يکي از سادهترين مأموريتهاي يک ارتش مدرن، حمل مهمات و تجهيزات است و در عين حال همين مأموريت ساده ميتواند براي نيروهاي انساني خطرناک باشد. خودروي حامل مهمات الزاماً هيچ ارزش رزمي مستقيمي ندارد، اما براي رساندن آن به يک يگان ممکن است راننده مجبور شود وارد منطقهاي شود که زير ديد يا آتش دشمن قرار دارد.
همين مسئله باعث شده خودروهاي زميني بدونسرنشين از يک پروژه آزمايشگاهي به يکي از موضوعات جدي برنامههاي نوسازي ارتشها تبديل شوند.
UGV يا Unmanned Ground Vehicle در اصل خودرويي است که بدون حضور انسان در کابين ميتواند بخشي از مأموريت خود را انجام دهد. نمونههاي قديميتر بيشتر از راه دور کنترل ميشدند، اما نسل جديد به سمت خودمختاري بيشتر حرکت کرده است. در کرهجنوبي، Arion-SMET ساخت Hanwha Aerospace به يکي از نمونههاي شاخص اين روند تبديل شده است. اين خودرو يک پلتفرم ششچرخ برقي است که براي پشتيباني از نيروهاي پياده طراحي شده و برنامه ورود آن به خدمت ارتش کرهجنوبي در سالهاي 2027 و 2028 اعلام شده است.
مشکل فقط راننده نيست؛ مسئله جان انسان است
در يک يگان پياده، رساندن تجهيزات به خط تماس بخشي جداييناپذير از عمليات است. مهمات، آب، تجهيزات ارتباطي، باتري، تجهيزات پزشکي و قطعات يدکي بايد مرتباً جابهجا شوند و اگر اين کار با خودروهاي معمولي انجام شود، راننده بايد همراه محموله حرکت کند. در يک محيط کمخطر، اين مسئله مشکل خاصي ايجاد نميکند، اما اگر مسير تحت نظارت دشمن باشد، ارزش يک خودروي بدونسرنشين مشخص ميشود؛ اگر UGV بتواند مسير را بهصورت مستقل طي کند، در صورت از دست رفتن خودرو، حداقل جان رانندهاي در معرض خطر نبوده است.
اين دقيقاً همان فلسفهاي است که پشت بسياري از سامانههاي بدونسرنشين زميني قرار دارد: حذف انسان از مأموريتهايي که خطر آنها بالاست، اما تصميمگيري پيچيدهاي نياز ندارند. البته UGV صرفاً براي حمل بار طراحي نشده است و يک پلتفرم زميني بدونسرنشين ميتواند حامل حسگر، تجهيزات ارتباطي، سامانه شناسايي، تجهيزات جنگ الکترونيک يا حتي برخي سامانههاي رزمي باشد. اما هرچه مأموريت پيچيدهتر شود، سطح خودمختاري و الزامات ايمني نيز افزايش پيدا
ميکند.
براي همين است که ارتشها در مرحله فعلي بيشتر روي مأموريتهاي مشخص و محدود تمرکز کردهاند. مثلاً خودرو ميتواند يک سرباز را دنبال کند؛ سرباز حرکت ميکند و خودرو پشت سر او حرکت ميکند. اين روش براي حمل بار بسيار کاربردي است، چون ديگر نيازي نيست سرباز تجهيزات سنگين را با خودش حمل کند. شرکت Hanwha علاوه بر Arion-SMET، خانواده گستردهتري از UGVها را نيز دنبال ميکند و نسخه GRUNT که بر پايه پلتفرم ششچرخ توسعه يافته، براي حمل محموله سنگين و مأموريتهاي پشتيباني معرفي شده است.
دشمن فقط مين و موشک نيست؛ جنگ الکترونيک هم هست
يکي از بزرگترين چالشهاي خودروهاي بدونسرنشين، ارتباطات است. اگر خودرو از راه دور کنترل شود، به يک لينک ارتباطي نياز دارد و دشمن ميتواند همين لينک را مختل کند. در يک محيط جنگ الکترونيک، ممکن است GPS دچار اختلال شود، ارتباط راديويي قطع شود يا شبکه فرماندهي و کنترل آسيب ببيند. اگر UGV بدون ارتباط با اپراتور کاملاً بياستفاده شود، بخشي از مزيت خود را از دست ميدهد و به همين دليل نسل جديد اين خودروها بايد بتواند بخشي از تصميمها را روي خود خودرو بگيرد.
اين يعني پردازش محلي، حسگرهاي چندگانه و الگوريتمهاي تشخيص محيط. خودرو بايد بداند مانع جلوي آن چيست، مسير را تشخيص دهد، سربازي را که دنبال ميکند از افراد ديگر تفکيک کند و در صورت قطع ارتباط بداند متوقف شود يا طبق مأموريت از پيش تعيينشده ادامه دهد. همه اين کارها بايد در محيطي انجام شود که برخلاف خيابان شهري، هيچ تضميني درباره نظم و قابل پيشبيني بودن آن وجود ندارد.
ارتش آمريکا نيز در رزمايشهاي اخير خود به همين مسئله توجه ويژه نشان داده است. در رزمايش Scarlet Dragon، علاوه بر دستههاي پهپادي، قابليتهاي بدونسرنشين براي مأموريتهايي مانند شناسايي، تأمين مجدد و تخليه مجروحان نيز بررسي شد. اين مسئله نشان ميدهد هدف نهايي صرفاً ساخت يک «ربات مسلح» نيست؛ ارتشها در حال ساختن يک شبکه بدونسرنشين هستند که در آن پهپاد از بالا اطلاعات جمع ميکند، UGV روي زمين حرکت ميکند، سامانه فرماندهي دادهها را جمع ميکند و انسان تصميم نهايي را ميگيرد.
UGV يک وسيله نقليه معمولي نيست؛ يک گره در شبکه رزمي است. حتي ممکن است در آينده يک واحد کوچک چند UGV داشته باشد که هرکدام مأموريت متفاوتي انجام دهند. يکي حامل مهمات باشد، ديگري تجهيزات شناسايي داشته باشد و سومي براي تخليه مجروحان مورد استفاده قرار گيرد. يک اپراتور ميتواند بهجاي رانندگي تکتک آنها، سطح بالاتري از مأموريت را مديريت کند و اين همان جايي است که مفهوم «يک نفر، چند ماشين» شکل ميگيرد.
اما نبايد در مورد سرعت اين تحول اغراق کرد. خودروي خودران در جاده عمومي با محيطي نسبتاً قابل پيشبيني روبهرو است، اما UGV در ميدان نبرد ممکن است با دود، گل، آتش، موانع مصنوعي، خاکريز، خودروهاي منهدمشده، اختلال GPS و جنگ الکترونيک مواجه شود. به همين دليل خودمختاري کامل هنوز يک مسئله بسيار دشوار است و راهکار منطقيتر، حرکت تدريجي به سمت خودمختاري مأموريتي خواهد بود؛ يعني انسان هنوز تصميم ميگيرد خودرو کجا برود و چه مأموريتي انجام دهد، اما خودرو خودش بخشي از مسير و موانع را مديريت ميکند.
خودروهاي زميني بدونسرنشين جايگزين کامل سرباز يا راننده نميشوند؛ آنها بخشي از بار خطر را از دوش انسان برميدارند و همين موضوع شايد مهمترين تغيير باشد. در جنگهاي آينده، ممکن است ارزش يک UGV نه به توپ يا موشکي که حمل ميکند، بلکه به محمولهاي باشد که بدون حضور انسان به يک واحد رزمي ميرساند. ممکن است خودرو در ميدان مين وارد شود، براي حمل تجهيزات در شب حرکت کند، ارتباطش قطع شود و طبق برنامه قبلي منتظر بماند يا يک مجروح را از منطقه خطر خارج کند. اينها مأموريتهايي هستند که در آنها فناوري خودمختار بيش از نمايش قدرت رزمي، به يک ابزار کاهش ريسک انساني تبديل ميشود.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.