* نويسنده: اکرم سليمان - برگردان از عربي: حسين صادقيان
در زمان هارون الرشيد در بغداد، مردي زاهد بود که «فضيل» خوانده مي شد. اين مرد، در جرات داشتن و بي محلي نسبت به ديگران معروف بود.
روزي وقتي که هارون الرشيد با گروهي از سواران خود، از نزديک خانه فضيل مي گذشت، فضيل صداي سُم - ضربه هاي اَسبانِ لشکريان و سربازان و همراهان او شنيد در حالي که آنان لباسهاي گرانبهايي برتن کرده بودند. اين بود که از خانه اش بيرون آمد تا ببيند چه شده است.
هارون الرشيد، فضيل را ديد که لباسهاي کهنه و فرسوده اي به تن دارد. به او گفت: فضيل، چقدر فقير شده اي! فضيل جواب داد: تو از من فقيرتري!
هارون الرشيد شگفت زده شد و رو به فضيل کرد و گفت: چطور؟
فيضل پاسخ داد: من در دنيا فقيرم، اما تو در آخرت فقيري! «و داشته هاي اين دنيا، در برابر آخرت، چه کماند»! هارون الرشيد بسيار تعجب کرد و جواب نداد.
منبع: الهدي (مجله الجيل اسلامي) - العدد الرابع و الاربعون - الدوره الرابعه - رمضان - شوال - 1410 ه - 1990م
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.