حميد عليدوستي، جنتلمن فوتبال ايران و از مردان نيکي بود که شايد کمتر کسي صداي او را شنيد، اما اثرات بزرگي در فوتبال اين کشور داشت.
ما انسانهاي گرم و سرد چشيدهاي هستيم. گاهي بد خلقيم و گاهي خوش اخلاق. گاهي دوست داشتني هستيم و گاهي روزگار تلخمان ميکند که بسياري اين نسخه ما را دوست ندارند. ميروند و تنها ميشويم، با تنهايي سر ميکنيم تا روزهاي پاياني عمر. امان از روزهاي تنهايي، امان از بي کس شدن و بي کس ماندن. حميد عليدوستي از آن دست آدمهايي بود که ميگفت بي کس نيست، اما تنهايي را انتخاب کرده و از سکوت لذت ميبرد. آدمها گاهي در روزهاي پاياني عمر، دوست داشتنيتر ميشوند، اما حميد عليدوستي از آن دست آدمهايي بود که هميشه دوست داشتني بود؛ مرد جنتلمن فوتبال ايران که 10 آبان 1405 در سکوت رفت.
اينجا قرار نيست متني براي وداع با حميد عليدوستي نوشته شود؛ اين واژهها هم در فراغ او نيست، در ستايش مردي است که شايد مثل خيليهاي ديگري که هنوز زندهاند، قدرناديده ماند. مردي که هميشه سکوت را ترجيح ميداد و در روزهاي پاياني عمرش در ستايش سکوت و تنهايي سخن گفت.
عليدوستي، 70 سالگياش را ديد. مردي که سالهاي زيادي از عمرش را در اين فوتبال بود و اسطوره باشگاه هما محسوب ميشد. فوتباليستي که در روزهاي خيلي دورتر راهي فوتبال آلمان شد و لژيونر بود. با آماري خيره کننده و تبحري خاص در گلزني؛ در 27 بازي ملي 15 گل به ثمر رساند و آمار 1.8 گل در هر بازي را به ثبت رساند. بازيکني که شايد اگر ايران با چالشهاي دهه 50-60 از جمله جنگ تحميلي مواجه نميشد، فرصت بيشتري هم براي گلزني داشت و آمار گلزنيهايش هم بسيار بالاتر بود.
اما آنهايي که کمتر آمارهاي حميد عليدوستي در دوره فوتباليست بودنش توجه ميکنند، احتمالاً روزهاي مربيگري او را هم کمتر به خاطر ميآورند. مردي که شايد بابت همان علاقهاش به سکوت و تنهايي، مربيگري در رده بزرگسالان اولويتش نبود. او مربيگري در فوتبال پايه را بيشتر دوست داشت که بخشي از عمر خود را صرف شناسايي استعدادها و تيم ساختن
کرد.
عليدوستي يکي از آخرين نسلهاي موفق فوتبال پايه ايران را ساخت. او سال 1393 به عنوان سرمربي تيم ملي زير 17 سال انتخاب شد و سه ماه را صرف استعداديابي کرد و سپس آموزش به تيمي را آغاز کرد که اميرحسين حسينزاده و اللهيار صيادمنش دو بازيکني از همان نسل هستند. او يک سال بعد تيمش را به جام ملتهاي آسيا رساند، اما در آستانه اين مسابقات برکنار شد. مهدي تاج ارديبهشتماه 1395 به رياست فدراسيون فوتبال رسيد و خرداد ماه همان سال «برکناري عجيب عليدوستي از تيم ملي نوجوانان!» را رقم زد تا عباس چمنيان جانشين او شود.
نسلي که حميد عليدوستي ساخت، تا آستانه قهرماني آسيا هم پيش رفت. چمنان تا شروع مسابقات فقط 2 ماه زمان داشت که طبيعتاً نه فرصت استعداديابي داشت و نه فرصت آموزش، بنابراين کسب افتخار آن تيم براي عليدوستي بود که ناغافل برکنار شد و فرصت درخشيدن با شاگردانش را از دست داد. تيمي که همان سال نايب قهرمان آسيا شد و به جام جهاني 2017 رسيد و با درخششي خيره کننده به عنوان صدرنشين گروه و بالاتر از آلمان به يک هشتم نهايي رسيد. تيمي که مکزيک را هم شکست داد و راهي يک چهارم نهايي شد، اما پيش از رسيدن به نيمه نهايي به اسپانيايي 3 بر يک باخت که يکي از گلهايش را فران تورس، زننده گل قهرماني اسپانيا در جام جهاني 2026 به ثمر رساند.
عليدوستي در تمام اين سالها سکوت کرد. کسي دليل دقيق برکناري او را نميداند و در همان سال هم فريدون معيني، رئيس کميته جوانان فدراسيون فوتبال گفته بود: «خيلي وقت بود که ما با حميد عليدوستي در همين رابطه صحبت داشتيم و جلسات متعددي را هم برگزار کرديم و به هر دليلي که بود در نهايت به اين جمعبندي رسيديم که تغييراتي در اين تيم انجام شود اما دليلي نميبينم که بخواهم در اين باره پاسخ دهم.»
عليدوستي پس از اين ماجرا، سالها خانهنشين بود. مردي که ترجيح داد در سکوت و تنهايي خود روزهايش را سپري کند تا اينکه در روزهاي پاياني عمرش مدير آکادمي فوتبال باشگاه چادرملو و مديرفني اين تيم شد. مردي که شايد از اين جهان رفت، اما اثرات او در فوتبال ايران باقي خواهد ماند.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.