تصوير مردي پيش رويمان است که نه فقط يک فرمانده نظامي بلکه يک «پدر معنوي»، يک «برادر بزرگتر» و تجسم عيني «مردانگي مؤمنانه» بود. شهيد حاج قاسم سليماني، اسطورهاي از جنس خاک و خون و ايمان که زندگياش درسنامهاي است براي درک راستين مفهوم «مرد بودن».
مردانگيِ ريشه دار در خاک ايمان
مردانگي حاج قاسم، محصول لحظات رزم نبود. اين صفت، در عمق ايمان او ريشه دوانده بود. مردانگي او در سنگرهاي سوريه و عراق شکوفا شد، اما بذر آن در مکتب حسين (ع) و در دلدادگي به ولايت کاشته شده بود. او مردي بود که اقتدارش از توکل سرچشمه ميگرفت، شجاعتش با تقوا آميخته بود و صلابتش با اشکهاي شوق نمناک ميشد.
مردي که در اوج فرماندهي، در برابر سرباز گمنامش فروتن بود و در ميانه خط دشمن، آرامشي ملکوتي داشت. اين بود که مردانگياش، گرم و جذاب بود. مردم، «مردانگي» را در او ميديدند.
پدريِ بي مرز
حاج قاسم سليماني، پدرانگيهايش، مرزها را درنورديده بود. او پدر خانوادههاي شهدا بود. با چشماني که ريزبين دردهاي يتيمان بود و گوشهايي که صداي نالههاي مادران داغديده را از دورترين نقاط کشور ميشنيد. پيگير تحصيل فرزندان شهيد بود و مشکلگشاي زندگي آنان.
اما پدر بودن او فقط مختص خانواده شهدا نبود. او پدر سربازان جوان و بسيجيانش بود. در خط مقدم، کنارشان غذا ميخورد، با شوخيهاي پدرانه روحيه ميداد و مثل پدري نگران، مراقب جانشان بود. او پدري و حمايت ميکرد، آموزش ميداد، گاهي تذکر ميداد و هميشه پشتوانهاي امن بود. اين پدريِ فراگير، يکي از رازهاي ماندگاري و محبوبيت بيحد او شد.
اشکهاي يک ملت؛ مدرک عيني يک مردانگي پذيرفته شده
سحرگاه آن روز سرد دي ماه، وقتي خبر شهادتش پيچيد، گويي ضربهاي عاطفي بر پيکره ملتي وارد آمد که او را نه يک شخصيت دور از دسترس که عضوي از خانواده خود ميدانستند. مردم، بدون سازماندهي، از شهرها و روستاها به خيابانها ريختند. آنچه در آن روزهاي وداع ديديم، يک نمايش سياسي نبود؛ يک فوران عاطفي جمعي بود.
آن پيرزن گريان، آن کودک دست در دست مادر، آن مرد ميانسالي که بغضش را نمي توانست کنترل کند؛ همه و همه گواهي ميدادند که حاج قاسم توانسته بود به قلبهاي مردم راه يابد. او در نگاه آنها يک «مرد شاخص» بود؛ مردي که حرفش با عملش يکي بود، مردي که براي وطن و ارزشهايش جان داد. اشکهاي مردم در حقيقت، اشک بر مردانگيِ از دسترفتهاي بود که آن را در زندگي روزمره کم مييافتند و در وجود او تمام و کمال ميديدند.
حاج قاسم؛ مرد ديروز، امروز و فردا
در روز مرد، تنها به تقدير از اين اسطوره بسنده نکرده بلکه او را ميتوان به عنوان يک «الگوي کاربردي» و «ميراث معنوي» براي جامعه مردانمان معرفي کنيم.
مردانگي به سبک سليماني يعني مسئوليتپذيري در قبال خانواده، همسايه، شهر و کشور. يعني پناه بودن براي ضعيفان. يعني شجاعت در برابر زورگويان و مهرباني با نيکان.
پدري به سبک سليماني يعني مراقبت از فرزندان خود و احساس مسئوليت نسبت به همه کودکان و نوجوانان جامعه. يعني تربيت نسلي آگاه، مؤمن و شجاع.
ايثار به سبک سليماني يعني: زندگي براي هدفي بزرگتر از منافع شخصي و در نهايت، آمادگي براي فدا کردن آنچه دارد در راه آن هدف متعالي.
حاج قاسم سليماني، جسمش در خاک آرميد، اما روح مردانگي و پدرانگياش در هواي اين سرزمين جاريست. او ثابت کرد مردانگي در استواري ايمان، در گستره مهر و در عمق مسئوليتپذيرياست.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.