حقيقت تلخ آن است که فوتبال آسيا منتظر ايران نمانده و نميماند؛ بنابراين وقتي در جمع بهترينها حضور نداريم، به تدريج از دايره توجه هم خارج ميشويم.
به گزارش تابناک، کنفدراسيون فوتبال آسيا تيم منتخب سال 2025 قاره کهن را اعلام کرد که در آن نام هيچ بازيکن ايراني ديده نميشود. خبري به ظاهر کم ارزش و بياهميت که در بطن آن يک علامت بسيار بزرگ و قابل توجه وجود دارد؛ نشانهاي از پسرفت و سقوط آزاد و بي سروصداي فوتبالمان. به خصوص اگر اين موضوع را همچون تکههاي يک پازل در کنار موارد اساسي ديگر قرار دهيم، تصويري زشت و شايد هم ترسناک، تشکيل ميشود.
نکته نگران کننده اين است که فوتبال ايران نهتنها در تيم منتخب سال AFC نمايندهاي ندارد، بلکه در مراسم بهترينهاي سال آسيا نيز سالهاست به يک غايب هميشگي تبديل شده؛ غيبتي که ديگر تعجببرانگيز نيست و همين عاديشدن، بزرگترين زنگ خطر است. سادهسازي و سادهانگاري در رويه موجود، بزرگترين ضربه را به فوتبالمان ميزند، چرا که نبودن نماينده در تيم منتخب آسيا فقط يه آمار نيست بلکه يک هشدار جدي است. فوتبالي که سرشار از استعداد است، اما با سيستمي فرسوده دست و پنجه نرم ميکند. بنابراين تا زماني که ساختار فوتبالمان درست نشود، حتي بهترين نسلها هم کاري از پيش نميبرند. براي همين است که دههها از قهرماني تيم ملي بزرگسالان در جام ملتها ميگذرد، حسرت صعود تيم اميد به المپيک هر دوره تمديد ميشود و وضعيت باشگاهها در مسابقات آسيايي هم که نياز به توضيح و يادآوري بيشتري ندارد.
ديگر مسئله فقط يک سال يا يک انتخاب خاص نيست؛ وقتي چند سال متوالي در مراسم بهترينهاي سال آسيا، فوتبال ايران صاحب جايگاه ثابت و قابل اعتنايي نيست، ديگر نميشود آن را بدشانسي يا بدسليقگي دانست. معنايش اين است که «غيبت»، نرمال و عادي شده و به زعم کارشناسان، اين خطرناکترين مرحله افت است. عواملي مثل افت کيفيت ليگ، لژيونر کم و لژيونر آماده کمتر، مديريت ضعيف و به بيان درستتر سوءمدريت، باعث شده ديگر بحث بر سر رقابت با کشورهايي چون ژاپن، کرهجنوبي، عربستان و قطر نباشد و از کشورهايي هم که در سطح دوم آسيا محسوب هستند، جا بمانيم. چون ما همچنان درگير بحثهاي ابتدايي چون زمين تمرين، مافياي چمن، قراردادهاي بدون شفافيت، بدهيهاي خارجي و داخلي، دعواي مديريتي و جولان دلالها هستيم. در حالي که کشورهاي شرق آسيا و حتي رقباي منطقهاي با سرمايهگذاري، آکادميسازي و علم تمرين جلو رفتهاند، فوتبال ايران در گرداب روزمرگي، تغييرات مديريتي و تصميمات کوتاهمدت گرفتار شده است.
حقيقت تلخ آن است که فوتبال آسيا منتظر ايران نمانده و نميماند؛ بنابراين وقتي در جمع بهترينها حضور نداريم، به تدريج از دايره توجه هم خارج ميشويم. نتيجه سالها بيبرنامگي و سوءمديريت و عقبماندن از تحولات فوتبال قاره، باعث شده در شرايط فعلي قرار بگيريم و تا زماني که اين روند اصلاح نشود، بازگشت نام ايران به ويترين افتخارات آسيا بيشتر شبيه آرزو خواهد بود تا انتظار.
در همين تيم منتخب سال کنفدراسيون فوتبال آسيا، نام پنج بازيکن ژاپني و سه بازيکن کرهاي قرار دارد و در شرايطي که کشورهاي شرق آسيا و حتي برخي رقباي منطقهاي بهصورت مستمر در اين فهرستها حضور دارند، حذف کامل ايران بيش از هر چيز نشاندهنده فاصلهاي است که هر سال بيشتر شده و ميشود. به عنوان مثال، کافي است به نمودار لژيونرهاي فوتبال ايران در سالهاي اخير توجه کنيم. گرچه فوتبالمان همچنان بازيکن لژيونر دارد اما تعداد لژيونرهاي اثرگذار کاهش يافته و در سطح اول فوتبال اروپا هم ديگري بازيکن ايراني نداريم. بسياري از بازيکنان ايراني در تيمهاي خارجي يا نيمکتنشين هستند يا نقش تعيينکنندهاي ندارند.
بهتر است مديران فدراسيون فوتبال و باشگاهها و البته وزارت ورزش، توجه داشته باشند که غيبت در جمع بهترينها و ويترين آسيا، فقط يک موضوع زينتي(!) نيست و اين روال، پيامدهايي چون کاهش شانس ديدهشدن بازيکنان ايراني، افت اعتبار فوتبال ايران در نگاه AFC، سختتر شدن مسير انتقال به ليگهاي معتبر و در نهايت کمرنگ شدن جايگاه تاريخي ايران در فوتبال قاره را به دنبال دارد.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.