سردار سرلشکر پاسدار غلامعلي رشيد از فرماندهان ارشد نيروهاي مسلح و فرمانده قرارگاه مرکزي حضرت خاتمالانبياء صلياللهعليهوآلهوسلم از افرادي است که از سالهاي دفاع مقدس با سپهبد شهيد حاج قاسم سليماني همراه بوده است.
رسانه KHAMENEI.IR به مناسبت ايام سالگرد تشييع حماسي شهيد حاج قاسم سليماني به گفتوگو با اين فرمانده ارشد نظامي پرداخته است. به گفته سردار رشيد، دفاع مردمپايه راهبرد اصلي شهيد سليماني براي رشد و تقويت نهضتهاي مقاومت در منطقه غرب آسيا بود.
سابقهي آشنايي شما با شهيد حاج قاسم سليماني به چه زماني برميگردد؟
به لحاظ سابقهي آشناييِ اينجانب با شهيد قاسم سليماني بايد عرض کنم، ايشان يک جوان بيست و چهار ساله بودند که در آغاز جنگ ايشان را در جبههي کرخه کور در محورهاي هويزه و سوسنگرد ميديديم. بعد از دو سه ماه از حضور ايشان ما به نتيجه رسيديم در ستاد عمليات جنوب (گلف يا پايگاه منتظران شهادت) که ايشان واقعاً لياقت بالاتر از يک فرمانده گردان را پيدا کرده است.
در عمليات طريقالقدس به سردار جعفري در محور جنوب غرب سوسنگرد کمک کرد ولي هم اينجانب و هم شهيد حسن باقري ايشان را که ديديم در بحثي که با هم داشتيم به اين نتيجه رسيديم که سردار سليماني ميتواند عهدهدار يک تيپ بشود و همين را هم به آقا محسن رضايي فرمانده کل سپاه پيشنهاد داديم. در عمليات فتحالمبين در حقيقت در قالب يک فرمانده تيپ (تيپ 41 ثارالله) ظاهر شد و هميشه به شوخي ـ جدي ميگفت: آقا رشيد آمد در بالاي ارتفاعات دشت عباس و اطراف چاه نفت به من گفت، برادر قاسم! آن ارتفاع را ميبيني؟ گفتم بله. گفت آن ارتفاع کمر سرخ است سرازير بشويد با نيروهايت و با دشمن درگير شويد و آن ارتفاع را بگيريد. دستهاي آقا رشيد در جيبش بود و به من نگاه ميکرد و دستور ميداد! ...
در عمليات فتحالمبين در فروردين سال 61 به همراه تيپ 2 زرهي ارتش، تيپ 84 خرمآباد، تيپ 14 امام حسين عليهالسلام سپاه آن ارتفاعات را که هدف تيپ 41 ثارالله بود با قدرت تصرف کرد و تعداد زيادي را اسير کرد.
تيپ 41 ثارالله در عمليات بيتالمقدس يکي از يگانهاي تابعهي قرارگاه قدس در کنار ساير يگانهاي ارتش و سپاه و لشکر 16 ارتش بود. سردار سليماني به عنوان فرمانده تيپ 41 ثارالله از کرخه کور با لشکر 6 زرهي دشمن و لشکر 5 مکانيزه دشمن درگير شد. در مابقي عملياتها هم حضور داشت. در تمام عملياتهاي خيبر، بدر، کربلاي 1 و فتح فاو. در عمليات کربلاي 5 يک نقش خاصي را برعهده گرفت و به همراه سردار کوثري و سردار مرتضي قرباني از کانال ماهيگيري (به عرض يک کيلومتر و بطول 35 کيلومتر) عبور کردند و در غرب کانال مشرف به بصره، سرپل گرفتند و يک هفته تا ده روز دشمن را واقعاً درگير کردند و کار بزرگي انجام دادند و تا پايان جنگ همه جا حضور داشت.
اين سنّت جا افتاده است که هرکس به جمهوري اسلامي ايران آسيب وارد کرده نتوانسته از مجازات فرار کند، ممکن است دير يا زود داشته باشد ولي به قول معروف سوخت و سوز ندارد، عاملان جنايت با عنايت پروردگار به سزاي عملشان خواهند رسيد.
در مجموع ميتوان گفت يک دهه (دهه 60) حاج قاسم در سطح تاکتيک با افکار بسيار برجستهي تاکتيکي بعنوان يک تاکتيکدان شجاع و فهيم در نقش يک فرمانده لشکر برجسته مجاهدت و تلاشکرد.
در دههي دوم (دههي 70 پس از جنگ) و در هفت سال اول بعد از جنگ در جنوب شرق در رأس قرارگاهي بنام قدس همين اقداماتي را که اکنون سردار پاکپور انجام ميدهد، پر قدرت ايشان انجام ميداد. يک قرارگاهي به نام قدس را ايجاد کرد و افتاد به جان اشرار و ضدانقلاب و آنها را خلع سلاح کرد و يک فردي را هم به نام عيدوک که اول به او پناهندگي داد ميخواست يک کاري بکند (او را تحويل قوه قضائيه بدهد براي محاکمه)، مقام معظم رهبري به ايشان تذکر داد که وقتي به او امان دادهاي، ديگر نميتواني او را به محاکم قضايي براي محاکمه بسپاريد، سردار سليماني هم او را آزاد کرد. به اميد اينکه برود و رفتارش را تصحيح کند.
ميتوان گفت در اين دورهي هفت، هشت ساله در جنوب شرق در سطح عمليات فعاليت کرد که خيلي خوش درخشيد. از آغاز سال 76 با حکم فرمانده معظم کل قوا به فرماندهي نيروي قدس منصوب شد و پايههاي قدرت منطقهاي ما را پيريزي کرد و ميشود گفت ما قبل از ايشان هم نيروي قدس داشتيم ولي سردار سليماني، نيروي قدس و قدرت منطقهاي ما را دهها برابر ارتقاء داد و در سطح راهبردي در تمام منطقه يک فرمانده بسيار برجسته بود و نفسِ آمريکا و نفسِ اسرائيل و ساير دشمنان ما را گرفت و سياستهاي آنها را شکست داد.
مقاومت چگونه شکل گرفت و شهيد سليماني در برابر چه چيزي ايستاد و مبارزه کرد؟ نقش حاج قاسم سليماني در تقويت و توسعهي محور مقاومت چه بود؟
از مواردي که امام خميني(ره) از ابتداي شروع نهضت بر آن تأکيد داشتند و در انقلاب هم از شعارهاي اصلي بود موضوع مخالفت با رژيم صهيونيستي است که قبلهي اول مسلمين را اشغال و مردم فلسطين را از سرزمين و کشورشان آواره کرده است. و به پشتوانهي تمام قدرت غرب، در قالب يک رژيم اشغالگر در سرزمين مسلمانان به زور کاشته (ايمپلنت) شد و در طي 70 سال گذشته مأموريت رژيم اشغالگر قدس، تداوم اشغالگري، ايجاد جنگ و زورگويي، ايجاد تفرقه بين دولتهاي منطقه و فتنهانگيزي است.
پس از فتح خرمشهر، در خرداد سال 1361 رژيم صهيونيستي با لشکرکشي، نيمهي جنوبي لبنان را اِشغال و تا بيروت پيشروي کرد، ارتش اين رژيم که هميشه خود را پيروز صحنهي جنگ با کشورهاي عربي ميدانست، با همين باور به لبنان حمله کرد، قرار شد که تعدادي از نيروهاي سپاه با حضور در سوريه و در لبنان به آموزش جوانان بپردازند و اين امر محقق شد و حزبالله پايهگذاري گرديد.
در پاسخ و مقابله به تهاجم رژيم صهيونيستي، هيچ محدوديتي در کم و کيف پاسخ و عرصهها در سرزمين فلسطين اشغالي، براي فرماندهان ايجاد نخواهيم کرد.
پس از قريب 20 سال نبرد، حزبالله موفق شد که ارتش اسرائيل را از خاک لبنان بيرون کند. اين پيروزي اولين موفقيت قاطع مسلمانان بر اين رژيم بود. آن هم از سوي يک نيروي نهضتي و با جنگ نامنظم، نه در قالب يک ارتش کلاسيک.
با عنايت به وقايع دو دههي اخير و مطرح شدن مأموريت نيروي قدس، لطفاً در خصوص علل و عوامل و لزوم تأسيس اين نيرو و موفقيتهاي آن توضيح بفرماييد.
سردار سليماني که در اواخر دههي هفتاد به فرماندهي نيروي قدس منصوب شد، با توجه به تجربياتي که از دورهي جنگ با ارتش عراق و پس از آن در مبارزه با اشرار شرق کشور کسب کرده بود توانست تحول مهمي در حمايت از نيروهاي نهضتي در لبنان، عراق، فلسطين، يمن و سوريه ايجاد
کند.
در آغاز دههي 80، ارتش آمريکا ابتدا افغانستان و سپس عراق را اشغال نمود و شرايط جديدي بر منطقه تحميل شد و مقابله با تجاوزگري دو ارتش آمريکا و رژيم صهيونيستي در ميان ملتها، يک ضرورت مهم بود.
براي فردي مانند سردار سليماني فرصت مهمي بود که تواناييهاي خود را به ظهور برساند.
نقش سردار سليماني در تقويت و توسعه مأموريتهاي نيروي قدس چه بود؟
حضور گستردهي ارتش آمريکا در افغانستان و عراق از ابتدا تهديدي بزرگ براي ملت ايران و ملتهاي منطقه محسوب ميشد، با تلاش برادران در نيروي قدس تحت فرماندهي سردار سليماني نيروهاي نهضتي و انقلابي منطقه توانستند اين تهديد را به فرصت تبديل کنند، پيامد اِشغال افغانستان که سقوط گروه طالبان از حاکميت بود، با کمک نيروي قدس به برادران مجاهد افغانستاني موجب شد که آمريکا نتواند يک حکومت دلخواه خود در کابل ايجاد کند، نيروهاي مجاهد و مردمي اعم از اهل سنّت، شيعه و فارسزبانها که همگي از دوستان ايران بودند بخش اصلي حکومت را به وجود آوردند و در مدت دو دهه مشکلي در شرق ايران براي کشور به وجود نيامده است، در عراق پيروزيها بسيار بيشتر بود که احتياج به صحبت زيادي دارد و در اين مجال نمي گنجد.
درباره نقش شهيد سليماني در مقابله با گروهک تروريستي داعش و شکست آن توضيح بفرماييد؟
داعش يک گروه دستساز توسط سرويسهاي سيا ـ انگليس ـ سعوديها و موساد بوده و هست؛ داعش که با حمايت دولت آمريکا و برخي کشورهاي منطقهاي و عربي ساخته شد از آشوبهاي سوريه و ضعف ارتش و نيروهاي امنيتي در عراق استفاده کرد و توانست بخشهايي از خاک سوريه و عراق را اِشغال کند.
رژيم صهيونيستي ميداند که در صورت عملي کردن تهديد نظامي، ايران دست روي دست نميگذارد و بدون کمترين ترديدي پاسخ کوبنده و قاطعي خواهد داد، البته اينکه پاسخها چه خواهند بود را بيان نخواهيم کرد.
شهيد سليماني با اقدامات خود دولتهاي عراق و سوريه را به امکان شکست داعش اميدوار کرد و اين موضوع در گام اول نبرد بسيار حائز اهميت است.
بهرهگيري از تجربهي ايران در بکارگيري مردم در قالب بسيج مردمي، امر لازمي بود که سردار سليماني در سوريه و عراق انجام داد.
در عراق با فتواي آيتالله سيستاني موج اعزام جوانان به سمت جبهه عليه داعش آغاز شد، که نياز بود اين نيروها آموزش و سازماندهي بشوند و وارد نبرد با نيروهاي داعش شوند.
سردار سليماني و ساير فرماندهان ايراني و عراقي اين نيروهاي عظيم را سازماندهي کردند و در جنگ با داعش هدايت نمودند، امروز حشدالشعبي که يک ارتش کار آزموده شده، ثمرهي اين حرکت است.
شهيد سليماني در فرماندهي بسيار قاطع و در برخورد با مردم، بسيار مهربان و متواضع بود. از منظر جنابعالي، مهمترين خصوصيات و ويژگيهاي شخصيتي شهيد سليماني چه بود؟ اگر خاطرات و نمونههايي از نحوهي فرماندهي و مديريت ايشان در جلسات کاري و تعاملات شخصي مختلف به خاطر داريد، لطفاً بيان بفرماييد.
نقدي که من بخواهم به همين صحبتهاي خودم هم بکنم اين است که همه در مورد شهدا يک نقل تاريخي ميکنيم و بعد از آن هم به مسائل اخلاقي، تربيتي و رفتاري او ميپردازيم. شايد از اين زاويه همهي شهدا مثل هم هستند. ميگوييم شهيد سليماني اهل نماز شب بود. خب شهيد صياد هم بود. خب شهيد باکري هم بود. کدام شهيد نبوده است؟ شهيد ستاري هم بود. ميگوييم متواضع بود. خب شهيد صياد، شهيد ستاري و ... هم بودند. ميگوييم مردمي بود، اخلاقش خيلي خوب بود و با اطرافيانش خيلي خوب رفتار ميکرد. خب شهداي ما که همه اينگونه هستند، اينکه همه مثل هم شدند. بنابراين از لحاظ فرماندهي و مديريت ما بايد احصاء کنيم و ببينيم اين وجه تمايز شخصيت شهيد ما با ديگران چيست؟
بايد با طرح پرسش و پاسخ، به تبيين شخصيت شهيد پرداخت:
1. چگونه بايد زندگي شهيد سليماني و نظريههاي دفاعي ـ امنيتي شهيد را تبيين و شخصيت اين شهيد بزرگوار را برجسته کنيم؟
2. پيدايش اين وضعيت (قدرت منطقهاي) چه تأثيري در تأمين قدرت تهاجمي و بازدارندگي نيروهاي مسلح داشت؟
3. چرا براي ترور شهيد سليماني تصميمگيري شد؟ از ارديبهشت ماه سال 98، سران جنايتکار آمريکا به مؤسسهي واشنگتن گفتند بررسي کنيد که تبعات ترور سليماني چيست؟ پيامدهاي احتمالي آن کدام است؟
4. چه اقداماتي بايد انجام داد تا دستاوردهاي شهيد سليماني حفظ شود؟ و متکي بر برکات شهادت ايشان، راه وي ادامه پيدا کند؟
5. نقش تجربهي جنگ و هشت سال دفاع مقدس و بعد از جنگ در شکلگيري شخصيت و توانمندي شهيد سليماني چيست؟
6. مختصات اين قدرت منطقهاي که با هدايتهاي فرماندهي معظم کل قوا (مدظلّهالعالي) و فرماندهي ميداني شهيد سليماني ايجاد شد؛ بر روي زمين چيست؟
7. تشکيل يک ارتش بينالمللي با اين مختصات و اين ابعاد چه تأثيراتي در قدرت تهاجمي و بازدارنده جمهوري اسلامي ايران دارد؟
8. اين قدرت منطقهاي جمهوري اسلامي ايران چگونه حاصل شده است؟
9. چگونه بايد آسيبپذيريهاي اين قدرت را برطرف کنيم تا امکان ادامهي راه سردار سليماني براي ما فراهم شود؟
اينکه رئيسجمهور وقت آمريکا مسئوليتِ به شهادت رساندن شهيد سليماني را به عهده ميگيرد، نشانگر اهميت جايگاه بوده، ميخواست خود را قهرمان جلوه دهد که او سليماني را به قتل رسانده است، اما توجه نداشت که نميتواند از محبوبيت شهيد سليماني به نفع خود استفاده کند.
به نظر شما چرا سيره و شخصيت يک فرمانده نظامي از سوي فرماندهي معظم کل قوا و وليفقيه به عنوان يک «مکتب« و «مدرسهي درسآموز» معرفي ميشود؟ ضمن اينکه ايشان در جاي ديگر دربارهي شهيد سليماني فرمودند «شهيد سليماني صرفاً قهرمان ملي نبود، قهرمان منطقه بود؛ نقش شهيد سليماني در رفع مشکلات چند کشور در منطقه، نقش عظيم و بيهمتايي بود.» فرمودند «شهيد سليماني براي دشمنانش خطرناکتر از سردار سليماني است». تحليل جنابعالي در اين باره چيست؟
سردار سليماني يکي از شاگردان مکتب امام خميني (ره) بود که توانست در عرصهي جهاد و مبارزهي مسلحانه مشخصات اين مکتب را در غرب آسيا به منصهي ظهور برساند و چشمها را خيره سازد. در اين مکتب آنچه مهم و لازم است اِتّکا به خداوند، انتخاب درست هدف، تدبير مناسب و شجاعت ميباشد.
ايشان در دوران دفاع مقدس، تحت تأثير مکتب امام خميني (ره) ساخته شد و پرورش يافت. اين معجزات انقلاب اسلامي است که از يک جوان روستايي ولي با استعداد يک قهرمان ملي ميسازد.
در انقلاب جوانان بسيار زيادي از شهر و روستا، فرصت يافتند تا تواناييها و استعدادهاي خود را بروز دهند که برخي به شهادت رسيدند و بعضي در جاي جاي کشور در حال خدمت به مردم هستند.
لذا اگر سردار سليماني را همانطور که رهبر معظّم انقلاب فرمودند قهرمان منطقه بناميم، مبالغه نيست، چون خداوند به ايشان اين توفيق را داد تا در سطح منطقه به عنوان سردار ايراني ديده شود.
اينکه رئيسجمهور وقت آمريکا مسئوليتِ به شهادت رساندن ايشان را به عهده ميگيرد، نشانگر اهميت جايگاه بوده، ميخواست خود را قهرمان جلوه دهد که او سليماني را به قتل رسانده است، اما توجه نداشت که نميتواند از محبوبيت شهيد سليماني به نفع خود استفاده کند، واکنش ملت ايران و ملتهاي منطقه نشان داد که رئيسجمهور آمريکا که دستش به اين خون پاک آغشته شد در نظر ملتها چه ميزان منفور است.
يعني تشييع ايشان در عراق و ايران هم عظمت و محبوبيّت شهيد سليماني را به نمايش گذاشت و هم بغض و نفرت نسبت به ترامپ براي همه آشکار گرديد.
يک نکتهي مهم که در سخنان رهبر انقلاب اسلامي بايد مورد تأکيد قرار گيرد اين است که نبايد از شهيد سليماني، شخصيتي تصوير شود که جنبهي ماورايي و دست نيافتني پيدا کند.
فرماندهي و هدايتهاي مقام معظم رهبري در طي سه دهه گذشته بر نيروهاي مسلح موجب دو دستاورد عظيم بوده است: اول حفظ ايران عزيز از تجزيه و جنگ (تهاجم خارجي) حداقل از 6 جنگ عليه تماميت ارضي ملت ايران جلوگيري بعمل آمده است. دوم قدرت و موقعيت منطقهاي و ايجاد بازدارندگي.
زيرا اولاً جوانان و نسلهاي آينده را مأيوس ميکند، که اين راه را ادامه دهند، ثانياً دشمن را غرّه مينمايد که توانايي ايران را در منطقه از بين برده است، ثالثاً واقعيت اين است که انقلاب اسلامي، سليمانيهاي زيادي پرورش داده است و همانطور که گفتم عدهاي از آنها به شهادت رسيدهاند همچون شهيدان همت، باکريها، زينالدينها، خرازي، احمد کاظمي، بروجردي، صياد شيرازي و ... و جمعي هم بحمدالله زنده هستند، لذا ملت ايران از اين قهرمانان کم نداشته و ندارد.
نکتهاي را هم که بايد مورد اشاره قرار داد اين است که فارغ از ارتباط و سلسله مراتب فرماندهي در نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران نميتوان نقش سردار سليماني در منطقه را تبيين کرد. ـ سردار سليماني همهي افتخار و اعتقادش به اين است که تابع محض وليفقيه و فرماندهي کلّ قوا بوده است ـ بنابراين وقتي که ما از موقعيت و قدرت منطقهاي و نقش شهيد سليماني در تقويت مادي، معنوي و روحي اين پديدهي ماندگار يعني جبهه مقاومت ياد ميکنيم و يا از نقش شهيد سليماني در حفظ و تجهيز و ارتقاء قدرت منطقهاي ياد ميکنيم، نميتوانيم بيارتباط با رهبر اين راهبرد دفاعي ـ امنيتي و سياست خارجي (يعني راهبرد اساسي موقعيت و قدرت منطقهاي) سخن بگوييم، صاحب اين راهبرد دفاعي ـ امنيتي، فرمانده معظم کل قوا است. معمار اصلي اين راهبرد، رهبر انقلاب است و فرماندهي ميداني اين عرصه در جغرافياي منطقه، سردار سليماني است.
چنانچه بخواهيم فارغ از شئونات متعدد رهبر معظم انقلاب، در عرصهي دفاعي ـ امنيتي از دو دستاورد و ثقل عظيم ياد کنيم ميتوان به جرأت گفت که، فرماندهي و هدايتهاي مقام معظم رهبري در طي سه دههي گذشته بر نيروهاي مسلح موجب دو دستاورد عظيم بوده است.
اول حفظ ايران عزيز از تجزيه و جنگ (تهاجم خارجي) حداقل از 6 جنگ عليه تماميت ارضي ملت ايران جلوگيري بعمل آمده است.
دوم قدرت و موقعيت منطقهاي و ايجاد بازدارندگي.
رهبر انقلاب در طي سه دههي گذشته به ما فرماندهان نيروهاي مسلح ياد دادند و هدايت و فرماندهي کردند که راه اساسي براي ممانعت از جنگ در کشور دو امر اساسي است، يکي افزايش توان و آمادگي رزم در نيروهاي مسلح (ارتش و سپاه) بصورت دائمي و جدّي گرفتن تهديد و آمادگي براي جنگ و دوّم، برخورداري از قدرت منطقهاي در بيرون از مرزها ـ که اين امر دوّم در پيوند با ملّتهاي منطقه که به آرمانهاي انقلاب اسلامي عشق ميورزند، حاصل خواهد شد.
ما قبل از ايشان هم نيروي قدس داشتيم ولي سردار سليماني، نيروي قدس و قدرت منطقهاي ما را دهها برابر ارتقاء داد و در سطح راهبردي در تمام منطقه يک فرمانده بسيار برجسته بود و نفسِ آمريکا و نفسِ اسرائيل و ساير دشمنان ما را گرفت و سياستهاي آنها را شکست داد.
سردار سليماني نيز همانند يکي از دهها فرمانده دوران دفاع مقدس با برخورداري از تجربيات جنگ که پايهگذار اصلي آن در آغاز پيروزي انقلاب اسلامي، حضرت امام (ره) بود، (يعني ايجاد قدرتهاي دفاعي مردم پايه) و پس از جنگ در طي سه دههي گذشته، هدايتها و رهنمودها از سوي رهبر انقلاب اسلامي در امر حفظ و ارتقاء منطقهاي مرتب صورت ميگرفت و سردار سليماني ميداندار قدرت منطقهاي بودند و همانگونه که رهبر انقلاب فرمودند نبايد تصويري از شهيد بزرگوار حاج قاسم سليماني به جامعه بويژه جوانان نسل کنوني و آينده، ارائه کرد که جنبهي ماورايي و دست نيافتني پيدا کند، بنابراين نابغه ناميدن بسياري از سرداران و اميران و تجليل از آنان در جنگ و در عرصه و ميدان قدرت منطقهاي و جنگ با گروههاي تکفيري و داعش در قالب اين مفاهيم اشتباه است. اولاً هيچ کدام از فرماندهان و سرداران و اميران چه در ارتش و چه در سپاه، در جنگ و پس از جنگ، از توانايي فوقالعاده که بتوان با اغراق از لفظ و مفهوم نابغه در معرفي آنان براي طراحي و فرماندهي استفاده کرد، برخوردار نبودهاند. ثانياً اين نه به دليل ناتواني فرماندهان در جنگ و در ميادين منطقهاي بوده است، بلکه متأثر از ماهيت مردمپايه بودن جنگ، هم در دوران جنگ با عراق و هم طي اين دو دهه در ميادين جنگ در سطح منطقه بوده و هست و در چنين جنگهايي اساساً شکلگيري اقدامات و فعاليتها و تلاشها و مجاهدتها در ميدان جنگ، در يک روند مشارکتي است و عمل فردي هيچ فرماندهاي به تنهايي با مفهوم نابغه از مشخصه تأثيرگذار در طراحي و فرماندهي براي پيروزي ملاک نبوده است.
بعد از شهادت حاج قاسم، مردم همچنان مطالبهي انتقام را از آمران و عاملان شهادت ايشان دارند. تحليل شما از موضوع انتقام خون حاج قاسم چيست؟
اين سنّت جا افتاده است که هرکس به جمهوري اسلامي ايران آسيب وارد کرده نتوانسته از مجازات فرار کند، ممکن است دير يا زود داشته باشد ولي به قول معروف سوخت و سوز ندارد، عاملان جنايت با عنايت پروردگار به سزاي عملشان خواهند رسيد.
دهه 70 در جنوب شرق يک قرارگاهي به نام قدس را ايجاد کرد و افتاد به جان اشرار و ضدانقلاب و آنها را خلع سلاح کرد. يک فردي را هم به نام عيدوک که اول به او پناهندگي داد ميخواست تحويل قوه قضائيه بدهد براي محاکمه، مقام معظم رهبري به ايشان تذکر داد که وقتي به او امان دادهاي، ديگر نميتواني او را به محاکم قضايي براي محاکمه بسپاريد.
ميتوان به جنايتکاران و عاملان جنايت عليه ملت ايران در طي چهار دهه گذشته نگاه کرد ـ از تمام آنها انتقام گرفته شد و ترامپ، پمپئو و ساير جنايتکاراني که عامل اين جنايت بزرگ بودند بايد سرنوشت دشمنان ملت ايران (داخلي و خارجي) که به درک واصل شدهاند، بنگرند.
بطور کلي آيندهي جبهه مقاومت را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
آيندهي جبهه مقاومت از همه نظر روشن است، دشمنان نااميدانه و ضعيفتر از گذشته تلاش ميکنند، اما از اين طرف حضور جواناني که ماهيّت دشمن برايشان آشکار شده و به توانايي خود ايمان پيدا کردهاند، شرايط پيش رو را بهتر از گذشته در حال شکل دادن هستند.
با توجه به تهديدات مکرر رژيم صهيونيستي و آمريکا، در صورت مقابله و رويارويي، پاسخ جمهوري اسلامي ايران به اين تهديدات براي آنها چه تبعاتي خواهد داشت؟
رژيم صهيونيستي ميداند که در صورت عملي کردن تهديد نظامي، ايران دست روي دست نميگذارد و بدون کمترين ترديدي پاسخ کوبنده و قاطعي خواهد داد، البته اينکه پاسخها چه خواهند بود را بيان نخواهيم کرد.
اما در پاسخ و مقابله به تهاجم رژيم صهيونيستي، هيچ محدوديتي در کم و کيف پاسخ و عرصهها در سرزمين فلسطين اشغالي، براي فرماندهان ايجاد نخواهيم
کرد.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.