اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

مردان سايه در آنکارا؛

روايتي از سازمان اطلاعات ملي ترکيه «تشکيلات»

در ادبيات امنيتي، جمله‌اي قديمي وجود دارد که مي‌گويد: «جنگ‌ها را ارتش‌ها آغاز مي‌کنند، اما اطلاعات، سرنوشت آنها را تعيين مي‌کند.» اگر اين جمله را مبناي تحليل قرار دهيم، بايد پذيرفت که بسياري از رقابت‌هاي امروز منطقه، مدت‌ها پيش از حرکت نخستين تانک يا برخاستن اولين جنگنده، در ساختمان‌هايي آغاز مي‌شود که روي ديوارهايشان هيچ تابلوي پرزرق‌وبرقي نصب نشده است.

روايتي از سازمان اطلاعات ملي ترکيه «تشکيلات»

ساختمانهايي که در آنها تحليلگران، افسران اطلاعاتي، متخصصان سايبري و کارشناسان داده، شبانهروز در حال کنار هم گذاشتن قطعات پازلي هستند که نامش امنيت ملي است.

به گزارش تابناک، ترکيه نيز مانند بسياري از کشورهاي منطقه، تجربهاي طولاني در حوزه اطلاعات و امنيت دارد. اما سازمان اطلاعات ملي اين کشور، که امروز با نام اختصاري MİT شناخته ميشود، محصول تحولات چند دهه اخير جمهوري ترکيه است. ريشههاي آن به ساختارهاي اطلاعاتي دهههاي نخست جمهوري بازميگردد، اما شکل امروزي آن از دهههاي پاياني قرن بيستم و بهويژه پس از اصلاحات گسترده دهه 2010 پديد آمد؛ زماني که آنکارا تصميم گرفت نقش سرويس اطلاعاتي خود را از يک نهاد صرفاً امنيت داخلي، به سازماني با مأموريتهاي گستردهتر در حوزه اطلاعات خارجي، ضدتروريسم، امنيت سايبري و پشتيباني از سياست خارجي ارتقا دهد.

شايد مهمترين تفاوت MİT امروز با نسخه چند دهه قبل، تغيير نگاه به مفهوم اطلاعات باشد. در گذشته، اطلاعات بيشتر به معناي جمعآوري گزارشهاي محرمانه، شبکه منابع انساني و حفاظت از امنيت داخلي تعريف ميشد. اما اکنون اين سازمان، مانند بسياري از سرويسهاي مدرن جهان، بر پايه ترکيب اطلاعات انساني، اطلاعات متنباز، دادههاي ديجيتال، تصاوير ماهوارهاي، تحليل کلانداده و فناوريهاي نوين فعاليت ميکند. در واقع، مأمور اطلاعاتي قرن بيستويکم بيش از آنکه با دفترچه رمز و دوربين مخفي شناخته شود، با نمايشگرهاي بزرگ، سامانههاي تحليل داده و شبکههاي ارتباطي رمزگذاريشده شناخته ميشود.

در اين نقطه است که نخستين شباهت جدي ميان معماري اطلاعاتي ترکيه و ايران خود را نشان ميدهد. هر دو کشور در يکي از پيچيدهترين محيطهاي امنيتي جهان قرار گرفتهاند؛ محيطي که همزمان با تهديدهاي مرزي، رقابتهاي ژئوپليتيکي، تروريسم، جنگ سايبري، فشارهاي اقتصادي و جنگ شناختي مواجه است. طبيعي است که چنين محيطي، ساختار اطلاعاتي را نيز از يک سازمان کلاسيک به نهادي چندبعدي تبديل کند.

در ايران نيز طي سالهاي گذشته، نگاه به اطلاعات از يک مفهوم سنتي فاصله گرفته و به سمت استفاده گستردهتر از فناوري، تحليل داده، امنيت سايبري و هماهنگي ميان بخشهاي مختلف حرکت کرده است. هرچند ساختار حقوقي و سازماني دو کشور متفاوت است، اما در يک نکته اشتراک دارند؛ هر دو، اطلاعات را بخشي جداييناپذير از امنيت ملي ميدانند، نه صرفاً ابزاري براي مقابله با تهديدهاي مقطعي.

اگر به دکترين امنيتي ترکيه نگاه کنيم، MİT تنها يک سازمان جمعآوري اطلاعات نيست. اين نهاد در سالهاي اخير به يکي از بازيگران مهم فرآيند تصميمسازي امنيتي تبديل شده است. در بسياري از کشورها، سرويسهاي اطلاعاتي صرفاً اطلاعات را توليد ميکنند و تصميم را ديگران ميگيرند، اما در مدل ترکيه، نقش مشورتي و تحليلي اين سازمان در سطوح عالي حکمراني پررنگتر شده است. اين موضوع تا حدي به دليل تغييرات ساختاري در نظام سياسي ترکيه و تمرکز بيشتر تصميمگيري در حوزه امنيت ملي بوده است.

يکي ديگر از ويژگيهاي قابل توجه MİT، پيوند نزديک آن با صنايع دفاعي و فناوري داخلي ترکيه است. رشد سريع شرکتهاي دفاعي اين کشور، توسعه سامانههاي بدون سرنشين، ارتباطات امن و تجهيزات الکترونيکي، نشان ميدهد که امنيت و صنعت در ترکيه بيش از گذشته
به يکديگر نزديک شده
اند. البته اين موضوع محدود به ترکيه نيست؛ بسياري از قدرتهاي جهان نيز امروز سرمايهگذاري روي فناوريهاي بومي را بخشي از راهبرد امنيت ملي خود ميدانند.

در ايران نيز طي دو دهه گذشته، توسعه صنايع دفاعي، سامانههاي بومي و زيرساختهاي فناوري، بخشي از راهبرد کلان امنيتي کشور بوده است. همين مسئله باعث شده است که در هر دو کشور، مفهوم «خوداتکايي فناورانه» جايگاه ويژهاي پيدا کند. اگرچه مسيرهاي طيشده و ساختارهاي اجرايي متفاوت است، اما هدف نهايي، کاهش وابستگي در حوزههاي حساس امنيتي و فناوري
است.

يکي ديگر از شباهتهاي مهم، توجه روزافزون به امنيت سايبري است. ديگر کمتر کسي ترديد دارد که حملات سايبري، نشت اطلاعات يا عمليات نفوذ ديجيتال ميتوانند به اندازه يک تهديد فيزيکي، امنيت کشورها را تحت تأثير قرار دهند. به همين دليل، هم در ايران و هم در ترکيه، توسعه ظرفيتهاي دفاع سايبري و حفاظت از زيرساختهاي حياتي به يکي از اولويتهاي راهبردي تبديل شده
است.

در کنار اين شباهتها، تفاوتهايي نيز وجود دارد که ريشه در شرايط ژئوپليتيکي و سياست خارجي دو کشور دارد. ترکيه عضو ناتو است و همين عضويت، بر نوع همکاريهاي اطلاعاتي، استانداردهاي فني و تعاملات بينالمللي آن اثر گذاشته است. ايران، در مقابل، ساختار امنيتي مستقلي را دنبال ميکند که متناسب با سياست خارجي و ملاحظات راهبردي خود شکل گرفته است. اين تفاوت، بر نحوه تعامل هر کشور با محيط پيراموني و اولويتهاي اطلاعاتي آنها نيز تأثيرگذار است.

در سالهاي اخير، مفهوم «جنگ شناختي» نيز به ادبيات امنيتي هر دو کشور وارد شده است. اگر در گذشته تمرکز بر حفاظت از مرزهاي جغرافيايي بود، امروز مرزهاي ذهني و اطلاعاتي نيز اهميت يافتهاند. شبکههاي اجتماعي، رسانههاي ديجيتال، هوش مصنوعي و سرعت انتقال اطلاعات، فضايي ايجاد کردهاند که در آن، تشخيص حقيقت از اطلاعات نادرست دشوارتر از گذشته شده است. به همين دليل، تحليل داده، راستيآزمايي و مديريت اطلاعات، به اندازه جمعآوري آن اهميت پيدا کرده است.

کارشناسان امنيتي معتقدند آينده سرويسهاي اطلاعاتي، بيش از آنکه به افزايش تعداد مأموران وابسته باشد، به توان تحليل داده، استفاده از هوش مصنوعي، تربيت نيروي متخصص و همکاري ميان حوزههاي مختلف بستگي خواهد داشت. در اين ميدان، ديگر تنها داشتن اطلاعات کافي نيست؛ سرعت تبديل داده به تحليل و تحليل به تصميم، مزيت رقابتي اصلي محسوب ميشود.

نگاهي به تحولات سالهاي اخير منطقه نيز نشان ميدهد که نقش سرويسهاي اطلاعاتي در مديريت بحرانها، پيشبيني تهديدها و پشتيباني از تصميمگيران بيش از گذشته پررنگ شده است. خاورميانه همچنان يکي از پيچيدهترين مناطق جهان از نظر امنيتي است و همين پيچيدگي، اهميت نهادهاي اطلاعاتي را دوچندان ميکند.

 اگر بخواهيم MİT را در يک جمله توصيف کنيم، بايد گفت اين سازمان طي دو دهه گذشته از يک دستگاه اطلاعاتي سنتي، به نهادي با رويکرد چندلايه و فناورانه تبديل شده است؛ مسيري که بسياري از سرويسهاي اطلاعاتي جهان نيز در حال طي کردن آن هستند. در سوي ديگر، ايران نيز متناسب با نيازهاي امنيتي خود، مسير متفاوت، اما همجهتي را در توسعه ظرفيتهاي اطلاعاتي و فناوري دنبال کرده است. شباهت اصلي دو کشور نه در ساختارهاي سازماني، بلکه در اين واقعيت نهفته است که هر دو دريافتهاند امنيت ملي در قرن بيستويکم، بيش از هر زمان ديگري به کيفيت اطلاعات، دقت تحليل و سرعت تصميمگيري وابسته است و از همه مهم تر اين که ايران و ترکيه يک دشمن مشترک دارند : رژيم صهيوني اشغال گر قدس يعني اسرائيل !!

شايد سالها بعد اطلاعاتي منتشر شود که نشان مي دهد ايران و ترکيه در کنار هم براي مقابله با اسرائيل در کنار هم تلاش کرده اند ، شايد هم نشود!

در جهاني که هر روز دادههاي بيشتري توليد ميشود و مرز ميان تهديد نظامي، سايبري، اقتصادي و شناختي کمرنگتر از گذشته است، سازمانهاي اطلاعاتي ديگر تنها نگهبانان اسرار نيستند؛ آنها به بخشي از موتور تصميمسازي دولتها تبديل شدهاند. شايد به همين دليل باشد که بسياري از تحليلگران معتقدند نبردهاي آينده، پيش از آنکه در آسمان يا دريا آغاز شوند، در اتاقهاي تحليل، مراکز داده و پشت نمايشگرهايي رقم خواهند خورد که هر ثانيه ميليونها داده را به دانشي قابل استفاده براي حفظ امنيت ملي تبديل ميکنند. اين همان واقعيتي است که امروز، هم در آنکارا و هم در تهران، بيش از هر زمان ديگري مورد توجه قرار گرفته است.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.