اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

اهداف سه‌گانه ژئوپليتيکي اسرائيل از شناسايي سومالي‌لند

به‌رسميت شناختن متقابل «سومالي‌لند» و اسرائيل، صرفاً يک اقدام ديپلماتيک حاشيه‌اي نيست؛ چرا که اين رخداد مي‌تواند موازنه ژئوپليتيکي شاخ آفريقا، درياي سرخ و حتي معادلات امنيتي ايران را تحت تأثير قرار دهد. سکوت برخي بازيگران و واکنش تند برخي ديگر نشان مي‌دهد که پاي مساله‌اي فراتر از يک شناسايي نمادين در ميان است.

اهداف سه‌گانه ژئوپليتيکي اسرائيل از شناسايي سومالي‌لند

در جهاني که رقابتهاي ژئوپليتيکي بهطور فزايندهاي از خشکي به درياها و گلوگاههاي راهبردي منتقل شده، شاخ آفريقا به يکي از نقاط کانوني منازعات قدرت تبديل شده است. تنگه بابالمندب، درياي سرخ و خليج عدن ديگر فقط مسيرهاي تجاري به شمار نميروند، بلکه ميدان رقابت امنيتي و نظامي بازيگران منطقهاي و فرامنطقهاي محسوب مي شوند.

در چنين بستري، اعلام شناسايي متقابل  رژيم صهيونيستي و سوماليلند - موجوديتي که هنوز از سوي سازمان ملل و جامعه بينالمللي به رسميت شناخته نشده - توجه بسياري از تحليلگران را به خود جلب کرده است. اين تصميم نهتنها مسئله وحدت سرزميني سومالي را به چالش ميکشد، بلکه پرسشهاي جدي درباره اهداف پنهان اسرائيل، نقش بازيگران منطقهاي و پيامدهاي امنيتي آن براي منطقه، از جمله ايران، مطرح ميکند.

 

سومالي و سوماليلند؛ يک سرزمين، دو روايت

 

سومالي و سوماليلند هر دو در شاخ آفريقا، در شمال شرقي اين قاره و در امتداد سواحل خليج عدن واقع شدهاند. سوماليلند در سال 1991 و همزمان با فروپاشي دولت مرکزي سومالي، بهصورت يکجانبه اعلام استقلال کرد. با وجود برخورداري از ساختار حکومتي، ارتش، کنترل سرزميني و ثبات نسبي، اين منطقه تاکنون از سوي هيچ کشور عضو سازمان ملل به رسميت شناخته نشده است.

در مقابل، دولت فدرال سومالي همچنان سوماليلند را بخشي جداييناپذير از خاک خود ميداند. اين اختلاف، سالهاست که يکي از پيچيدهترين پروندههاي حلنشده در آفريقا به شمار ميرود. تفاوت مهم آن است که سوماليلند برخلاف بخشهاي جنوبي سومالي، از ناامني گسترده و حضور گروههايي مانند الشباب تا حد زيادي مصون مانده و همين ثبات، آن را به گزينهاي جذاب براي بازيگران خارجي تبديل کرده است.

 

چرا رژيم صهيونيستي به سراغ سوماليلند رفت؟

 

از منظر امنيتي، سوماليلند صرفاً يک نقطه جغرافيايي نيست، بلکه گرهي راهبردي در شبکه امنيت دريايي غرب آسيا و شاخ آفريقا به شمار ميرود. سواحل طولاني اين منطقه در خليج عدن، درست در امتداد يکي از پرترددترين مسيرهاي تجارت جهاني قرار دارد؛ مسيري که کشتيها از اقيانوس هند وارد درياي سرخ شده و از آنجا به کانال سوئز و مديترانه ميرسند. هرگونه حضور نظامي يا اطلاعاتي در اين نقطه، امکان رصد دائمي تردد کشتيهاي تجاري و نظامي، جمعآوري دادههاي اطلاعاتي و اعمال فشار غيرمستقيم بر جريان تجارت جهاني را فراهم ميکند.

براي رژيم صهيونيستي، که در سالهاي اخير درگير تنش مستقيم با انصارالله يمن شده، اين موقعيت اهميت دوچندان دارد. نزديکي جغرافيايي سوماليلند به سواحل يمن اين امکان را ايجاد ميکند که تلآويو، بدون وابستگي کامل به مسيرهاي طولاني و پرريسک هوايي، حضور عملياتي خود را در مجاورت يمن تقويت کند؛ حضوري که ميتواند شامل پايگاههاي شنود، زيرساختهاي لجستيکي يا حتي همکاريهاي امنيتي دريايي باشد. چنين حضوري، به تلآويو امکان ميدهد فشار امنيتي بر انصارالله را از جنوب و در بستر دريايي افزايش دهد، نه صرفاً از مسيرهاي سنتي منطقهاي.

اين مسئله از زاويهاي گستردهتر نيز قابل تحليل است. تاکنون، بخش عمدهاي از معادلات امنيتي اسرائيل در ارتباط با ايران، به محور غربي محدود بوده است؛ يعني مسيرهايي که از آسمان سوريه و عراق ميگذرد. اما استقرار يا نفوذ اين رژيم در سوماليلند، يک محور مکمل ايجاد ميکند: محور جنوبي.

اين محور دريايي- هوايي، از درياي سرخ و اقيانوس هند عبور ميکند و بهطور بالقوه دسترسي اسرائيل به محيط پيراموني ايران را متنوعتر و انعطافپذيرتر ميسازد. به بيان ديگر، رژيم صهيونيستي با اين حرکت تلاش ميکند دامنه جغرافيايي رقابت امنيتي را گسترش دهد و خود را از محدوديتهاي يک مسير واحد خارج کند.

در اين چارچوب، بهرسميت شناختن سوماليلند فقط يک اقدام نمادين نيست، بلکه پيششرط حقوقي و سياسي براي تعميق چنين حضوري به شمار ميرود. واقعيت اين است که رژيم صهيونيستي در حال حاضر تنها عضو سازمان ملل متحد است که سوماليلند را بهعنوان يک کشور مستقل به رسميت شناخته است. اين اقدام پيام روشني دارد: تلآويو آماده است براي شکستن انزواي ديپلماتيک خود، از قواعد متعارف شناسايي بينالمللي عبور کند و حتي با موجوديتهايي وارد رابطه رسمي شود که هنوز از نظر حقوق بينالملل جايگاهي تثبيتشده ندارند.

همزمان، اين شناسايي ميتواند بهعنوان يک ابزار چانهزني ديپلماتيک عمل کند. تلآويو با تبديلشدن به نخستين حامي رسمي سوماليلند، خود را در موقعيت بازيگري قرار ميدهد که ميتواند در آينده، نقش واسطه يا محرک براي پذيرش تدريجي اين موجوديت از سوي ديگر کشورها - بهويژه ايالات متحده يا برخي متحدان غربي و آفريقايي - ايفا کند. چنين مسيري پيشتر نيز در سياست خارجي اين رژيم مشاهده شده؛ جايي که اسرائيل با سرمايهگذاري سياسي و امنيتي اوليه، تلاش کرده مشروعيت بينالمللي شرکاي خود را بهتدريج افزايش دهد و در مقابل، امتيازات راهبردي بلندمدت دريافت کند.

 در مجموع، اين بخش از ماجرا نشان ميدهد که شناسايي سوماليلند نه يک حرکت واکنشي، بلکه بخشي از يک محاسبه امنيتي چندلايه است؛ محاسبهاي که هم به کنترل گلوگاههاي حياتي دريايي ميانديشد، هم به بازتعريف مسيرهاي فشار امنيتي در منطقه، و هم به خروج تدريجي از انزواي سياسي در سطح بينالمللي.

 

پيامدهاي منطقهاي؛ از شاخ آفريقا تا خاورميانه

 

واکنشهاي منفي گسترده به اين تصميم - از سومالي، ترکيه، مصر، اتحاديه آفريقا، شوراي همکاري خليج فارس و ايران - نشان ميدهد که بسياري از بازيگران، اين اقدام را تهديدي براي ثبات منطقهاي تلقي ميکنند.

بهرسميت شناختن سوماليلند عملاً وحدت سرزميني سومالي را زير سؤال ميبرد و ميتواند الگويي خطرناک براي تشويق گرايشهاي تجزيهطلبانه در ديگر کشورهاي شکننده منطقه باشد.

برخي تحليلگران معتقدند رژيم صهيونيستي با اين اقدام، وارد مرحلهاي شده که در آن «تجزيه نرم» کشورهاي منطقه، به ابزاري براي بازطراحي موازنه قوا تبديل ميشود؛ راهبردي که پيشتر نيز در تحليلهاي مربوط به سوريه، عراق و سودان مطرح بوده است.

نکته قابلتوجه آن است که همه گروهها و قبايل ساکن سوماليلند نيز از اين نزديکي استقبال نکردهاند.

اعتراضات محلي، برافراشتن پرچم فلسطين و مخالفت برخي قبايل با نفوذ اسرائيل نشان ميدهد که اين تصميم ميتواند شکافهاي داخلي را تشديد و ثبات نسبي سوماليلند را نيز با چالش مواجه کند.

 

جمعبندي

شناسايي متقابل ديپلماتيک سوماليلند و رژيم صهيونيستي، رويدادي فراتر از يک توافق ديپلماتيک محدود است.

اين اقدام بخشي از راهبرد گستردهتر اسرائيل براي گسترش نفوذ در شاخ آفريقا، کنترل گلوگاههاي حياتي دريايي و بازتعريف معادلات امنيتي منطقه به شمار ميرود که پيامدهاي آن نهتنها متوجه سومالي و همسايگانش، بلکه متوجه کل منطقه، از درياي سرخ تا خليج فارس، خواهد بود.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.