اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

قتل همسر و مادرزن با نقشه سرقت

اوايل تير امسال مرد جواني در تماس با پليس از قتل همسر و مادرزنش در خانه‌شان واقع در خيابان کارگر جنوبي تهران خبر داد.

قتل همسر و مادرزن با نقشه سرقت

به گزارش روزنامه ايران، وقتي تيم جنايي به طبقه چهارم ساختمان رسيدند به محض ورود با پيکرهاي خونين زن ميانسال و دختر جوانش روبهرو شدند که با ضربات کارد به قتل رسيده بودند.

مرد جوان در تحقيقات گفت: «ديروز همسرم را به خانه مادرش رساندم و رفتم، امروز که براي سرزدن به آنها آمدم در را باز نکردند و تلفنشان هم پاسخگو نبود زنگ همسايه را زدم و خواستم در را باز کنند.»

در ادامه همسايهها مدعي شدند روز قبل از اين حادثه صداي فرياد و درگيري را از خانه آنها شنيده بودند، اما، چون صداها زود قطع شده بود توجهي نکرده بودند.

 

سرقت طلاهاي مقتول

با شروع تحقيقات پليسي به دستور بازپرس تبريزي اجساد زن 39 ساله و مادر 60 سالهاش در حالي به پزشکي قانوني انتقال داده شد که معاينات اوليه متخصصان پزشکي قانوني در صحنه جنايت نشان ميداد که روز قبل و درست لحظاتي بعد از اينکه مرد جوان، همسر خود را به خانه مادرش رسانده جنايات رقم خورده است.

در بازرسي از خانه مشخص شد که سه ميليارد تومان شمش طلا و سکه از خانه به سرقت رفته است؛ بنابراين فرضيه قتل به خاطر سرقت مطرح شد.

در ادامه تحقيقات مشخص شد زن جوان از ازدواج قبلي خود يک دختر نوجوان دارد و تحقيقات از اين دختر و پدرش نيز در دستور کار قرار گرفت، اما آنها اطلاعي از وقوع جنايت نداشتند. پس از دستگيري و بازداشت چند مظنون ديگر باز هم سرنخي از عامل يا عاملان قتل به دست نيامد تا اينکه مشخص شد مقتول طلاهايش را در جاي خاصي مخفي ميکرده، بنابراين فرضيهاي که روي ميز بازپرس شعبه هشتم دادسراي امور جنايي و کارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي قرار گرفت اين بود که عامل جنايت به خانه آشنايي کامل داشته است و از طرفي در ورودي خانه سالم بود و اين مسأله احتمال جنايات از سوي فردي آشنا را پررنگ ميکرد.

بدين ترتيب بارديگر تحقيقات روي همسر دوم مقتول متمرکز و مرد جوان بازداشت شد. گرچه او ابتدا منکر قتلها بود، اما در مواجهه با مدارک و شواهد پليسي به قتل همسر و مادر زنش با گذشت 7 ماه از جنايت اعتراف کرد.

سامان، بعد از اعتراف به قتلها در اختيار کارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي قرار گرفت تا به بازسازي صحنه جنايات بپردازد.

او در رابطه با انگيزه خود از جنايتها گفت: «من تراشکارم و وضع ماليام خوب نبود. زماني که همسرم طلا و شمشهايش را از صندوق امانات بانک گرفت تا در خانه مادرش جاساز کند به او گفتم که طلاهايت را به من بده تا با آنها کار کنم، اما قبول نکرد. من تصميم داشتم بعد از مدتي طلاها را به او برگردانم، اما قبول نميکرد و همين مسأله علت اصلي دعواهاي ما شده بود.»

 

چرا او را کشتي؟

چون حاضر نبود طلاهايش را به من بدهد. هميشه با هم دعوا داشتيم. من ميدانستم طلاها خانه مادرش است روز حادثه به او گفتم به خانه مادرت برو و کمي استراحت کن تا آرام شوي بعد خودم او را به آنجا رساندم، اما قصدم سرقت طلاها بود. هنوز چند دقيقهاي از ورودم نگذشته بود که دوباره جروبحثمان شد و من با چاقويي که آنجا بود چندين ضربه به همسرم زدم.

 

مادر همسرت کجا بود؟

او به محض شنيدن صداي دعوا خودش را به ما رساند تا جلوي درگيري را بگيرد، اما او را هم با چاقو به قتل رساندم. بعد هم کيف طلاها را خالي کردم و رفتم. منتها طوري صحنهسازي کردم که تصور کنند سارقان اين جنايت را مرتکب شدهاند.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.