ايالات متحده به تازگي در معرض سه آستانه خطرناک قرار گرفت؛ آستانههايي که هر يک آزموني جدي براي توانايي واشنگتن در بسيج منابع، اراده سياسي و انسجام متحدانش براي حفظ نقش رهبري جهاني آمريکا محسوب ميشوند.
به گزارش از انديشکده آمريکايي آتلانتيک، نخستين آستانه، مالي؛ بدهي ملي آمريکا براي نخستين بار از مرز 40 تريليون دلار عبور کرد؛ رقمي خيرهکننده که اسکات بسنت، وزير خزانهداري آمريکا را وادار کرد براي حمايت از بازار متزلزل اوراق خزانه آمريکا به ميدان بيايد؛ بازاري که ارزش آن حدود 31/5 تريليون دلار است. پس از يک رشد کوتاهمدت، سرمايهگذاران بار ديگر به سمت معاملاتي موسوم به «معاملات کاهش ارزش پول» رفتند؛ روندي که قيمت طلا و رمزارزها را افزايش داد و بر دلار فشار وارد کرد. در حالي که وزارت خزانهداري بر بازخريد اوراق قرضه تمرکز کرده، والاستريت نگران مسائلي است که بسنت به آنها نپرداخته است؛ نرخهاي بهره همچنان بالا، بدهي آمريکا در بالاترين سطوح چند دهه اخير و نگراني از افزايش استقراض شرکتها براي تأمين هزينههاي رونق هوش مصنوعي.
دومين آستانه، نظامي و راهبردي؛ پس از نزديک به 6 ماه جنگ، دولت ترامپ دريافته که نتوانسته در موضوع ايران به نتيجهاي قابل قبول منجر شود. دونالد ترامپ، رئيسجمهوري آمريکا، اکنون تصميم گرفته به جاي آن از ابزارهاي اقتصادي قدرتمندتري استفاده کند. با اين حال، اين حمله اقتصادي بعيد است بدون رويارويي جديتر با چين، به طور کامل موفق شود؛ بهويژه در زمينه هدف قرار دادن معاملهگران نفتي و مؤسسات مالي چيني. اتخاذ چنين رويکردي تنها چند هفته پيش از ديدار برنامهريزيشده ترامپ با شي جينپينگ رئيسجمهوري چين در واشنگتن چندان محتمل به نظر نميرسد.
سومين آستانه به متحدان آمريکا مربوط ميشود؛ اين بحران شايد از دو مورد ديگر آسانتر حل شود، زيرا تنها به توافق رهبران دو کشور بر سر مجموعهاي نسبتاً محدود از مسائل نياز دارد. با اين حال ترامپ و مارک کارني نخستوزير کانادا، پس از ترک مذاکرات از سوي مذاکرهکنندگان کانادايي مواضع خود را سختتر کردهاند. کارني تهديد کرده است در صورت اعمال تعرفه 50 درصدي آمريکا بر 20 ميليارد دلار کالاي کانادايي، اتاوا نيز به همان ميزان پاسخ خواهد داد. او گفته است کانادا در حال قدرتمندتر شدن و کاهش وابستگي خود به آمريکاست.
دوره افزايش همزمان خطرات براي رهبري جهاني آمريکا در جبهههاي مالي، نظامي، راهبردي و روابط با متحدان فرا رسيده است؛ در حالي که ذخاير قدرت آمريکا براي مقابله با هر يک از اين بحرانها در حال کاهش است.
ايالات متحده منابع مالي و توان نظامي خود را سريعتر از آنچه بازسازي ميکند مصرف ميکند. همزمان مقاومت متحدان در برابر فشارهاي اقتصادي واشنگتن نيز افزايش يافته است.
يک ابرقدرت ميتواند بدهي 40 تريليون دلاري يا حتي جنگي پرهزينه و بينتيجه را تحمل کند، اما نميتواند براي هميشه منابع مالي، توان نظامي و وفاداري متحدان خود را نامحدود فرض کند. قدرتهاي بزرگ زماني وارد مسير افول ميشوند که برتري تاکتيکي آنها به نتايج راهبردي منجر نشود، تعهداتشان سريعتر از منابعشان رشد کند و رهبرانشان در تعيين اولويتها تصميمهاي نادرست بگيرند.
اکنون روسيه در حال تشديد حملات هوايي عليه اوکراين است و چين نيز براي افزايش نفوذ خود در برابر تايوان و ديگر منافع آمريکا در منطقه هند-اقيانوسيه تلاش ميکند. رهبران مسکو و پکن با دقت در حال رصد واشنگتن هستند تا ببينند آيا آمريکا هنوز توانايي و اراده لازم براي حفظ نظم جهاني تحت رهبري خود را دارد يا نه.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.