اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

تنظيم نظم قفقازي در مدار آمريکا

(نگاهي به نتايج سفر معاون رئيس جمهور آمريکا به قفقاز)

همزمان با تشديد رقابت قدرت هاي جهاني و منطقه اي که همزمان با تشديد فروپاشي نظم حقوقيِ - سياسيِ بين المللي صورت مي گيرد، سفر جي دي ونس معاون رئيس جمهور امريکا به ارمنستان و جمهوري آذربايجان، حاکي از شتاب گرفتن مجموعه اقدامات واشنگتن براي تحميل نظم امريکايي - ساکسوني به قفقاز مي باشد؛

تنظيم نظم قفقازي در مدار آمريکا

پس از سفر دو ساعته جرج بوش به گرجستان در ارديبهشت 1384  و سفر نانسي پلوسي رئيس مجلس نمايندگان آمريکا به ارمنستان در شهريور 1401 ، ونس بلندپايه ترين مقام امريکا است که در دو دهه اخير به قفقاز سفر مي کند؛ اين موضوع حاکي از اهميت اين سفر مي باشد. سفر ونس و مذاکرات و توافقات صورت گرفته با باکو و ايروان شامل طيف گسترده اي از مسايل سياسي، نظامي ، انرژي ، هسته اي، ترانزيتي، تجاري، هوش مصنوعي و امنيتي بوده است؛ با نگاهي به طيف توافقات صورت گرفته و اسناد امضاء شده مانند «منشور مشارکت استراتژيک بين دولت جمهوري آذربايجان و دولت آمريکا» ، هدف سفر ونس به قفقاز را در يک جمله کليدي  مي توان خلاصه کرد: «فاز جديد اقدامات واشنگتن براي اخراج همه جانبه ايران و روسيه از قفقاز و  تنظيم نظم قفقازي در مدار امريکا»؛

 از اين منظر در باره نتايج سفر ونس به قفقاز شش نکته تبييني قايل طرح
است :

اول؛ توافقات صورت گرفته ونس با رئيس جمهوري آذربايجان و نخست وزير ارمنستان صرفا حاصل مذاکرات ماههاي اخير نيست بلکه  نتيجه فرايندي است که جبهه آنگلوساکسوني از سال 2020 و در پوشش جنگ دوم قراباغ در قفقاز آغاز کرده است؛ شاهکار امنيتي امريکا و انگلستان در اين خصوص، قراردادن رهبران هر دو کشور (علي اف و پاشينيان) در مَدار حرکت در مسير منافع امريکا ولو به بهاي زيان منافع ملي آنها مي باشد که خود ريشه در مهندسي تحولات منطقه بويژه فرايند تضمين حکومت موروثي در جمهوري آذربايجان و انقلاب رنگين  2018 در ارمنستان
مي باشد.

به همان دليل نيز مشخص بود که از همان 2020 آنچه به عنوان کريدور ارتباطي جمهوري آذربايجان به نخجوان ناميده مي شد نه يک ايده روسي بلکه يک کريدور امريکايي، ناتويي ، توراني و عبري بود که امروز در قالب مسير ترامپ ابعاد آن آشکار شده است.

دوم؛ مهمترين هدف امريکا در ارمنستان، تضعيف زيرساخت هاي حضور روسيه و ايران در اين کشور است. اين موضوع در سالهاي اخير بيشتر در بعد زيرساخت هاي سياسي نمود داشته است که مهمترين آن اقدام ارمنستان در تعليق همکاري با سازمان پيمان امنيت دسته جمعي ، اولويت دادن به همکاري با اتحاديه اروپا در مقايسه با اتحاديه گمرکي اوراسيا بود. اکنون تلاش امريکا  تضعيف زيرساخت هاي حضور روسيه در قفقاز بويژه در حوزه نظامي و انرژي است از اينرو نيز در کنار بحث فروش پهپادهاي شناسايي V-BAT آمريکا به ارمنستان،  با توجه به لزوم توقف فعاليت نيروگاه هسته اي متسامور در آينده نزديک، در خصوص احداث نيروگاه هاي هسته اي کوچک توسط امريکا در ارمنستان توافق شده است. در اين فرايند  اصلي ترين طرح امريکا، تحقق مسير ترامپ مي باشد که طي آن نفت ، گاز، سوخت و حتي برق ارمنستان به جمهوري آذربايجان و شرکت هاي امريکايي وابسته شده و متعاقب آن همکاري انرژي ارمنستان با روسيه و ايران بويژه در حوزه گاز و برق در يک شيب ملايم به طور کامل قطع خواهد شد .

سوم؛ توافق فروش قايق نظامي از سوي امريکا به جمهوري آذربايجان در سفر ونس، در راستاي تحرکات پيشين واشنگتن براي نظامي کردن درياي کاسپين مي باشد که طي سه دهه اخير در قالب برخي از تمرين هاي مشترک دريايي باکو با امريکا و رژيم صهيوني در درياي کاسپين پيگيري شده است؛ نظامي شدن درياي کاسپين از طريق حضور امريکا و ناتو و حضور شپهادهاي امريکايي در اين پهنه آبي، مي تواند يک کانون جديد ضربه و آسييب براي روسيه و ايران ايجاد نمايد ؛ ضمن اينکه براي انتقال گاز کشورهاي آسياي مرکزي بويژه ترکمنستان و قزاقستان به جمهوري آذربايجان و از آنجا به ترکيه و اروپا ، درياي کاسپين از  نقش کليدي برخوردار است؛ در حال حاضر به لحاظ حقوقي و بدليل عدم تصويب کنوانسيون رژيم حقوقي درياي کاسپين در مجلس شوراي اسلامي که متاثر از مخاطرات زيست محيطي اين دريا و رعايت نشدن سهم منصفانه ايران در اين دريا است، امکان احداث خطوط لوله از بستر درياي کاسپين وجود ندارد؛ طبيعتا در چشم انداز آينده، روسيه تحت تحريم شديد صادرات انرژي حاضر نخواهد شد در مقابل چشمانش، گاز مناطق «دور نزديک» خود در آسياي مرکزي به اروپا منتقل شود، بنابراين امريکا تلاش دارد با حضور نظامي در کاسپين به قزاقستان و ترکمنستان و جمهوري آذربايجان به تضمين انتقال انرژي در قالب تانکرهاي دريايي از کاسپين اطمينان دهد.

چهارم؛ يکي از مهمترين محورهاي مطرح شده در سفر ونس به باکو تقدير امريکا از همراهي جمهوري آذربايجان در باصطلاح عمليات هاي نظامي ناتو در افغانستان، عراق و بوسني بود، بويژه اينکه جمهوري آذربايجان يکي از خطوط اصلي لجستيکي امريکا و ايساف به افغانستان بود و نيروهاي  آذري آخرين گروهي بودند که در کنار امريکايي هاي متجاوز، افغانستان را ترک کردند. با وجود اين بنظر مي رسد اين تقدير ونس از نقش باکو فراتر از نقش ها يا خوشخدمتي هاي مورد اشاره باکو مي باشد. جمهوري آذربايجان تنها کشوري در منطقه است که در تمام تجاوزات نظامي يا باصطلاح عمليات هاي ناتو و امريکا که تحت عنوان صلح باني يا مبارزه با تروريسم يا غيره برگزار شده است، شرکت داشته است. جديدترين جنبه اين مشارکت، مشارکت کامل جمهوري آذربايجان در حمله 12 روزه امريکا و روژيم صهيوني به ايران بوده است بطوريکه حتي انديشکده هاي امريکايي از شکل گيري مثلث واشنگتن- تل آويو - باکو سخن گفته اند. بنابراين بخشي از تقدير ونس به صورت غيرمستقيم متوجه نقش ضدايراني باکو و  تضمين علي اف براي ادامه اين نقش در آينده مي باشد.

پنجم؛ مجموعه اي از توافقات و مذاکرات در سفر ونس به جمهوري آذربايجان و ارمنستان در خصوص مسير ترامپ براي صلح و رفاه بين المللي مطرح گرديد؛ طبيعي است که با مطرح شدن عبور بلامانع جمهوري آذربايجان در توافقات سه جانبه واشنگتن در اوت 2025، مسير ترامپ همان کريدور جعلي زنگزور يا دالان توراني ناتو است که در وهله اول کارکردي سياسي، امنيتي ، ژئوپليتيکي ، قومي و سپس کارکرد ترانزيتي ، انرژي و تجاري دارد؛ با وجود اين، سود حاصله در اختيار جمهوري آذربايجان و ارمنستان که تنها 24 درصد کنسرسويم بخش ارمني مسير را خواهد داشت ، قرار نخواهد گرفت. تاکنون بي پي انگليس بزرگترين منتفع ميادين انرژي جمهوري آذربايجان بود و پس از اين اکسون موبيل و شرکت هاي امريکايي نزديک به ترامپ، منتفع اصلي خواهند بود؛ اين بزرگترين دليل ورود مستقيم ترامپ به اين مساله است.

از منظر ترامپ در فرايند حذف نقش روسيه در تامين انرژي اروپا با شروع جنگ اوکراين و پس از آن، بايد گاز اروپا از طريق ال ان جي امريکا تامين شود و اگر غير از اين باشد، بايد امريکا در منافع آن سهيم باشد ، از اينرو بي پي و اکسون موبيل بزرگترين منتفع تامين انرژي 16 کشور اروپايي توسط باکو مي باشند.

ششم؛ طرح اين موضوع از سوي الهام علي الف رئيس جمهور آذربايجان مبني بر اينکه روسيه به طور هدفمند مراکز انرژي و ديپلماتيک باکو در اوکراين را هدف قرار داده است، در فاصله اندکي پس از سفر ونس، تصادفي نيست .

علي اف از اين طريق تلاش دارد ضمن توجيه حرکت شتابان باکو به سوي امريکا و ناتو، اطمينان خود از حمايت هاي واشنگتن از اين کشور که در دوره ترامپ با لغو مصوبه 907 (مصوبه کنگره براي تحريم مالي و تسليحاتي باکو از سال 1992) و قراردادهاي آتي تسليحاتي نمود پيدا خواهد کرد، نشان دهد؛  اما تاريخ روابط بين الملل و جغرافيايي سياسي نشان مي دهد که دو کشور کوچک که در يک منطقه ژئوپليتيک همسايه يا همجوار سه قدرت جهاني و منطقه اي هستند ، نمي توانند در مَدار دشمنان انها آزادنه حرکت کنند، به گواه تاريخ، چنين پل گذاري هاي سياسي دير يا زود فرو مي ريزند و تنها اشکال فرو ريختن آنها در تاريخ روابط بين الملل متفاوت بوده است.

 

* دکتر احمد کاظمي، پزوهشکر ارشد اورسيا

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.