اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

روايتگر آسمان کشته شد ...

شعر از جلال محمدي

روايتگر آسمان کشته شد ...

روايتگر آسمان کشته شد

عقاب بلند آشيان کشته شد

 

از اين تيرگيها بنال اي زمين

که چشم و چراغ زمان کشته شد

 

جهانمرد ما رفت و ديگر رواست

اگر من بگويم جهان کشته شد

 

چه دود است اين، از کدام آتش است؟

مگر قبلة دودمان کشته شد؟

 

در اين مرز و بوم از چه شور و نواست؟

وطن را مگر مرزبان کشته شد؟

 

چرا چشم ايران به خون درنشست؟

مگر رستم داستان کشته شد؟

 

شب، آن شب، شبيخون زد از ناگهان

شهابي دگر ناگهان کشته شد

 

ز نام و نشانش چه پرسي خبر؟

دريغا که نام و نشان کشته شد

 

همان، آن که همتاي او کس نبود

همانا همانا همان کشته شد

 

سليماني از قوم سلمان، دريغ

به نيرنگ اهريمنان کشته شد

 

ندارم گمان مرگ خورشيد را

کسي گفت اگر بيگمان کشته شد

 

مگر کشتة آرمان زنده نيست؟

همو در ره آرمان کشته شد

 

چو آن قهرمان زندهتر شد ز مرگ

چه گويم که آن قهرمان کشته شد

 

خوشا گر بميريم از اين زندگي

بدانسان آن پهلوان کشته شد

 

ز هر قطره خونش يلي زاد، اگر

جهان پهلواني چنان کشته شد

 

به خونخواهياش تيغها زندهاند

گر آن زندة جاودان کشته شد

 

خوشا مرگ در آستان حبيب

که او هم در آن آستان کشته شد

 

نگريد چرا آسمان و زمين

که چشم و چراغ زمان کشته شد...

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.