در روزهاي گذشته و پس از برگزاري انتخابات پارلماني عراق و پيروزي قابل توجه احزاب و گروه هاي شيعي در اين انتخابات، شاهد تحولات معناداري در صحنه سياسي اين کشور بوده ايم.
در اين راستا، به طور خاص «کميته چهارچوب هماهنگي» که بزرگترين ائتلاف شيعيان عراق است، تاکيد کرده که نوري المالکي را به عنوان نامزد نخستِ مورد حمايت خود جهت تصدي کرسي نخست وزيري عراق، مد نظر دارد. انتخابي که به اذعان اين کميته، کاملا متمرکز بر منافع ملي عراق و فارغ از مداخلات خارجي صورت گرفته است.
با اين همه، تنها اندکي پس از اعلام نام نوري المالکي، شاهد شانتاژ گسترده رسانه اي و تبليغاتي جريان هاي سياسي و رسانه اي غربي و عربي عليه اين انتخاب بوده ايم. به طور خاص دونالد ترامپ رئيس جمهور عراق نيز تهديد کرده که حضور نوري المالکي در کرسي نخست وزيري عراق به هيچ عنوان از سوي واشينگتن تحمل نميشود و بايد گزينه ديگري کرسي مذکور را به دست بگيرد. با اين حال، کميته چهارچوب هماهنگي عراق، ضمن رد هجمه هاي مذکور تاکيد کرده که همچنان نوري المالکي را گزينه مطلوب و اصلي خود مي داند.
به طور کلي اينطور به نظر مي رسد که آمريکا حداقل به 6 دليل، نوري المالکي را گزينه مطلوبي براي تصدي کرسي نخستوزيري عراق نمي داند. دلايلي که بازخواني آن ها از اهميت زيادي برخوردار است.
يک: تقويت قدرت شيعيان در صحنه سياسي عراق
از ياد نبريم که آمريکا و متحدان آن در سال 2003 ميلادي با اين نيت به عراق حمله کردند تا اين کشور را به سرسپرده خود تبديل کنند و ثروت نفتي و طبيعي آن را غارت کنند. با اين حال، هرچه به جلو حرکت کرديم، عراق خود به عرصه اي براي تقابل با آمريکايي ها تبديل شد و سازوکارهاي سياسي آن نيز از کنترل و نفوذ آمريکاييها خارج شد. نوري المالکي از جمله چهره هاي نزديک به ايران و جبهه مقاومت در منطقه و مورد وثوق جامعه شيعيان عراق است. حضور او در قدرت، دقيقا ترجمان تقويت قدرت شيعيان عراقي و البته جبهه مقاومت در منطقه است. درست به همين دليل است که واشينگتن به شدت از بازگشت نوري المالکي به قدرت هراس دارد.
دو: افشاي دروغ بودن يک ادعاي واهي
پس از سقوط نظام سياسي سابق سوريه به رياست جمهوري بشار اسد، آمريکا و جريان هاي سياسي و رسانهاي همسو با آن با آب و تاب فراوان مي گفتند که عصر پايان نفوذ منطقه اي ايران و جبهه مقاومت فرارسيده است. با اين حال، انتخابات پارلماني اخير در عراق و پيروزي قاطع بلوک گروه هاي شيعي در اين انتخابات و در عين حال، معرفي نوري المالکي به عنوان فردي که پيوندهاي مستحکمي با ايران و محور مقاومت دارد به عنوان نامزد اصلي تصدي کرسي نخست وزيري عراق، همه و همه نشان از آن دارند که تا چه اندازه بازيگران مخالف و معاند با ايران و جبهه مقاومت، در توهم سير مي کنند.
اين مساله زماني ابعاد جديتري را به خود مي گيرد که توجه داشته باشيم ايران هنوز متحدان قدرتمند خود در نوار غزه و کرانه باختري، لبنان، يمن، و حتي سوريه را حفظ کرده و اکنون در عراق نيز سبد راي مردم اين کشور متمرکز بر جبهه سياسي و فردي است که قرابت قابل توجهي به جبهه مقاومت دارند. اين موضوع يک سرشکستگي بزرگ براي آمريکا و متحدانش است.
سه: تسريع اخراج نيروهاي آمريکايي از عراق
نوري المالکي از جمله چهره هاي سياسي در عراق است که همواره بر ضرورت اخراج فوري نيروهاي آمريکايي از عراق تاکيد داشته است. اين همان چيزي است که جداي از ملت عراق، ايران و البته ديگر ملت ها و اضلاع جبهه مقاومت در منطقه نيز طالب آن هستند. از اين رو، حضور نوري المالکي در کرسي نخست وزيري عراق عملا سرمايه سياسي قالب توجهي را براي پيشبرد طرح اخراج نيروهاي اشغالگر آمريکايي از عراق فراهم مي کند. موضوعي که آن نيز آچمزشدن دولت آمريکا در معادله عراق را به دنبال خواهد داشت.
چهار: تقويت پيوندهاي ايران و عراق
روابط حسنه و مطلوب نوري المالکي با ايران و جبهه مقاومت سبب خواهد شد تا اين مساله اثرات عيني خود را بر روابط دوجانبه تهران-بغداد نيز بگذارد. تحقق اين مساله دقيقا در نقطه مقابل تلاش هاي آمريکا و رژيم اشغالگر قدس و متحدان آن ها جهت منزويسازي ايران است. در حقيقت، حضور نوري المالکي به عنوان نخست وزير عراق در قدرت، خود افشاگرِ دروغ هاي بزرگ آمريکاييها و متحدانشان در مورد منزوي شدن ايران و عدم محبوبيت منطقه اي آن است. البته که تقويت هرچه بيشتر پيوندهاي ايران و عراق، به نفع هر دو کشور است و مي تواند ظرفيت هاي معناداري را در حوزههاي اقتصادي، امنيتي، سياسي و البته راهبردي به نفع تهران-بغداد فعال کند.
پنج: تقويت هرچه بيشترِ محور مقاومت
همسويي و اقبال نوري المالکي به جبهه مقاومت در منطقه، مي تواند نخست وزيري وي در عراق را به يک فرصت قابل توجه براي جريان مقاومت در کل منطقه تبديل کند. به هر حال، عراق يک کشور مهم در منطقه غرب آسيا است و گروه هاي مختلف مقاومت در اين کشور نيز حضوري فعال و فراگير دارند. وراي اين ها، عراق مي تواند به مثابه پلي براي هماهنگي بيشتر اضلاع گوناگون محور مقاومت عمل کند. از اين رو، نخست وزيري نوري المالکي به معناي ايجاد ظرفيت هاي تازه براي جبهه مقاومت در عراق و کل منطقه است. اين چيزي نيست که قدرتهاي غربي و صهيونيستها و متحدان آن ها طالب آن باشند. عصبانيت آن ها از نامزدي نوري المالکي براي تصدي کرسي نخست وزيري عراق هم ريشه در همين موضوع دارد.
شش: نَه بزرگ عراق به آمريکا و نظم منطقه اي صهيونيستي
در نهايت بايد گفت در شرايطي که دونالد ترامپ رئيس جمهور آمريکا و متحدان وي به هر دري مي زنند تا شايد بتوانند نظمي جديد را در غرب آسيا حاکم کنند، نخست وزيري نوري المالکي يکي از نمودهاي عينيِ شکست اين تلاش ها است. در واقع، همانطور که گفته شد، همسويي وي با ايران و محور مقاومت، عملا وزن منطقهاي جبهه مقاومت را افزايش مي دهد و يک سيلي بزرگ به گوش حاميان نظم آمريکايي و صهيونيستي در منطقه است. اين موضوع به ويژه در شرايط خاص منطقه غرب آسيا در وضعيت کنوني، ابعاد راهبردي به خود مي گيرد و مي تواند حامل پالس هاي اميدبخشي به آينده جريان مقاومت در منطقه باشد.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.