستند و هرگونه تلاش براي نااميدسازي يا جدا کردن آنان از جامعه، در واقع حملهاي مستقيم به آينده کشور محسوب ميشود.

صيانت فکري و هويتي از اين قشر، نه يک اقدام احساسي يا مقطعي، بلکه ضرورتي راهبردي براي حفظ ثبات، پيشرفت و امنيت ملي است؛ ضرورتي که بيتوجهي به آن، هزينههاي سنگيني در سالهاي پيشرو به همراه خواهد داشت.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.