«دم بچههاي کشتي گرم که 6 دقيقه مسابقه ميدهند و طلاي جهاني ميگيرند، هيچ منتي هم سر کسي نميگذارند». گزارشگر بازي چلسي و منچستريونايتد در شبکه ورزش اين را گفت.
پس از موفقيت ردههاي اميد و بزرگسالان تيم ملي کشتي در مسابقات جهاني جملههاي اينچنيني بارها از زبان ورزشيها يا حتي خود فوتباليها شنيده شده. مقايسهاي که هم غلط است و هم درست. اما چرا؟
از نظر ساختاري اين دو ورزش با هم تفاوت دارند. کشتي ورزشي فردي، کمهزينهتر، با مسير روشن مدال و رتبهبندي است. کشتي ايران نيز از قديمالايام جزو وزنههاي سنگين اين رشته بوده.
فوتبال اما يک بازي تيمي، وابسته به باشگاهداري حرفهاي، بازار نقلوانتقالات و کيفيت ليگ داخلي و لژيونرهاست. ايران سالهاست در آسيا افتخاري کسب نکرده و در نقشه فوتبال دنيا هم هيچگاه جزو مدعيان نبوده.
«فوتبال و کشتي دو رشته متفاوت است و قياس به لحاظ عملکردي قياس خوبي نيست و خيلي افتراق داريم». حسن رنگرز، سرمربي تيم ملي کشتي فرنگي در پاسخ به خبرنگاران درباره اين مقايسه چنين گفت.
معيار موفقيت در اين دو رشته با هم از زمين تا آسمان فرق دارد. در کشتي انتظار جامعه آنقدر بالا رفته که ديگر برنز يزداني و عموزاد يا نايب قهرماني دنيا آنها را راضي نميکند و فقط طلا و قهرماني ميخواهند. در آن سو در فوتبال روياپردازي صرفاً در حد صعود از مرحله گروهي جام جهاني است.
روي ديگر سکه اما فرهنگ کاري، مديريت و شيوه پاسخگويي است. «همه ما مديون مردم هستيم؛ چون با پول مردم به مسافرت ميرويم و اردو ميگذاريم. بايد پاسخگو و خادم مردم باشيم». رنگرز پس از بازگشت با جام به تهران اين جمله طلايي را گفت. کافي است، اظهارات سرمربي تيم ملي فوتبال و کادر فنياش پس از جام جهاني را به ياد بياوريد. جايي که قلعهنويي سه تساوي در جام جهاني 2026 را که منجر به صعود هم نشد، دستاوردي بزرگ خواند: «براي اولين بار در مرحله گروهي نباختيم».
نکته محوري منتقدان فوتبال هم همين است: نه اينکه فوتباليستها بايد مثل کشتيگيران مدال بگيرند اما بايد همان سطح تعهد، آمادگي، انضباط و حساسيت را نشان دهند.
شيوه رفتاري ورزشکاران نيز باعث شده تا نگاه مردم به فوتباليستها عليرغم آنکه پرتماشاگرترين ورزش ايران است منفيتر باشد. کشتيگيران بدون لکنت از ايران و ياري گرفتنشان از ائمه ميگويند. در طرف مقابل فوتباليستها در ديدگاه عموم، اغلب به تعداد صفرهاي قرارداد يا پاداششان اهميت ميدهند.
مقايسه اين دو رشته اما وقتي درست است که درباره استانداردهاي حرفهاي باشد: تمرين، انضباط، انتخاب درست کادر فني، پاسخگويي به مردم و تمرکز بر نتيجه. اما وقتي اشتباه است که از آن براي سادهسازي استفاده شود. مثلاً نتيجهگيري اينکه فوتبال صرفاً به خاطر يک فاکتور ضعيف است، درحاليکه ساختار باشگاهي، کيفيت ليگ، مديريت فدراسيون و شرايط بينالمللي نيز نقش تعيينکننده دارند.
شايد بهترين پايان براي اين مقايسه همان چيزي باشد که رنگرز گفت: نه مدال و قهرماني، اينکه در نهايت چه کسي خود را «مديون مردم» ميداند.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.