جان و روح انسان، ارجمندترين و گرانبهاترين چيزي است که انسان دارد. اگرچه جسم انسان نيز بسيار ارجمند و گرانبهاست، اما جسم، با همة قدر و قيمت، فناپذير است و عمري محدود دارد. اما جان و روح نهتنها ناميرا و جاودانه است، بلکه جسم نيز به وجود جان و روح زنده است.
گاهي برخي شخصيتها به دليل علوّ روح و انديشه و برخورداري از صفات الهي مانند شجاعت، عفت، حکمت و عدالت و قرار گرفتن در جايگاه رهبري براي انسانهاي عدالتطلب و آزاديخواه، آنگونه جاذبه دارد که جان و روح يک جامعه و ملت و امت محسوب ميشود. جاذبة وجوديِ او، جاذبهاي از جنسِ جاذبة اهلبيت(ع) است که جاذبة الهي و عاشقانه است و جاذبهاي است که اساس آن عقلانيت و عشق است، نه اطاعت کورکورانهاي که سرسپردگان فرقههاي شيطاني به سران خود دارند. آري دلدادگي «حزبالله» با سرسپردگي «حزب شيطان» متفاوت است. دلدادگي حزبالله همان اطاعت بيچونوچرايي است که خداوند متعال فرمود: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ؛ (نساء: 59)

بااينمبنا که اطاعت از «اوليالامر» در طول اطاعت از معصوم(ع) است، هر مسلمان آگاهي، «خامنهاي» را جان خود و جان جامعه و جان ملت ميداند. در واقع جملة «خامنهاي جان ايران است» شعار دلي هر مسلمان آگاه بهويژه اهل دانش و دين يعني خواص جامعه است که طلبه و حوزوي و دانشجو و دانشگاهي از مصداقهاي روشن اين خواص است.

امروز اگر ميبينيم که بر سر درِ دانشگاه تبريز و بر سر درِ حوزة علمية تبريز(حوزه علميه حضرت اميرالمؤمنين ع تبريز)، جملة دليِ «خامنهاي جان ايران است.» نقش بسته است، نشان و روشن و انکارناپذيري از انديشه و فهم مشترک حوزه و دانشگاه دربارة ولايت فقيه و خامنهاي عزيز يعني جان ايران است. اين همان تجلي وحدت حوزه و دانشگاه است که در زماني که تبهکاران بينالمللي، با وقاحت و دريدگي شيطاني، «جان ايران» را تهديد ميکنند، خود را نشان ميدهد.

وحدت حوزه و دانشگاه حول انديشة ولايت فقيه (اوليالامر در پيوند با سلسلة عصمت و به نيابت از حضرت وليعصر(عج)) در واقع درونماية «اتحاد مقدس ملي» است. يعني شعار حوزه و دانشگاه (خامنهاي جان ايران است)، شعار همة ايرانيان است.

* نويسنده: ابوالفضل محمدي، طلبة حوزة علمية تبريز
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.