اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

انتقال سامانه‌هاي پاتريوت از شرق به غرب آسيا توسط ارتش آمريکا

در روزهاي اخير، منطقه خاورميانه بار ديگر شاهد اوج‌گيري تنش‌ها ميان ايران و ايالات متحده آمريکا بوده است. در مرکز اين تقابل، قدرت موشکي ايران به عنوان يک عامل تعيين‌کننده و بازدارنده کليدي عمل مي‌کند که محاسبات نظامي و ديپلماتيک طرف مقابل را به شدت تحت تأثير قرار داده است.

انتقال سامانه‌هاي پاتريوت از شرق به غرب آسيا توسط ارتش آمريکا

وحشت حملات موشکي ايران به منافع آمريکا در منطقه، منجر به آن شده است که ارتش اين کشور اقدام به جمعآوري سامانههاي پدافندي خود از نقاط مختلف جهان و متمرکز کردن آنها در منطقه غرب آسيا شده است.

در حالي که گروههاي ضربت ناوگان آمريکايي از جمله ناو هواپيمابر آبراهام لينکلن در آبهاي منطقه حضور دارند و تهديدهاي لفظي از سوي مقامات آمريکايي و اسرائيلي ادامه دارد، تحليلگران تاکيد ميکنند که زرادخانه گسترده موشکي ايران يک عامل بازدارنده قوي محسوب ميشود. ايران بارها اعلام کرده که برنامه موشکي بالستيک آن، به عنوان يکي از گستردهترين برنامهها در منطقه غرب آسيا و جهان، يک خط قرمز غيرقابل مذاکره است. ايران اين توانمندي را نه تنها ابزاري دفاعي، بلکه بخشي ضروري از دکترين بازدارندگي خود در برابر تهديدهاي آمريکا و متحدان منطقهاي آن ميداند.

به گفته رسانههاي کشورهاي منطقه و همچنين رسانههاي رژيم صهيونيستي، انتقال اخير سامانههاي پاتريوت از ژاپن به غرب آسيا، در کنار استقرار سامانههاي تاد و ناو هواپيمابر «آبراهام لينکلن»، تغيير چشمگيري در استقرار آمريکا به منظور مواجه با حمله احتمالي به ايران ايجاد ميکند. اين اقدام پيامدهاي و معاني عمدهاي براي کشورهايي که از ايالات متحده حمايت ميکنند، دارد:

 

1. قرار گرفتن در معرض انتقام ايران

کشورهايي که ميزبان پايگاههاي ايالات متحده هستند (مانند بحرين، اردن، کويت و قطر) در صورت بروز درگيري، به اهداف بالقوهاي براي پاسخ ايران تبديل ميشوند. جمهوري اسلامي ايران پيش از اين تهديد کرده بود که هر کشوري که قلمرو يا حريم هوايي خود را به روي حمله آمريکا باز کند، هدف قرار خواهد گرفت.

اين تهديد کاملاً جدي است، چرا که ايران داراي هزاران موشک کوتاهبرد و ميانبرد با دقت فزاينده است که ميتواند به راحتي زيرساختهاي حياتي، پايگاههاي نظامي و مراکز اقتصادي اين کشورها را مورد هدف قرار دهد. براي مثال، تأسيسات نفتي عربستان و امارات بارها توسط پهپادها و موشکهاي موسوم به يمني که فناوري آن مرتبط با ايران دانسته ميشود، هدف قرار گرفتهاند.

 

2. معضل سياسي و امنيتي

اردن: تلاش براي حفظ بيطرفي و اعلام کرده است که اجازه استفاده از حريم هوايي خود براي حملات را نخواهد داد. با اين حال، استقرار سامانههاي پاتريوت و حضور هواپيماهاي اف-15 در خاک آن، آن را مجبور به مانور سياسي نمايشي بين متحد خود، ايالات متحده و ترس از تشديد تنشهاي منطقهاي به منظور جلوگيري از مورد حمله قرار گرفتن از سوي ايران ميکند.

کشورهاي خليج فارس: تلاش ديپلماتيک براي جلوگيري از يک جنگ تمام عيار. اين کشورها در يک دوراهي استراتژيک گرفتار شدهاند. از يک سو، آنها از تهديد ايران هراس دارند و به حمايت امنيتي آمريکا وابسته هستند. از سوي ديگر، آنها به شدت از وقوع يک جنگ تمامعيار که اقتصاد و ثباتشان را نابود کند، ميترسند. برخي، مانند امارات متحده عربي، در سالهاي اخير سياست تنشزدايي با تهران را در پيش گرفتهاند. بنابراين، آنها از يک سو به واشنگتن فشار ديپلماتيک ميآورند تا از جنگ اجتناب کند و روشن ميکنند که علاقهاي به تبديل شدن به سکوي پرتابي براي حمله به ايران ندارند و از سوي ديگر به تهران پيام ميدهند که در صورت حمله آمريکا، آنها بي طرف هستند.

 

3. آسيب به اقتصاد و ثبات

حضور يک «ناوگان» بزرگ نظامي آمريکا در منطقه و ايجاد فضاي جنگي از سوي مقامات آمريکايي، بلافاصله بر اقتصاد اثر ميگذارد. قيمت بيمه دريايي براي کشتيهاي عبوري از تنگه هرمز و خليج فارس به دليل ريسک بالا، افزايش چشمگيري مييابد. تهديد مسيرهاي تجاري حياتي، جريان نفت و گاز را با مخاطره مواجه ميسازد که مستقيماً بر درآمد کشورهاي صادرکننده نفت منطقه تأثير ميگذارد. حتي تهديد به بستن تنگه هرمز توسط ايران در صورت جنگ، ميتواند شوکي عظيم به اقتصاد جهاني وارد آورد.

 

4. فدا کردن دفاع در مناطق ديگر جهان

انتقال سيستمهاي پدافندي مانند پاتريوت از ژاپن و ساير کشورها، يک ريسک امنيتي حسابشده براي واشنگتن است. اين اقدام، متحدان کليدي آمريکا در شرق آسيا را در مقابل تهديدهاي فزاينده رقباي خود، يعني سوي کره شمالي (با زرادخانه موشکي رو به رشد) و قدرت روزافزون چين، آسيبپذيرتر ميکند. اين تصميم، به وضوح نشان ميدهد که پنتاگون منابع دفاعي محدود خود را مجبور است بين دو تئاتر عملياتي اصلي (غرب آسيا و شرق آسيا) اولويتبندي کند و در حال حاضر، اولويت با مهار تهديد فوري ايران است. اين موضوع ميتواند به ايجاد شکاف امنيتي در مناطق ديگر و افزايش نگراني متحدان آسيايي آمريکا منجر شود.

اظهارات مقامات آمريکايي نشاندهنده نگراني عميق آنها از تلافيجويي گسترده ايران در صورت حمله است. مارکو روبيو، وزير امور خارجه آمريکا، به صراحت اعلام کرده که 30 تا 40 هزار سرباز آمريکايي در 8 يا 9 پايگاه در منطقه، در تيررس هزاران پهپاد و موشک بالستيک کوتاهبرد ايران قرار دارند. از نگاه واشنگتن، حمله به ايران ميتواند به سرعت به يک جنگ منطقهاي گسترده و پرهزينه تبديل شود که امنيت انرژي جهاني و ثبات خاورميانه را به مخاطره بيندازد. اين هراس تا حدي است که گزارشها حاکي از آن است که پس از لغو اوليه مذاکرات مسقط، دست کم 9 کشور منطقهاي از آمريکا خواستند تا گفتگوها را ادامه دهد.

از سوي رژيم صهيونيستي نيز، با وجود حمايت از فشار حداکثري بر ايران، ترس از موج موشکهايي که سيستم پدافندي اين رژيم را تحت فشار بيسابقهاي قرار خواهد داد، به وضوح احساس ميشود. تجربه جنگ تحميلي 12 روزه که منجر به هلاکت دهها صهيونيست، زخمي شدن هزاران شهرک نشين و تخريب ساختمانها شد، اين نگراني را تشديد کرده است.

امروز توان موشکي ايران يک واقعيت تغييرناپذير و تعيينکننده در معادلات امنيتي منطقه شده است. واکنش نظامي آمريکا، از جمله تمرکز بيسابقه سامانههاي دفاع موشکي، نه تنها نشاندهنده جدي بودن تهديد از ديد واشنگتن است، بلکه گواهي است بر اين که دکترين بازدارندگي ايران در افزايش هزينه هرگونه درگيري تا حد موثر بودن عمل کرده است.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.