اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

افشاي جزئيات عمليات مشابه ربايش «مادورو» در ايران

يک کارشناس مسائل بين‌الملل با اشاره به مقايسه برخي تحولات اخير ونزوئلا با شرايط ايران گفت: اين تصور که سناريوي ربايش مقامات فقط در ونزوئلا اجرا شده، نادرست است. همين الگو در جريان جنگ اخير عليه ايران نيز طراحي شده بود، اما با اشراف و اقدام به‌موقع دستگاه‌هاي اطلاعاتي کشور، به‌طور کامل خنثي شد.

افشاي جزئيات عمليات مشابه ربايش «مادورو» در ايران

مصطفي خوشچشم تحليلگر مسائل بينالملل با اشاره به تجاوز آمريکا به ونزوئلا، اينکه «چه سناريوهايي پيشروي مقامات دولت ونزوئلا خواهد بود؟» را تشريح کرد.

به گزارش خبرگزاري فارس، سيد مصطفي خوشچشم، تحليلگر مسائل بينالملل، با اشاره به تحولات اخير ونزوئلا، تأکيد کرد که جمهوري اسلامي ايران نبايد همه تحولات جهاني را صرفاً از زاويه خود تفسير کند و درک دقيقتري از اولويتهاي راهبردي آمريکا داشته باشد.

 وي با بيان اينکه «در نظم فعلي جهان، چين تهديد سطح يک براي آمريکاست و ايران در سطح دو قرار ميگيرد»، گفت: برخلاف برخي برداشتها، فشارهاي آمريکا در آمريکاي لاتين بيش از آنکه متوجه ايران باشد، در راستاي مهار چين تعريف ميشود. آمريکا ابتدا تلاش ميکند حيات خلوت خود را از نفوذ چين پاکسازي کند و سپس به سراغ اروپا و ساير بازيگران برود.

 

چرا آمريکا سراغ ونزوئلا رفت؟

خوشچشم با اشاره به شکست سياستهاي اقتصادي واشنگتن عليه پکن افزود: دولت ترامپ با راهاندازي جنگ تعرفهاي و محدودسازي صادرات چيپستهاي هوش مصنوعي به چين تلاش کرد اين کشور را مهار کند، اما به دليل وابستگي غرب به عناصر نادر معدني که بخش عمده آن در اختيار چين است، ناچار به عقبنشيني شد.

به گفته وي، چين با در اختيار داشتن حدود 70 درصد از بازار عناصر نادر، برگ برندهاي در اين تقابل داشت.

اين کارشناس مسائل بينالملل ادامه داد: پس از اين ناکاميها، آمريکا به سراغ گزينههاي کمهزينهتر رفته و آمريکاي لاتين، بهويژه ونزوئلا، را هدف قرار داده است؛ منطقهاي که واشنگتن سابقه طولاني در مداخله مستقيم در آن دارد.

 خوشچشم با اشاره به ربايش رئيس جمهور ونزوئلا و همسرش توسط آمريکا گفت: اين اقدامات نقض آشکار قواعد حقوق بينالملل و حقوق بشر است، اما براي آمريکا پديدهاي تازه محسوب نميشود؛ چراکه اين کشور دهها مداخله موفق در قالب کودتا و عمليات مستقيم در کارنامه خود دارد.

وي با تأکيد بر فروپاشي نظم جهاني به رهبري آمريکا تصريح کرد: آنچه امروز شاهد آن هستيم، عبور واشنگتن از نهادها و قواعدي است که خود براي مديريت جهان ايجاد کرده بود. اختلافات آشکار با اروپا، سياست مستقل آمريکا در قبال اوکراين، بياعتنايي کشورهايي مانند هند به تحريمهاي روسيه و نزديکي آنها به چين، همگي نشانههاي افول اين نظم هستند.

به گفته خوشچشم، آمريکا ديگر حتي تلاش نميکند اقدامات خود را با پوشش نهادهاي بينالمللي يا مصوبات شوراي امنيت توجيه کند و بهصورت علني بر اساس منطق زور عمل ميکند؛ «منطقي که در غزه، در رفتار نتانياهو و حمايت آمريکا از او، و اکنون در آمريکاي لاتين بهوضوح ديده ميشود.»

اين کارشناس مسائل بينالملل تأکيد کرد: با وجود ربايش مادورو و فضاسازي رسانهاي پيرامون همسر او، شاکله اصلي نظام سياسي ونزوئلا همچنان پابرجاست و همين مسئله آينده تحولات را در وضعيت حساسي قرار داده است.

به گفته وي، ايالات متحده و شخص دونالد ترامپ بهشدت به دنبال يک دستاورد خارجي هستند؛ بهويژه در شرايطي که سياستهاي اقتصادي و تعرفهاي ترامپ با ناکاميهاي جدي مواجه شده و او نيازمند يک پيروزي نمايشي در سياست خارجي است. در همين چارچوب، تلاش ميشود تصويري «رويايي» از حذف مادورو ساخته شود.

 

چه سناريوهايي پيشروي مقامات دولت ونزوئلا خواهد بود؟

اين کارشناس مسائل بينالملل سه سناريوي اصلي را پيشِروي ونزوئلا دانست و گفت: سناريوي اول فروپاشي دروني نظام و قدرتگيري اپوزيسيون است که ميتواند بهعنوان يک دستاورد کامل به نام ترامپ ثبت شود. سناريوي دوم، حفظ انسجام ساختار حاکم با نوعي مقاومت منفي است؛ به اين معنا که بدون ورود به درگيري مستقيم، از امتيازدهي خودداري شود. تجربه حمله به کشتيها و پاسخ ندادن نظامي نشان داد که اين رويکرد ميتواند آمريکا را به سمت تشديد عمليات سوق دهد.

به گفته وي، در صورت ناکامي اين روش، آمريکا ممکن است به هدف قرار دادن رهبران سياسي و سپس مراکز نظامي روي بياورد تا اپوزيسيون را به ميدان بکشاند؛ مسيري که بهاحتمال زياد به يک جنگ داخلي شديد، طولاني و فرسايشي منجر ميشود و خطر «ليبيسازي» ونزوئلا را بهدنبال دارد.

اين تحليلگر مسائل بينالملل تأکيد کرد: ورود مستقيم آمريکا به جنگ زميني، بهويژه با توجه به شرايط جغرافيايي و جنگلي ونزوئلا، براي واشنگتن بسيار پرهزينه خواهد بود و ترامپ تمايلي به درگيريهاي فرسايشي و بلندمدت ندارد. به همين دليل، گزينه محتملتر ميتواند حملات محدود هوايي و تسليح گروههاي اپوزيسيون و شبهنظاميان باشد که باز هم به جنگ داخلي منتهي خواهد شد.

وي با اشاره به تحرکات ديپلماتيک برخي کشورها از جمله اسپانيا براي ميانجيگري، خاطرنشان کرد: از اين مقطع به بعد، تحولات ونزوئلا وارد مرحلهاي بسيار حساس شده و تعيينکنندهترين عامل، تصميم نهايي شاکله نظام حاکم در ونزوئلاست؛ اينکه به سمت مقاومت فعال و درگيري بروند يا همچنان بر مقاومت بدون جنگ تکيه کنند.

دکترين مونرو چيست و آمريکا چطور با آن اشغالگري ميکند؟

اين کارشناس مسائل بينالملل با اشاره به اظهارات اخير دونالد ترامپ درباره دخالت آمريکا در صورت شليک به معترضان، نيز تأکيد کرد: اينگونه موضعگيريها بيش از آنکه نشانه آمادگي براي اقدام نظامي باشد، مصرف رسانهاي و رواني دارد. در منطق جنگ، اصل غافلگيري يک قاعده بديهي است و هيچ بازيگري که قصد عمليات واقعي دارد، آن را از قبل اعلام نميکند.

وي افزود: ترامپ از پيش ميدانست که طي ساعات آينده قرار است عملياتي در ونزوئلا انجام شود و با انتشار اين پيام تلاش کرد هم ژست بازدارندگي بگيرد و هم از تبعات آن بهرهبرداري سياسي کند. در واقع، اين پيام حامل معناي غيرمستقيم ديگري است و نبايد آن را تهديد نظامي فوري تلقي کرد.

اين کارشناس مسائل بينالملل با اشاره به پيشبينيهاي قبلي خود گفت: از ماهها قبل هشدار داده شده بود که تقابل وارد فاز «جنگ ترکيبي» ميشود. در اين چارچوب، اقدام نظامي مستقيم تنها در صورتي در دستور کار قرار ميگيرد که پاسخ دو سؤال کليدي براي طرف مقابل روشن باشد؛ نخست اينکه آيا در صورت حمله، ايران به سمت ساخت سلاح هستهاي ميرود يا نه، و دوم اينکه آيا ايران در واکنش، مراکز راهبردي رژيم صهيونيستي مانند رآکتور ديمونا را هدف قرار ميدهد يا خير.

 به گفته وي، معناي واقعي اين پرسشها سنجش ميزان عبور ايران از خطوط بازدارنده است. تجربه جنگ اخير نشان داد که با وجود پاسخ قاطع ايران، طرف مقابل به اين جمعبندي رسيد که در صورت تداوم درگيري، آسيبپذيرياش بهمراتب بيشتر خواهد بود. به همين دليل نيز از گسترش دامنه حملات به زيرساختهاي حياتي ايران، از جمله پالايشگاهها، خودداري کرد.

اين تحليلگر مسائل بينالملل ادامه داد: پس از ناکامي در ميدان نظامي، تمرکز دشمن بهسمت اغتشاش داخلي سوق داده شد. برآورد آنها اين بود که تنها در صورت شکلگيري اغتشاشي بسيار گسترده، ميتوان سناريوهاي بعدي مانند فعالسازي گروههاي تروريستي، تشديد ناامني و حتي تجزيهسازي را پيش برد. اما اين پروژه نيز با افزايش انسجام اجتماعي و ناکامي در بالا بردن «عدد اغتشاش» با شکست مواجه شد.

وي با اشاره به تحرکات اخير در برخي مناطق غربي کشور تصريح کرد: ورود زودهنگام و محدود گروههاي تروريستي، آن هم در شرايطي که اغتشاش فراگير شکل نگرفته، نشانه آن است که طرف مقابل به مرحله فشار حداکثري و استفاده از آخرين ابزارهاي خود رسيده است؛ اقدامي که بيشتر از قدرت، بيانگر استيصال است.

اين کارشناس مسائل بينالملل در ادامه تأکيد کرد: بايد ميان اعتراض و اغتشاش تفکيک قائل شد. اعتراض مسالمتآميز، حقي قانوني و بهرسميتشناختهشده است، اما خشونت، تخريب، حمله به نيروهاي امنيتي و اقدامات مسلحانه، در هيچ نظام سياسي و در هيچ نقطهاي از جهان قابل پذيرش نيست.

 

هدف ترامپ از حمايت از اغتشاشگران و تهديد ايران چيست؟

اين کارشناس مسائل بينالملل با تفکيک ميان اعتراض، اغتشاش و اقدامات خشونتآميز تأکيد کرد: اعتراض مسالمتآميز با سنگپراني، شليک، حمله مسلحانه و درگيري سازمانيافته تفاوت ماهوي دارد و اين سطوح نبايد با يکديگر خلط شوند. هرکدام از اين رفتارها تعريف، پيامد و پاسخ متفاوتي دارد.

وي در ادامه با اشاره به برآوردهاي آمريکا از تحولات داخلي ايران گفت: رفتار فعلي واشنگتن نشان ميدهد که خود آمريکاييها نيز به اين جمعبندي رسيدهاند که «عدد اغتشاش» افزايش چشمگيري نخواهد داشت.

فشارهاي فعلي بيشتر براي ايجاد يک اوج مصنوعي و کوتاهمدت طراحي شده تا از آن بهعنوان اهرم فشار در مسير مذاکره استفاده شود.

به گفته اين تحليلگر مسائل بينالملل، فعالسازي محدود گروههاي مسلح و تشديد فشار رسانهاي و امنيتي، تلاشي براي بالا بردن موقت سطح تنش است؛ اما برآورد طرف مقابل اين است که اين وضعيت ظرف چند هفته آينده جمع خواهد شد. هدف نهايي، بردن فضا به سمت مذاکره از موضع فشار است؛ مذاکرهاي که از نگاه آمريکا بايد «به شرط آنها» انجام شود.

اين کارشناس مسائل بينالملل تصريح کرد: از مدتها قبل قابل پيشبيني بود که با ورود به ماههاي دي و بهمن، تلاش براي بازکردن دوباره پرونده مذاکره تشديد شود؛ چه از سوي آمريکا و چه با نقشآفريني برخي کشورهاي اروپايي. اين روند حتي پيش از آغاز اغتشاشات نيز قابل رديابي بود و نشانههاي آن در مواضع رسمي و غيررسمي طرفهاي غربي ديده ميشد.

وي با اشاره به مواضع اعلامشده از سوي مقامات رسمي کشور گفت: مسئله اصلي اين است که آنچه آمريکا دنبال ميکند، مذاکره پاياپاي نيست، بلکه مذاکره براي تسليم است. شرطگذاري بر توقف کامل غنيسازي، ورود به پرونده توان موشکي و نفوذ منطقهاي، پيششرطهايي است که اساساً مذاکره را بيمعنا ميکند.

اين تحليلگر مسائل سياسي افزود: تجربه مذاکرات گذشته نشان داده که اين مسير نتيجهبخش نيست.

فشار ترکيبي غرب، با هدف فرسايش توان داخلي و بهرهبرداري از مشکلات موجود طراحي شده، اما برآوردهاي ميداني نشان ميدهد شدت تحرکات فعلي، نوساني و محدود است و به هيچوجه قابل مقايسه با وقايع سال 1401 نيست.

به گفته وي، حتي در خوشبينانهترين برآورد براي طرف مقابل، سطح کنوني تحرکات به يکدهم يا يکدوازدهم آن مقطع ميرسد و هرگز به نصف آن هم نخواهد رسيد؛ ضمن اينکه همان سطح نيز براي پيشبرد سناريوهاي مورد نظر غرب کافي نبود.

اين کارشناس مسائل بينالملل تأکيد کرد: مجموعه اين نشانهها بيانگر آن است که پروژه فشار فعلي بيش از آنکه ناشي از قدرت باشد، تلاشي براي استفاده از آخرين ابزارها در شرايط محدوديت گزينههاي راهبردي است.

 

آمريکا در جنگ 12 روزه طرحي مشابه ربايش مادورو را ميخواست در ايران اجرا کند!

اين کارشناس مسائل بينالملل با اشاره به مقايسه برخي تحولات اخير ونزوئلا با شرايط ايران گفت: اين تصور که سناريوي ربايش مقامات فقط در ونزوئلا اجرا شده، نادرست است. همين الگو در جريان جنگ اخير عليه ايران نيز طراحي شده بود، اما با اشراف و اقدام بهموقع دستگاههاي اطلاعاتي کشور، بهطور کامل خنثي شد.

وي افزود: بر اساس اطلاعات موجود، تيمهاي پشتيباني اين عمليات از مدتها قبل در داخل کشور مستقر شده بودند. برخي عناصر دوتابعيتي، با پوششهاي کاملاً عادي و حرفهاي، حتي در فاصله 100 تا 200 کيلومتري تهران، مستقر شده و زيرساختهاي لازم را آماده کرده بودند. بهعنوان نمونه، فردي با پوشش شغل نجاري و مبلسازي، با تجهيزات کاملاً حرفهاي، اقدام به ساخت محفظههاي چوبي ويژه براي ربايش کرده بود.

به گفته اين تحليلگر مسائل بينالملل، اين تيمها بهعنوان پشتيباني زميني عمل ميکردند و قرار بود همزمان، نيروهاي عمليات ويژه خارجي از طريق هوابرد وارد عمل شوند. تجهيزات کشفشده شامل تسليحات پيشرفته، دوربينهاي ديد در شب و امکانات کامل عملياتي بوده است. اما ضربه اطلاعاتي واردشده به اين شبکه بهحدي سنگين بود که کل تيم پشتيباني دستگير شد و نيروهاي هوابرد حتي جرأت ورود به عمليات را پيدا نکردند.

وي تأکيد کرد: اين ناکامي، تفاوت اساسي عمليات عليه ايران با آنچه در ونزوئلا رخ داد را نشان ميدهد. در ونزوئلا، عمليات شوکآور براي ايجاد انفعال و سپس ربايش انجام شد، اما در ايران، همين الگو پيش از اجرا منهدم شد. اين بهروشني نشان ميدهد که چنين اقداماتي عليه ايران نهتنها طراحي شده، بلکه اجرا هم شده، اما به نتيجه نرسيده است.

اين کارشناس مسائل بينالملل با اشاره به تجربههاي تاريخي افزود: اگر قرار بود چنين سناريوهايي در ايران موفق شود، اين اتفاق در جريان جنگ مستقيم ماههاي گذشته رخ ميداد. اينکه پس از آن، چنين اقداماتي تکرار نشد، نشاندهنده محدوديت واقعي گزينههاي عملياتي دشمن است.

وي در ادامه با نگاهي راهبردي تصريح کرد: جهان وارد مرحله جابهجايي قدرت شده و در چنين شرايطي، هر کشوري که ميخواهد بقا و نقشآفريني داشته باشد، بايد الزامات قدرت را جدي بگيرد. اين الزامات فقط نظامي نيست؛ شامل الزامات اقتصادي، معيشتي، علمي و فناورانه نيز ميشود.

به گفته اين تحليلگر مسائل بينالملل، جنگهاي آينده، جنگهاي کلاسيک نخواهند بود، بلکه مبتني بر فناوريهاي پيشرفته خواهند بود؛ از هوش مصنوعي و جنگ سايبري گرفته تا ماهوارههاي نظامي، سامانههاي ليزري و برتري اطلاعاتي. سرمايهگذاري گسترده و سريع در اين حوزهها، نه يک انتخاب، بلکه ضرورتي حياتي و حتي مهمتر از نيازهاي روزمره است.

وي در پايان تأکيد کرد: پيشرفت علمي شتابان، ستون اصلي امنيت ملي در دهههاي آينده خواهد بود و هرگونه تعلل در اين مسير، هزينههاي راهبردي سنگيني بهدنبال خواهد داشت.

 

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.