* عارف قاسمزاده گنجهلو- تبريز
تشيع، ذاتا عدالتگرا و ستمستيز و سلطهناپذير است. آموزههاي نهضت عاشورا نيز بر همين مبناست. از اين روست که تشيع عاشورايي يا سياسي، يا اسلام سياسي، براي دولتهاي وابسته به غرب و صهيونيسم مانند دولت باکو بسيار خطرناک تلقي ميشود.
تشيع عاشورايي، نميپذيرد که کشوري مانند جمهوري آذربايجان، به مثابة ايالتي از ايالتهاي آمريکا، شريان حيات رژيم صهيونيستي و شرکتهاي چندمليتي نظام سلطه و جزئي از اجزاي نظام امنيتي غرب باشد، به گونهاي که در جنگ صهيونيسم و نانو با ايران، اين کشور به عنوان يکي از پايگاههاي اصلي عمليات پهپادي و اطلاعاتي عليه ايران مورد استفاده قرار گيرد.
جمهوري اسلامي، تنها نظام شيعي انقلابي در جهان، بايستي اساسا خود را در لايهاي به عنوان دولت امت و در لايهاي به عنوان دولت شيعيان جهان تعريف کند. اين منافاتي با وحدت اسلامي و حمايت از مسلمانان اهل سنت و آزادگان جهان ندارد.
در هر نقطه زمين که ايران با جريان تشيع عاشورايي پيوند خورده و بر روي آن سرمايهگذاري معنوي و عملي کرده، ثمرات بزرگي در تامين امنيت مشترک، اقتدار سياسي مشترک و حتي منافع اقتصادي مشترک ايران و شيعيان ديگر نقاط به بار آورده است. اين راهبرد در هر ميزان و با هر تعريف و اسمي که در نقاط مختلف؛ عراق، لبنان، يمن تجربه شده، نتيجة درخشاني داشته است.
در جنگ نظام سلطه با ايران (نبرد ارتش تکفير در عراق و سوريه و لبنان، نبرد نظامي و امنيتي با آمريکا در عراق و لبنان و سوريه و...)، جريانهاي تشيع عاشورايي کشورهاي ديگر تا پاي جان در پيوند با ايران فداکاري کردهاند.
نفوذ منطقهاي ايران دستاورد پيوند با جريانهاي عاشورايي و سرمايهگذاري روي آنان است. اين سرمايهگذاري، صدها برابر آورده داشته است.
جمهوري آذربايجان با اکثريت جمعيت شيعه، زمينههاي تاريخي، فرهنگي، قومي، ادبي و آرماني مشترک با ايران، مستعدترين کشور براي رشد جريان تشيع عاشورايي و فراگيري آن نسبت به کشورهايي مانند لبنان و پاکستان و يمن و... است.
ترديدي نيست که اگر با رويکردي قوي و همه جانبه، تلاش همهجانبهاي در اين زمينه صورت ميگرفت، امروز وضعيت اين کشور شيعه چنان نبود که به متحد استراتژيک دشمن درجه اول مسلمانان و ايران تبديل، و تهديدي واقعي براي امنيت ملي ايران و منطقه باشد.
متاسفانه افرادي در داخل ايران که از آنها به عنوان جريان غربگرا و در ارتباط با جمهوري آذربايجان لابي باکو ناميده ميشود، پيوند با جريانهاي تشيع عاشورايي در خارج را براي سياست خارجي ايران مسئلهساز ميدانند. آنها فاقد نگرش کلان و آيندهنگرانه بوده و فهم عميق از امنيت ملي ندارند و اعتراضات غربيها و... به حمايت ايران از جريانهاي تشيع عاشورايي در منطقه را در نظر ميگيرند! در حالي که مشکل اساسي غرب با ايران، موجوديت ايران و نظام مستقل اسلامي است.
افرادي تلاش کردهاند، پيوند با جريان تشيع عاشورايي و حمايت از آن در جمهوري آذربايجان را با در نظر گرفتن روابط محدود با دولت ضدايراني باکو به ضرر منافع ملي توصيف کنند. اينها تلاش ميکنند تعريفي سکولار از مردم جمهوري آذربايجان در ايران ارائه کرده و بر مبناي آن به طرح مسائل موهومي مانند لزوم گسترش تشيع اجتماعي! در جمهوري آذربايجان پرداخته و حتي تشيع عاشورايي و سياسي را در قالب خطر براي شيعه و تشيع در اين کشور تعريف کنند! يعني در تحليلي وارونه، نقطه قوت راهبردي را به مثابة نقطة ضعف مينمايانند!
تکرار تجربة لبنان، يمن و عراق در جمهوري آذربايجان دربارة جريان تشيع عاشورايي با نقشة راه و مدل بومي، نياز امروز و آينده، و مسير نيل به اهداف مشترک شيعيان جمهوري آذربايجان و ايران و جهان تشيع است. در غير اين صورت، هم شيعيان جمهوري آذربايجان ناچار از تحمل حاکميتي خانداني، ضدشيعي، ديکتاتور و متحد با صهيونيسم هستند و هم ايران بايد تبعات، آسيبها و تهديدهاي امنيتي، سياسي، نظامي و ژئوپلتيک ناشي از يک حکومت وابسته و همراه با آمريکا و رژيم صهيونيستي را با شکيبايي فراوان تحمل کند!
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.