اينترنت هيچ مرزي روي نقشه سياسي جهان ندارد؛ اما ناامني يک تنگه کافياست تا معلوم شود شبکهاي که قرار بود ميلياردها نفر را به هم متصل کند، روي کف چند آبراه محدود و شکننده بنا شده است. پيامد آنچه اين روزها در هرمز و بابالمندب ميگذرد، به هيچ مرز و طرفي محدود نميماند و از کاربر خانگي در خليجفارس تا ديتاسنترهاي اروپا و سرويسهاي ابري آمريکا، همه در يک زنجيرهي بههموابسته تحت تاثير قرار ميگيرند.
شوک اينترنت در هرمز
حمله نظامي آمريکا و رژيم صهيونيستي به ايران و بحران ناشي از آن در تنگه هرمز، اکنون ابعاد تازهاي يافته؛ جايي که جنگ حتي پيش از وارد شدن آسيب مستقيم به کابلهاي زير آبهاي هرمز، بخش بزرگي از پروژههاي اينترنت آينده منطقه را متوقف کرده است.
همزمان با تشديد تجاوزات آمريکا و اعمال محاصره دريايي در خليجفارس، کشتيهاي کابلگذار يکي پس از ديگري منطقه را ترک ميکنند، پروژههاي چند ميليارد دلاري معلق ماندهاند و برخي مسيرهاي حياتي انتقال داده شايد هرگز تکميل نشوند. در جهاني که بيش از 95 درصد ترافيک بينقارهاي اينترنت از کف اقيانوسها عبور ميکند، بحران هرمز ديگر يک تهديد منطقهاي نيست؛ به يکي از حساسترين بحرانهاي زيرساخت ديجيتال جهان بدل شده است.
در چنين شرايطي، فعاليت کشتيهاي کابلگذار به عملياتي پرريسک تبديل شده است؛ اين کشتيها هنگام نصب کابل بايد با سرعتي بسيار پايين حرکت کنند و ساعتها يا حتي روزها در يک مسير ثابت باقي بمانند، وضعيتي که آنها را بهمراتب آسيبپذيرتر از شناورهاي عادي ميکند. به همين دليل، شرکت آلکاتلسابماريننتورکس، يکي از بزرگترين پيمانکاران کابلهاي زيردريايي جهان، در حالي که خليجفارس به منطقهاي غيرقابل ورود تبديل شده بود، وضعيت فورسماژور را براي عمليات کابلگذاري در اين منطقه رسماً اعلام کرد.
نتيجه مستقيم اين وضعيت، توقف بخشي از پروژه عظيم «2Africa Pearls» بود؛ شاخه خليجفارس ابرپروژه 2Africa که با مشارکت شرکتهاي متا، وودافون، اورانژ و چاينا موبايل اينترنشنال در حال توسعه است.
اين کابل که هدفش افزايش ظرفيت اينترنت ميان آفريقا، غرب و جنوب آسياست، در بخش غرب پس از تشديد درگيري در خليجفارس معلق شده است. با طول تقريبي 45 هزار کيلومتر، 2Africa قرار بود بزرگترين شبکه کابل زيردريايي تاريخ باشد و کشورهاي خليجفارس را به شبکهاي پرظرفيت ميان آسيا، آفريقا و اروپا وصل کند؛ اما با آنکه بيشتر طول کابل هماکنون روي بستر دريا قرار دارد، عمليات نهايي اتصال آن به ايستگاههاي ساحلي، يعني همان پنج کيلومتر پاياني بهکلي رها شده است. کشتي کابلگذار مسئول اين پروژه هماکنون در بندري در عربستان متوقف مانده است.
بحران فقط به 2Africa محدود نمانده است. کابل SEA-ME-WE 6 که قرار بود نسل جديد ارتباطات پرسرعت ميان جنوبشرق آسيا، غرب آسيا و اروپا باشد و کشورهايي مثل امارات، قطر، عمان، بحرين، عربستان، کويت و عراق را به شبکه اصلي متصل کند، در شاخه خليج فارس آن که قرار بود در ساحل شرقي عربستان در الخُبر فرود بيايد نيز با تعويق مواجه شده است. جالب اينکه اين کابل که قرار بود جايگزين نسل قديميتر (SMW5) باشد، حالا خودش زير بار سنگين ترافيکي است که از پروژههاي متوقفشده به آن سرريز شده؛ بهعنوان يکي از معدود سامانههاي موجود با ظرفيت کافي براي جذب بار ترافيکي 2Africa، ايستگاههاي فرودي آن در مصر با ازدحامي بيسابقه روبهرو شدهاند که نتيجهاش افزايش محسوس تأخير براي کاربران منطقه است. گفتني است پيشتر نيز دو اپراتور چيني بهدليل تشديد تنش با آمريکا از اين پروژه کنارهگيري کرده بودند، نشانهاي ديگر از اينکه رقابت ژئوپليتيک، حتي پيش از آغاز جنگ اخير، سايهاش را روي زيرساخت اينترنت منطقه انداخته بود.
پروژه «ورلدلينک ترنزيت کيبل» نيز که قرار بود ابوظبي را از مسير زيردريايي به عراق متصل کند، در وضعيتي مبهم قرار گرفته است.
دامنه بحران فراتر از خليجفارس
آنچه اين بحران را نگرانکنندهتر ميکند، همزماني آن با ناامني مسير ديگر است: درياي سرخ و تنگه بابالمندب. کابل EIG (دروازه اروپا-هند) که يکي از وابستگيهاي حياتي براي دادههاي سازماني بينالمللي است، بهدليل عبور از بابالمندب که اکنون منطقهاي نظامي و محدودشده است، دارايي پرريسک تلقي ميشود؛ بهگونهاي که هرگونه آسيب فيزيکي به آن ميتواند به قطعي نامحدود بينجامد. بسته شدن تنگه هرمز، که مسير عبور 40 درصد نفت و تجارت دريايي جهان است، پيشتر اقتصاد جهاني را متزلزل کرده بود؛ اما در زير همان درگيريهاي دريايي، گلوگاه حياتي ديگري هم در معرض خطر قرار دارد.
کارشناسان صنعت هشدار ميدهند اين وضعيت فقط به دو تنگه محدود نميماند. مشکلات پيشين در درياي سرخ، پيش از اين هم روند نصب چند سامانه کابلي از جمله 2Africa، اينديا-اروپ اکسپرس (IEX)، رامان، SEA-ME-WE 6 و آفريقا-1 را به تعويق انداخته بود و اکنون با بسته شدن همزمان هرمز، اين تأخيرها عملاً به بنبست رسيدهاند. پروژههاي در دست ساخت در خليج، از جمله شاخه Pearls کابل 2Africa و کابل «فايبر اين گالف» (FIG) نيز در صورت ادامه يافتن جنگ با موانع جدي روبهرو خواهند شد.
تجربه درياي سرخ نشان ميدهد چرا اين هشدارها را نبايد دستکم گرفت: در سال 2024 سه کابل در اين منطقه آسيب ديدند که تعميرشان شش ماه طول کشيد؛ در سپتامبر 2025 نيز چهار کابل ديگر آسيب ديدند که تعمير سهتاي آنها پنج ماه به طول انجاميد و چهارمي هنوز خارج از سرويس است.
اگر الگوي مشابهي در خليجفارس رخ دهد، جايي که به گفته کارشناسان، حتي پس از پايان درگيري، بقاياي منفجرنشده و مينهاي دريايي بهکارگرفتهشده براي مسدودسازي تنگه هرمز، از سرگيري کابلگذاري و تعميرات را به چالشي پيچيده بدل خواهند کرد زمان بازگشت به شرايط عادي ميتواند بهمراتب طولانيتر از درياي سرخ باشد.
اهميت اين اتفاق فقط منطقهاي نيست. اين کابلها صرفاً براي سريعتر شدن اينترنت کشورهاي خليجفارس ساخته نميشدند؛ قرار بود بخشي از فشار ترافيک جهاني را از روي مسيرهاي قديمي بردارند و ظرفيت انتقال داده ميان اروپا و آسيا را افزايش دهند. توقف آنها يعني جهان همچنان به تعداد محدودي مسير حساس و آسيبپذير وابسته ميماند.
کارشناسان هشدار ميدهند اين وضعيت روي مسيرهاي جهاني اينترنت، سرويسهاي ابري، تبادلات مالي و حتي زيرساختهاي هوش مصنوعي هم اثر ميگذارد.
شرکتهايي که براي توسعه هوش مصنوعي به ظرفيت انتقال داده اين کابلها متکي بودند، اکنون با محدوديت جدي روبهرو شدهاند؛ چرا که فناوريهاي جايگزين مانند اتصالات ماهوارهاي مدار پايين (LEO) براي مصارف خانگي مناسباند، اما پاسخگوي نياز دولتها يا پروژههاي بزرگ هوش مصنوعي نيستند
اين مسئله فقط روي سرعت اينترنت کاربران عادي اثر نميگذارد؛ شبکههاي بانکي، سرويسهاي ابري، ديتاسنترها، پلتفرمهاي بينالمللي و شرکتهاي فناوري هم به همين مسيرهاي انتقال داده وابستهاند. به همين دليل، هرگونه کاهش ظرفيت يا اختلال طولانيمدت ميتواند تأخير ارتباطات را افزايش دهد، هزينه پهناي باند را بالا ببرد و فشار مضاعفي بر زيرساختهاي جايگزين وارد کند.
منبع: خبرگزاري فارس
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.