اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

سرلشکر محسن رضايي:

اگر دشمن بار ديگر دچار خطاي محاسباتي شود، ايران با الگويي متفاوت از جنگ رمضان پاسخ خواهد داد

محسن رضايي از معدود فرماندهاني است که هم در دوران دفاع مقدس در متن طراحي و فرماندهي عمليات‌هاي بزرگ حضور داشته و هم در چهار دهه پس از انقلاب، از نزديک در جريان شکل‌گيري راهبردهاي دفاعي جمهوري اسلامي بوده است.

اگر دشمن بار ديگر دچار خطاي محاسباتي شود، ايران با الگويي متفاوت از جنگ رمضان پاسخ خواهد داد

سالها فرماندهي کل سپاه پاسداران، عضويت در مجمع تشخيص مصلحت نظام و حضور مستمر در جلسات عالي تصميمگيري، او را به يکي از آشناترين چهرهها با تحولات امنيتي و نظامي کشور تبديل کرده است. افزون بر اين، ارتباط نزديک و طولانيمدت با رهبر شهيد انقلاب و همراهي در بسياري از مقاطع حساس، باعث شده روايت او صرفاً يک تحليل نظامي نباشد، بلکه بازتابي از روند شکلگيري دکترين دفاعي جمهوري اسلامي در سالهاي اخير نيز باشد.

در گفتوگوي پيشرو، با محسن رضايي درباره چرايي جنگ 12 روزه و جنگ رمضان، تحول دکترين دفاعي جمهوري اسلامي، نقش رهبر شهيد انقلاب در شکلگيري اين راهبرد و چشمانداز تقابل آينده با آمريکا و رژيم صهيونيستي به گفتوگو نشستهايم.

 

در جنگ 12 روزه وجه نظامي قدرت ايران نمايش داده شد، آيا وجوهي ديگري وجود داشت که در جنگ بعدي بر دشمنان آشکار شد؟

 

آنچه در اين جنگ ديده شد، عمدتاً قدرت موشکي، توان فرماندهي و انسجام نيروهاي مسلح بود؛ اما همه ظرفيتهاي ايران به ميدان نيامد.

وجه دوم، توان ايران براي گسترش جغرافياي نبرد و تغيير قواعد درگيري است. اگر دشمن بخواهد جنگ را ادامه دهد، ايران ميتواند دامنه درگيري را از محدوده فعلي فراتر ببرد و عرصههاي جديدي را وارد معادله کند؛ موضوعي که دشمن بهخوبي از آن آگاه است و همين مسئله يکي از عوامل بازدارندگي محسوب ميشود.

وجه سوم نيز ظرفيتهاي راهبردي و مردمي جمهوري اسلامي ايران است. انقلاب اسلامي صرفاً بر قدرت نظامي متکي نيست؛ سرمايه اجتماعي، حضور مردم، ظرفيتهاي منطقهاي و توان ايجاد تغيير در معادلات امنيتي، بخشي از قدرتي است که هنوز بهطور کامل به نمايش گذاشته نشده است. به همين دليل، اگر دشمن تصور کند همه توان ايران را در جنگ 12 روزه ديده، دچار خطاي محاسباتي شده است.

ايران در جنگ اخير تنها بخشي از قدرت خود را به کار گرفت. اگر دشمن بخواهد اشتباه گذشته را تکرار کند، با ابعاد ديگري از توان ايران مواجه خواهد شد؛ ابعادي که ميتواند موازنه نبرد را بيش از گذشته به زيان آمريکا و رژيم صهيونيستي تغيير دهد.

 

آيا ميتوان جنگ رمضان را ادامه جنگ 12 روزه دانست؟

 

جنگ رمضان يک جنگ مستقل نبود، بلکه ادامه همان تقابلي بود که در جنگ 12 روزه آغاز شد. اهداف دشمن در هر دو مقطع يکسان بود؛ تضعيف جمهوري اسلامي ايران، برهم زدن ثبات داخلي، تغيير موازنه قدرت منطقه و وادار کردن ايران به عقبنشيني. تفاوت فقط در شيوهها و ابزارها بود.

در جنگ 12 روزه، دشمن بيشتر بر عمليات مستقيم نظامي، ترور فرماندهان، حمله به مراکز حساس و ايجاد شوک اوليه تمرکز کرده بود. وقتي دررسيدن به اين اهداف ناکام ماند، در مرحله بعد تلاش کرد با ترکيب فشارهاي سياسي، اقتصادي، امنيتي و عمليات رواني همان پروژه را ادامه دهد. بنابراين جنگ رمضان را بايد مرحله دوم همان نبرد دانست، نه يک پرونده جديد.

جنگ امروز ديگر صرفاً جنگ موشک و تانک نيست. دشمن وقتي در ميدان نظامي نتيجه نميگيرد، ميدان نبرد را تغيير ميدهد و از ابزارهاي ديگر استفاده ميکند. جمهوري اسلامي ايران هم بايد با همين نگاه، همه اين عرصهها را يک نبرد پيوسته ببيند.

 

آيا دکترين نظامي سپاه پس از جنگ 12 روزه وارد مرحله جديدي شده است؟

 

دکترين نظامي جمهوري اسلامي ايران و سپاه در سالهاي اخير وارد مرحله جديدي شده است. اگر در دوران دفاع مقدس بيشتر با جنگهاي کلاسيک و نبرد زميني مواجه بوديم، امروز با جنگي چندوجهي روبهرو هستيم که همزمان ابعاد نظامي، اطلاعاتي، سايبري، اقتصادي و شناختي را در بر ميگيرد.

يکي از مهمترين ويژگيهاي اين دکترين، انعطافپذيري آن است. ايران ديگر خود را به يک شيوه مشخص از نبرد محدود نميکند.

متناسب با رفتار دشمن، نوع پاسخ، زمان، مکان و ابزار عمليات را انتخاب ميکند و همين مسئله پيشبينيپذيري ايران را براي دشمن بين برده است.

جنگ 12 روزه نشان داد که ساختار دفاعي ايران، حتي پس از شهادت جمعي از فرماندهان ارشد، توان بازسازي سريع فرماندهي، استمرار عمليات و حفظ ابتکار عمل را دارد. اين نشاندهنده بلوغ دکترين دفاعي جمهوري اسلامي است؛ دکتريني که متکي به افراد نيست، بلکه بر پايه يک ساختار منسجم، تجربه انباشته و فرماندهي هوشمند شکل گرفته است.

امروز هدف ايران فقط دفاع از مرزهاي جغرافيايي نيست، بلکه حفظ امنيت ملي در هر نقطهاي است که دشمن بخواهد آن را تهديد کند. به همين دليل، دکترين جديد سپاه بر «ابتکار عمل»، «تحميل هزينه به دشمن» و «تغيير موازنه نبرد» استوار است. اين همان مسيري است که در جنگ 12 روزه بخشي از آن آشکار شد و اگر دشمن بار ديگر مرتکب خطاي محاسباتي شود، ابعاد ديگر آن نيز نمايان خواهد شد.

 

به نظر شما بزرگترين خطاي محاسباتي آمريکا و رژيم صهيونيستي چه بود؟

 

بزرگترين خطاي محاسباتي آمريکا و رژيم صهيونيستي اين بود که جمهوري اسلامي ايران را با الگوهاي گذشته تحليل کردند. آنها تصور ميکردند با ترور فرماندهان ارشد، حمله به مراکز حساس و ايجاد شوک اوليه، ساختار فرماندهي کشور از هم ميپاشد و ايران فرصت بازيابي پيدا نميکند.

خطاي دوم آنها، شناخت نادرست از مردم ايران بود. تصور ميکردند همزمان با فشار نظامي، نارضايتيهاي داخلي به آشوب تبديل ميشود و مردم در مقابل نظام قرار ميگيرند؛ اما آنچه رخ داد، انسجام بيشتر جامعه و حمايت مردم از نيروهاي مسلح و نظام بود و همين مسئله يکي از مهمترين عوامل شکست دشمن شد.

اشتباه ديگر آنها اين بود که توان ايران را صرفاً در تجهيزات نظامي خلاصه کردند. در حالي که قدرت ايران فقط به موشک و پهپاد محدود نيست؛ فرماندهي، تجربه، ابتکار عمل، انعطافپذيري در ميدان و سرمايه اجتماعي نيز بخشي از قدرت جمهوري اسلامي ايران است. دشمن تصور ميکرد با از بين بردن چند فرمانده، توان تصميمگيري ايران مختل ميشود، اما ساختار فرماندهي در کوتاهترين زمان بازسازي شد و پاسخهاي موثر به دشمن ادامه يافت.

از سوي ديگر، آمريکا و رژيم صهيونيستي گمان ميکردند ايران همه ظرفيتهاي خود را درهمان روزهاي نخست جنگ به ميدان ميآورد، در حالي که جمهوري اسلامي تنها بخشي از توان خود را به کار گرفت. اگر آنها فکر کنند همه قدرت ايران را ديدهاند، همان اشتباه محاسباتي گذشته را تکرار خواهند کرد؛ اشتباهي که ميتواند هزينههاي سنگينتري براي آنها به همراه داشته باشد.

 

اگر جنگ ادامه پيدا ميکرد، ايران چه ظرفيتهايي را هنوز وارد ميدان نکرده بود؟

 

آنچه در اين مرحله از نبرد به کار گرفته شد، متناسب با شرايط و اهداف عمليات بود، اما اين به معناي استفاده از همه توان ايران نيست. همانطور که پيشتر هم گفتهام، جنگ 12 روزه تنها يک وجه از قدرت ايران را آشکار کرد و جنگ رمضان نيز وجه ديگري از اين قدرت را به نمايش گذاشت.

اگر دشمن اصرار به ادامه درگيري داشت، ايران ميتوانست سطح و جغرافياي نبرد را تغيير دهد. ما در انتخاب زمان، مکان و شيوه پاسخ دست برتر را داريم و الزامي وجود ندارد که درهمان زميني بجنگيم که دشمن طراحي کرده است.

در جنگ رمضان، دشمن متوجه شد که ايران تنها به يک الگوي عملياتي متکي نيست و متناسب با شرايط، ميتواند شکل نبرد را تغيير دهد. اين همان ويژگي دکترين جديد جمهوري اسلامي است؛ يعني انعطاف در روشها، غافلگيري دشمن و حفظ ابتکار عمل.

به همين دليل معتقدم اگر جنگ رمضان ادامه پيدا ميکرد، دشمن با ابعاد ديگري از قدرت جمهوري اسلامي مواجه ميشد؛ ابعادي که هنوز ضرورتي براي استفاده از آنها وجود نداشت و همين مسئله باعث شد آمريکا و رژيم صهيونيستي در محاسبات خود تجديدنظر کنند.

 

آيا امروز ميتوان گفت ابتکار عمل نظامي در منطقه از دست آمريکا خارج شده است؟

 

امروز ابتکار عمل راهبردي و تا حد زيادي ابتکار عمل نظامي در منطقه ديگر در اختيار آمريکا نيست. تا سالها اين آمريکا بود که زمان، مکان و شکل درگيريها را تعيين ميکرد، اما امروز اين معادله تغيير کرده است.

نمونه روشن آن، جنگ 12 روزه و جنگ رمضان است. آمريکا و رژيم صهيونيستي با اين تصور وارد ميدان شدند که ميتوانند در مدت کوتاهي اراده خود را بر جمهوري اسلامي تحميل کنند، اما در ادامه ناچار شدند رفتار خود را بر اساس واکنش ايران تنظيم کنند. اين يعني ابتکار عمل بهتدريج از دست آنها خارج شده است.

امروز جمهوري اسلامي اين توان را دارد که زمان، نوع و سطح پاسخ خود را انتخاب کند. حمله به پايگاههاي آمريکا، هدف قرار گرفتن مراکز حساس رژيم صهيونيستي و نگراني آنها از گسترش دامنه جنگ، نشان داد که ديگر مانند گذشته نميتوانند بدون پرداخت هزينه تصميم بگيرند.

البته اين به معناي پايان قدرت آمريکا نيست. آمريکا همچنان يک قدرت بزرگ نظامي است و نبايد آن را دستکم گرفت؛ اما برتري مطلقي که سالها در منطقه داشت، ديگر وجود ندارد. امروز هر تصميم نظامي آمريکا با محاسبه هزينههاي سنگيني همراه است که جمهوري اسلاميميتواند به آن تحميل کند و همين، مهمترين تغيير در موازنه قدرت منطقهاي است.

 

رهبر شهيد انقلاب چه نقشي در طراحي اين دکترين جديد دفاعي داشتند؟

 

رهبر شهيد انقلاب نقش تعيينکنندهاي در شکلگيري دکترين جديد دفاعي جمهوري اسلامي ايران داشتند. بر همين اساس، تقويت توان موشکي، توسعه قدرت پهپادي، ارتقاي توان اطلاعاتي، خودکفايي در صنايع دفاعي و ايجاد عمق راهبردي، بهعنوان ارکان اصلي اين دکترين دنبال شد.

يکي ديگر از ويژگيهاي اين نگاه، تاکيد بر آمادگي دائمي و پيشرفت مستمر بود. رهبر شهيد همواره تاکيد داشتند که نبايد در هيچ مقطعي متوقف شد يا به داشتههاي موجود اکتفا کرد. به همين دليل، نيروهاي مسلح همواره در مسير ارتقاي توان رزمي، نوسازي تجهيزات و طراحي شيوههاي جديد نبرد حرکت کردند.

در جنگ 12 روزه و جنگ رمضان نيز ثمره همين نگاه راهبردي آشکار شد. سرعت بازسازي فرماندهي پس از شهادت فرماندهان، حفظ انسجام نيروهاي مسلح، استمرار عمليات و توان تصميمگيري در شرايط پيچيده، نتيجه ساختاري بود که طي سالها با هدايت رهبر شهيد شکل گرفت.

مهمترين ميراث ايشان در حوزه دفاعي اين بود که ايران را به قدرتي تبديل کردند که ميتواند معادلات امنيتي منطقه را تغيير دهد، ابتکار عمل را در دست بگيرد و هر متجاوزي را از اقدام عليه ايران پشيمان کند. اين دکترين امروز به يکي از مهمترين مولفههاي قدرت ملي جمهوري اسلامي تبديل شده است.

 

اگر دشمن دوباره وارد جنگ شود، آيا با همان الگوي جنگ رمضان مواجه خواهد شد يا ايران وارد مرحلهاي متفاوت از نبرد ميشود؟

 

اگر دشمن بار ديگر مرتکب خطاي محاسباتي شود، نبايد انتظار داشته باشد ايران دقيقاً با همان الگوي جنگ رمضان پاسخ دهد. يکي از ويژگيهاي دکترين دفاعي ايران اين است که تکرارپذير نيست. ما خود را به يک روش، يک ابزار يا يک جغرافياي مشخص محدود نميکنيم و متناسب با رفتار دشمن، نوع پاسخ نيز تغيير خواهد کرد.

در جنگ 12 روزه يک وجه از قدرت جمهوري اسلامي ايران آشکار شد و در جنگ رمضان وجه ديگري به نمايش درآمد. اين نشان ميدهد که جمهوري اسلامي ظرفيتهاي متنوعي براي مديريت ميدان نبرد در اختيار دارد و هر مرحله از تقابل ميتواند با شيوهاي متفاوت دنبال شود.

دشمن بايد بداند که ايران همواره چند گام جلوتر از محاسبات او حرکت ميکند. اگر تصور کند با شناخت الگوي جنگهاي گذشته ميتواند جنگ آينده را پيشبيني کند، دچار همان اشتباهي خواهد شد که در جنگهاي اخير مرتکب شد. ويژگي اصلي دکترين دفاعي ايران،.انعطافپذيري، غافلگيري و حفظ ابتکار عملاست.

بنابراين، اگر جنگ ديگري به ايران تحميل شود، پاسخ ايران متناسب با شرايط آن مقطع، اهداف دشمن و مقتضيات ميدان طراحي خواهد شد. طبيعي است که هر مرحله از نبرد ميتواند از مرحله قبل متفاوت، پيچيدهتر و پرهزينهتر براي متجاوز باشد. ايران آغازگر جنگ نيست، اما اگر جنگي تحميل شود، دشمن با ابعاد جديدي از قدرت ايران مواجه خواهد شد که لزوماً در جنگهاي گذشته تجربه نکرده است.

 

شما گفتهايد هر جنگ، ايران را يک پله ارتقا ميدهد. جنگ 12 روزه و جنگ رمضان چه ارتقايي براي ايران به همراه داشت؟

 

ايران از دل هر جنگ، قويتر و باتجربهتر بيرون آمده است. اين يک قاعده در تاريخ انقلاب اسلامي است. دشمن تصور ميکند با جنگ ميتواند قدرت ايران را تضعيف کند، اما نتيجه معکوس ميگيرد؛ زيرا هر جنگ، بخشي از نقاط ضعف را آشکار ميکند، تجربههاي جديدي ميآفريند و کشور را به سطح بالاتري از آمادگي و توانمندي ميرساند.

جنگ 12 روزه نشان داد که جمهوري اسلامي ايران از نظر فرماندهي، سازماندهي، قدرت موشکي، توان اطلاعاتي و مديريت بحران به مرحلهاي رسيده که حتي شهادت فرماندهان ارشد نيز نميتواند خللي در استمرار عمليات ايجاد کند. اين تجربه، ساختار دفاعي کشور را منسجمتر و آزمودهتر کرد.

جنگ رمضان نيز ارتقاي ديگري را رقم زد. در اين مرحله، دکترين جديد جمهوري اسلامي ايران در مديريت نبرد، حفظ ابتکار عمل و تغيير الگوهاي رويارويي بيش از گذشته آشکار شد. دشمن دريافت که ايران در يک قالب ثابت نميجنگد و متناسب با شرايط، شيوههاي خود را تغيير ميدهد. اين انعطافپذيري، يکي از مهمترين دستاوردهاي راهبردي جنگ رمضان بود.

از سوي ديگر، اين دو جنگ فقط نيروهاي مسلح را ارتقا نداد؛ بلکه سرمايه اجتماعي کشور را نيز تقويت کرد. انسجام ملي، اعتماد به توان داخلي، خودباوري و اطمينان به قدرت بازدارندگي جمهوري اسلامي، از دستاوردهايي بود که در کنار پيشرفتهاي نظامي به دست آمد.

به همين دليل ميگويم هر جنگ، ايران را يک پله ارتقا ميدهد. اگر دشمن با هدف تضعيف ايران وارد جنگ ميشود، در پايان با ايراني مواجه خواهد شد که از نظر تجربه، فناوري، سازمان دفاعي، قدرت بازدارندگي و انسجام ملي، نسبت به قبل در سطح بالاتري قرار گرفته است. اين همان واقعيتي است که آمريکا و رژيم صهيونيستي هنوز بهدرستي آن را درک نکردهاند.

 

گفتهايد ايران در جنگهاي اخير تنها بخشي از توان خود را به ميدان آورد. آيا اين به معناي آن است که دکترين دفاعي ايران بر «مديريت تصاعد جنگ» استوار است؛ يعني در هر مرحله متناسب با رفتار دشمن، سطح جديدي از قدرت خود را آشکار ميکند؟

 

يکي از ويژگيهاي دکترين دفاعي جمهوري اسلامي ايران همين است که متناسب با رفتار دشمن، سطح پاسخ و نوع عمليات را تنظيم ميکند. ما هيچگاه همه ظرفيتهاي خود را در ابتداي يک درگيري به ميدان نميآوريم، مديريت جنگ به معناي استفاده هوشمندانه، مرحلهبنديشده و متناسب با شرايط ميدان است.

در جنگ 12 روزه تنها يک وجه از قدرت جمهوري اسلامي ايران آشکار شد و در جنگ رمضان نيز وجه ديگري از اين قدرت به نمايش درآمد. اين نشان ميدهد که ايران براي هر مرحله از نبرد، گزينهها و ظرفيتهاي متفاوتي در اختيار دارد و خود را به يک شيوه عملياتي محدود نکرده است.

دشمن معمولاً تلاش ميکند الگوي پاسخ ايران را شناسايي کند تا بر اساس آن برنامهريزي کند، اما يکي از اصول دکترين جمهوري اسلامي ايران، حفظ غافلگيري و سلب امکان پيشبيني از دشمن است. به همين دليل، هر مرحله از تقابل ميتواند با ابزارها، تاکتيکها و حتي جغرافيايي متفاوت دنبال شود.

اين رويکرد باعث شده ابتکار عمل در بسياري از مقاطع در اختيار ايران قرار بگيرد. دشمن نميداند اگر از يک سطح مشخص عبور کند، با چه نوع پاسخي مواجه خواهد شد و همين ابهام، بخش مهمي از قدرت بازدارندگي ايران را شکل ميدهد.

ايران براي هر سطح از تهديد، پاسخ متناسب و از پيش طراحيشدهاي در اختيار دارد. اگر دشمن اشتباه محاسباتي ديگري مرتکب شود، با لايههاي جديدي از قدرت جمهوري اسلامي مواجه خواهد شد؛ لايههايي که هنوز ضرورتي براي آشکار شدن آنها وجود نداشته است.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.