اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

بلاي ويران کننده مافياي چمن در ورزشگاه آزادي

مناقصه 130 ميلياردي چگونه به 850 ميليارد رسيد

به گزارش سرويس ورزشي تابناک، هرچقدر هم براي بازگشايي ورزشگاه آزادي وعده داده شود، باز زمان بهره‌برداري مجدد از اين استاديوم 55 ساله مشخص نيست. همانطور که در دو سال اخير، تمام وعده‌ها پوچ از آب در آمده و روي حرف هيچکسي از جمله وزير ورزش و جوانان، رئيس شرکت توسعه و تجهيز، پيمانکار ورزشگاه و حالا هم نمايندگان مجلس نمي‌توان تاريخ مشخصي را تعيين کرد و نوشت که ورزشگاه آزادي در اين تاريخ بازگشايي مي‌شود.

بلاي ويران کننده مافياي چمن در ورزشگاه آزادي

در گزارش اخير تابناک از وضعيت فعلي اين ورزشگاه که به صورت تصويري و با عنوان «تصاوير تکان دهنده از وضعيت فعلي ورزشگاه آزادي» به انتشار رسيد، به وضوح شرح داده شد که وضعيت فعلي ورزشگاه در چه مرحلهاي قرار دارد و چرا همچنان نميتوان اميدي داشت که اين ورزشگاه تا نيم فصل فوتبال ايران مورد بهرهبرداري قرار بگيرد. روند کند بازسازي تونلهاي و راهروهاي ورزشگاه آزادي، اين بازخورد را ميدهد که انگار عزمي براي به پايان رساندن کار در اسرع وقت وجود ندارد و اين پروژه بيشتر از اينها زمان خواهد برد.

فارغ از باقي ماندن کارهاي عمراني و ساخت و ساز در ورزشگاه آزادي، پروژه کاشت چمن ورزشگاه هم حالا به يک کلاف سردرگم و البته پولساز تبديل شده است؛ ورزشگاهي که از بهار 1403 بسته شد تا مورد بازسازي قرار بگيرد، اما کار آن هنوز به پايان نرسيده و کاشت چمن هم يکي از مهمترين بخشهاي ورزشگاه است. با اين حال بدون در نظر گرفتن اينکه بهرهبرداري از ورزشگاه آزادي چه زماني صورت ميگيرد، بررسي قرارداد مالي اين ورزشگاه به ويژه در بخش چمن، جالب توجه است.

براساس صحبتهاي محمدعلي ثابت قدم، مديرعامل شرکت توسعه و نگهداري اماکن ورزشي، قرارداد واگذاري پروژه ورزشگاه آزادي از سوي اين شرکت به قرارگاه خاتمالانبيا 1900 ميليارد تومان بود که براساس آن عمليات بازسازي از 17 تير 1403 آغاز ميشد و آخر دي 1404 هم به اتمام ميرسيد. با اين حال ورزشگاه آزادي با فشار احمد دنيامالي، وزير ورزش و جوانان پس از به تصدي رسيدن در اين وزارتخانه، يک سال زودتر از موعد و از دي ماه 1403 به صورت نمادين بازگشايي شد تا احتمالاً يک شوي تبليغاتي به راه بيافتد که ورزشگاه زودتر از موعد بازگشايي شده و تعدادي از مسابقات ملي و باشگاهي تا تيرماه 1404 در اين ورزشگاه برگزار شد. اين اقدام عملاً کارگاه عمراني براي بازسازي ورزشگاه آزادي را تعطيل کرد و بايد 7 ماه به زمان قرارداد اضافه ميشد. با برآورد اين تاريخ و اضافه کردن آن به قرارداد، ورزشگاه آزادي بايد تيرماه 1405 به بهرهبرداري ميرسيد که با درنظر گرفتن جنگ 40 روزه و تعطيلي مجدد کارگاه، شهريورماه 1405 را ميشد براي پايان پروژه در نظر گرفت، اما وضعيت فعلي هيچ شباهتي به پايان کار و حتي نزديک شدن به پايان کار ندارد.

با اين حال ثابتقدم درباره هزينههاي صورت گرفته در ورزشگاه آزادي و پرسشهايي که در اين خصوص وجود دارد، مسئله جالبي را مطرح کرده که قابل تأمل است. او گفته است: «در مورد هزينهها موضوع پيچيدهاي وجود ندارد و ما حدود 2 همت هزينه کرديم که شايد به قيمت امروز 5 همت بشود.» البته اين صحبت نيز وجود دارد که با دستورالعمل جديد، ورزشگاه آزادي براي ميزباني از بازيهاي بينالمللي بايد مسقف شود که مسقف کردن اين ورزشگاه نيازمند يک فاز جديد عملياتي و عمراني است که براي چنين کاري هم برآورد شده 1.5 همت ديگر بودجه تعيين شود.

اما به اصل داستان برسيم که صبح روز سهشنبه 17 شهريورماه با حضور تعدادي از نمايندگان مجلس و نهادهاي نظارتي با مسئولان شرکت توسعه و نگهداري اماکن ورزشي نشستي به منظور بررسي آخرين شرايط مربوط به روند بازسازي ورزشگاه آزادي برگزار شد. در اين جلسه روحالله لک علي آبادي، عضو فراکسيون ورزش مجلس شوراي اسلامي هم حضور داشت که در پايان جلسه در مصاحبهاي اعلام کرد: «تاکنون 2 هزار ميليارد تومان براي استاديوم هزينه شده که 850 ميليارد آن براي چمن بوده و ثابت قدم گفته اخيراً ابلاغيهاي از فيفا براي لزوم مسقفسازي ورزشگاه آمده که براي ميزباني از بازيهاي بينالمللي به هزار و 500 ميليارد تومان ديگر نياز است.» اين نماينده مجلس در حالي اعلام کرده که از 2 هزار ميليارد هزينه صورت گرفته، 850 ميليارد تومان مربوط به چمن بوده که 18 روز قبل از اين سخن، در تاريخ 31 مردادماه در گفتوگو با خبرگزاري خانه ملت که مرتبط با اخبار مجلس شوراي اسلامي است گفته بود: «بازسازي چمن ورزشگاه آزادي نيازمند 150 ميليارد تومان اعتبار است که با اين ميزان اعتبار بسياري از پروژههاي ورزشي بالاي 85 درصد را ميتوان تکميل کرد و به بهرهبرداري رساند. امروز در حوزه ورزش ما با مافيايي به نام مافياي چمن ورزشگاه مواجهيم که در اين حوزه فعال هستند و براي خود کسب درآمد ميکنند.»

نکته قابل تأمل اينجاست که چگونه پروژه کاشت چمن در ورزشگاه آزادي که گفته شده بود نيازمند اعتبار 150 ميليارد توماني است، به جايي رسيده که حالا اين نماينده مجلس احتمالاً از قول مديران شرکت توسعه و نگهداري اماکن ورزشي ميگويد 850 ميليارد از بودجه 2 هزار ميلياردي، براي چمن هزينه شده است؟ آن هم در حالي که براساس اسناد منتشر شده مناقصه چمن ورزشگاه آزادي، قيمت پايه 130 ميليارد تومان اعلام شده بود که اين رقم کارشناسي شده و تا حدودي نزديک به قيمت منطقي بازار در زمان انتشار آگهي مناقصه بود.

در خصوص برگزاري و اسناد مناقصه هم اطلاعاتي به دست تابناک رسيده که در نوع خود قابل تأمل است. در حالي که آگهي مناقصه برپايه 130 ميليارد تومان منتشر شده بود، يک شرکت دانشبنيان در زمينه توليد و اجراي چمن هيبريدي پيشنهاد اجراي چمن ورزشگاه آزادي با قيمت 117 ميليارد تومان را ارائه ميکند. يعني قيمت درخواستي حتي از قيمت کارشناسي هم پايينتر بوده و صرفه و صلاح سازمان را در بر ميگرفته، اما در کمال تعجب اين شرکت از مناقصه کنار گذاشته ميشود و برنده مناقصه شرکتي شده که پيش از اين هم بارها از آن ياد شده است که بيشتر پروژههاي کاشت چمن در کشور را ميگيرد و اين شرکت با عدد 279 ميليارد تومان برنده مناقصه ميشود. همانطور که پيشتر اشاره شد، عضو فراکسيون ورزش مجلس در بخشي از صحبتهايش در خصوص ماجراي چمن گفته بود: «در حوزه ورزش ما با مافيايي به نام مافياي چمن ورزشگاه مواجهيم که در اين حوزه فعال هستند و براي خود کسب درآمد ميکنند.» اينجا نيز اگر کنار گذاشتن پيشنهاد کمتر و قبول کردن پيشنهاد بيش از دو برابر قيمت پايه، ارتباطي با مافياي چمن ندارد، چه ارتباطي ميتواند داشته باشد؟

مافياي چمن در ساليان اخير قدرت بيشتري هم گرفته است و انگار کسي ياراي مقابله با آنها را ندارد يا شايد هم سود آن به نحوي است که کسي دلش نميآيد با اين مافيا، برخوردي داشته باشد. به طور مثال چطور ميشود که پس از مدت کوتاهي از کاشت چمن در برخي ورزشگاههاي مهم کشور، وضعيت به شکلي ميشود که دوباره نياز است تا چمن تعويض شود؟ اينجا به نظر ميرسد که قصوري و عمدي وجود دارد که چمن ورزشگاهها خراب شود يا از ابتدا به نحوي کاشته شود که بتوان مجدد پروژههاي چند ده ميلياردي و چند صد ميلياردي گرفت.

اينجا هم در پروژه کاشت چمن ورزشگاه آزادي، اتفاقات عجبي در حال رقم خوردن است. علاوه بر اينکه عدد مناقصه بسيار عجيب و غريب است و از 130 ميليارد پايه، عدد پيشنهادي برنده مناقصه 279 ميليارد تومان بوده و حالا عضو فراکسيون ورزش مجلس ميگويد 850 ميليارد براي چمن هزينه شده، نحوه اجراي پروژه هم با مشکلاتي همراه است. طبق گفته برخي کارشناسان که وضعيت بازسازي و کاشت چمن ورزشگاه آزادي را بررسي کردهاند، لولههاي زهکشي و سيستم حرارتي که زير چمن به کار ميرود، تعويض نشده و مجري پروژه چمن ورزشگاه آزادي اعلام کرده لولهها هنوز سالم است و نياز به تعويض نيست. لولههايي که بيش از 20 سال کار کرده و ممکن است به مرز فرسودگي رسيده باشد. البته که اينجا مشکلي با صرفهجويي وجود ندارد و قرار نيست مصرفگرايي ترويج شود، اما ورزشگاه آزادي نماد ملي ورزش ايران محسوب ميشود که بايد حداکثر وسواس در اجراي آن در نظر گرفته شود.

با در نظر گرفتن اين مسئله که روحالله لک علي آبادي هم گفته است ورزش کشور درگير مافياي چمن شده، چگونه بايد باور کرد که تعويض نکردن لولهها صرفاً از جهت صرفهجويي است؟ پروژهاي که چند صد ميليارد هزينه دارد، نيازمند اجرا با بالاترين حساسيت است تا مبادا چند سال ديگر اعلام شود به دليل پوسيدگي لولههاي زهکش و سيستم حرارتي، بايد چمن ورزشگاه را تعويض کنيم و مافياي چمن بار ديگر يک پروژه بزرگ و چند صد ميلياردي يا با نرخ تورم، چند همتي براي خود جفت و جور کند.

نکات جالب توجه ديگري هم در اين خصوص وجود دارد؛ شرکتي که از مناقصه کنار گذاشته شده، يک شرکت دانشبنيان بوده که براساس قوانين داخلي ميبايست بدون شرکت در مناقصه پروژه را اجرا ميکرد. در خصوص اين شرکت معاونت علمي، فناوري و اقتصاد دانشبنيان رياست جمهوري نيز نامهاي ارائه کرده، اما جالب است که شرکت توسعه و نگهداري اماکن ورزشي که زير نظر وزارت ورزش و جوانان است، توجهي به اين نامه نهاد رياست جمهوري هم نداشته و شرکتي را براي پروژه چمن ورزشگاه آزادي انتخاب کرده است که در زمينه چمن هيبردي، توليد کننده محسوب نميشود. در حالي که شرکت دانشبنياني که از مناقصه کنار گذاشته شده، دستگاه ايمپلنت (کاشت) چمن مصنوعي در دل چمن طبيعي را که مشابه خارجي آن براي شرکت SIS انگليس است، توليد کرده و اين دانش بومي شده تا هزينهها کاهش پيدا کند.

اينکه چطور ميتوان يک مناقصه را تبديل به مزايده کرد، احتمالاً هنر مديراني است که حسابي با مافياي چمن گره خورده و عجين شدهاند. وقتي به شرکتهاي دانشبنيان و همچنين دستورات نهاد رياست جمهوري بي توجهي ميشود تا احتمالاً سود پروژه از طريق مافيا چند برابر شود، چه احتمال ديگري جز دخالت مافياي چمن وجود دارد؟

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.