اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

از محراب کليسا تا اتاق عمليات براندازي

روايتي از شبکه جاسوسي انگليس در ايران

تاريخچه حضور و نفوذ بريتانيا در ايران، همواره شاهد درهم‌تنيدگي مأموريت‌هاي مذهبي با اهداف سياسي و اطلاعاتي بوده است؛ جرياني که ريشه‌هاي آن به تأسيس «انجمن مبلغين کليسا» (CMS) در اواسط قرن نوزدهم ميلادي بازمي‌گردد. پس از کودتاي 28 مرداد 1332، شبکه‌هاي اطلاعاتي غرب به‌ويژه انگلستان، براي حفظ عمق استراتژيک خود در منطقه، به‌طور فزاينده‌اي از پوشش نهادهاي غيررسمي و مؤسسات خيريه و مذهبي بهره بردند.[1]

از محراب کليسا تا اتاق عمليات براندازي

در سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و در بستر همين بي‌اعتمادي تاريخي به مداخلات خارجي نيز اين سوءظن با بروز بحران‌هاي امنيتي رنگ واقعيت به خود گرفت. در 4 شهريورماه 1359  و بر اساس سندي که از يک کليساي اصفهان کشف شد، کشيش پائول هانت انگليسي در نامه‌اي به مک کابل، افسر سازمان سيا در پنتاگون، وصول 500 ميليون دلار وجه نقد آن سازمان را اعلام کرد و خاطرنشان ساخت که اين وجه را ميان سه گروه افسران ارتش، بهائيان و گروه ضدانقلاب توزيع خواهد کرد. در چنين فضايي، کليساي انگليکن در ايران از قالب يک نهاد صرفاً مذهبي خارج شد و به کانون يکي از پيچيده‌ترين پرونده‌هاي امنيتي دهه‌هاي اخير بدل گشت. پرونده‌اي که عملاً پاي سرويس‌هاي جاسوسي، تأمين مالي پروژه‌هاي براندازي (کودتاي نقاب) و مداخله مستقيم عالي‌ترين مقامات ديپلماتيک و مذهبي بريتانيا را به ميان کشيد.

جزئيات اين رويارويي چندلايه که به بازداشت اتباع بريتانيايي انجاميد، در صفحات 205 تا 211 از جلد پنجم کتاب «تاريخ ايران پس از انقلاب اسلامي» آمده است. اين کتاب توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامي و به قلم غلامرضا بهداروندياني منتشر شده است.

 

استعمار در پوشش تبليغ

 

فعاليت‌هاي مبلغان مذهبي در سرزمين‌هاي اسلامي که به‌منظور ترويج آيين مسيحيت، از زمان افزايش قدرت کليسا در طول دوران قرون‌وسطي آغاز شده بود، به‌تدريج با توسعه نفوذ اين مذهب در ساير بلاد سبب شکل‌گيري شرق‌شناسي و اسلام‌شناسي نيز شد. ازاين‌رو تبليغ مسيحيت به‌صورت يکي از برنامه‌هاي ثابت استعماري کشورهاي اروپايي در ساير نقاط جهان درآمد. تبليغ مسيحيت همراه با اسلام‌هراسي که ريشه‌اي ديرينه دارد، تضعيف فرهنگ‌هاي بومي و توسعه نفوذ فرهنگي غرب را در پي داشت.

«اسلام‌هراسي» و يا به‌عبارت‌روشن‌تر «اسلام‌ستيزي» پديده جديدي در غرب مسيحي نيست. از زمان ظهور اسلام به تعبير قرآن مجيد «احبار و رهبان» همواره در حال توطئه بوده‌اند.[2]

پس از پيروزي انقلاب اسلامي، کليساي انگليکن[3] که وابسته به بريتانيا بود به فعاليت خود زير نظر اسقف «حسن دهقاني تفتي»[4] در اصفهان ادامه داد؛ فعاليت‌هايي که ارتباط نزديک و تنگاتنگ او با دولت انگلستان را آشکار کرده بود. [...] تامپسون که از 18 اکتبر 1935 (25 مهر 1314) تا 8 سپتامبر 1960 (17 شهريور 1339) اسقف ايران بود [...] پس از کودتاي 28 مرداد 1332 دوباره به ايران بازگشت و فعاليت‌هاي خود را ادامه داد.[5] [...]

 

از تعطيلي مدرسه تا جاسوسي

 

در ماه‌هاي نخست سال 1359 روابط ايران و مسيحيان وابسته به کليساي انگليکن تيره شد. علي‌اصغر بهزادنيا معاون وقت وزير ارشاد ملي، به مسئولان مؤسسات مسيحي به‌خصوص کليساي انجيلي ايران که وابسته به کليساي انگليکن بود، هشدار داد که از دخالت در امور سياسي خودداري نمايند. پس‌ازآن مدرسه ميسيونري «انديشه» در تهران تعطيل شد. [...] حضرت امام در 12 مرداد 1359 خطاب به اسقف «هيلاريون کاپوچي»[6] نماينده پاپ ژان پل دوم دراين‌باره فرمودند:

«ما با نصارا و با يهود و با ساير اقشار ملت‌ها هيچ دشمني نداريم و از مدارس به‌هيچ‌وجه جلوگيري نمي‌کنيم، مادامي‌که مدرسه باشد و براي تعليم و تعلم باشد؛ [...] لکن اگر ما فهميديم که در ايران مدارس طور ديگري هست نظير همان لانه جاسوسي است، نمي‌توانيم تحمل کنيم که در مملکت ما به اسم تعليم و تربيت و به اسم مدارس يک امور ديگري انجام بگيرد.»[7]

از 6 اوت 1980 (15 مرداد 1359) يک کشيش هندي‌تبار بريتانيايي کليساي انجيلي ايران وابسته به کليساي انگليکن به نام پل هانت[8] به اتهام جاسوسي و تلاش براي براندازي نظام جمهوري اسلامي از سوي دستگاه قضايي ايران تحت تعقيب قرار گرفت و «مارگارت جين وادل»[9]، مسئول روابط بين‌المللي کليساي انجيلي در اصفهان، «جان کولمن»[10] و «آدري کولمن»[11] (زوج شاغل در کليساي انجيلي) و «اندرو پايک»[12]، يک تاجر بريتانيايي که نماينده شرکتي هلندي[13] بود به همين اتهام بازداشت شدند.

پل هانت که موفق به فرار از ايران شده بود، دراين‌باره گفت: «ما در تابستان 1980 (1359) در تلاش براي حفظ جان به‌سرعت ايران را ترک کرديم. ما براي ترک ايران خيلي ناراحت بوديم اما آن کليسا به‌عنوان قسمتي از قدرت امپرياليستي غرب ديده مي‌شد.»[14]

 

پول سازمان و ردپاي سرويس‌هاي بيگانه

 

علي‌اصغر بهزادنيا در 26 اوت 1980 (8 شهريور 1359) در مصاحبه‌اي مطبوعاتي ضمن ارائه چند نامه داراي امضاي کشيش هانت و کشيش خليل رزم‌آرا[15] گفت: [...] پل‌هانت [...] دريافت 500 ميليون دلار پول نقد از سازمان سيا را تأييد و تشکر خود را از اينکه قادر بوده اين پول را بين افسران نيروي زميني، نيروي هوايي، رهبران بهايي و ضدانقلابيون توزيع کند، ابراز کرده و اقدامات مقدماتي براي انجام يک کودتا[16] شامل بمباران اقامتگاه امام خميني و مناطق راهبردي در قم و تهران فراهم کند. [...] هانت همچنين گروهي از جاسوسان بين‌المللي مرتبط با سيا، موسادِ اسرائيل و پيروان ايراني آنان را معرفي کرده که با پروژه کودتا همکاري کنند [...].

در اين اسناد از چهار کشيش ايراني ديگر، سر اسقف حسن دهقاني تفتي، اسقف ايرج متحده[17]، کشيش نصرت‌الله شريفيان[18] و کشيش خليل رزم‌آرا نيز به‌عنوان جاسوسان بريتانيا نام برده و اعلام شد که ايرج متحده اصالتاً يهودي است و براي دريافت آموزش‌هاي جاسوسي اسرائيل و بريتانيا سفرکرده است.[19]

انتشار خبر کشف شبکه جاسوسي کليساي اسقفي و دستگيري عوامل کليساي انگليکن در ايران سبب تشديد بحران ايران و انگليس شد.

 

براي آزادي زندانيان

 

روز کريسمس سال 1980 (دي 1359)، «تري ويت»[20] دستيار «رابرت رانسي»[21] اسقف اعظم کانتربري[22]، رهبر گروه کليساهاي انگليکن[23] وابسته به کليساي انگلستان[24] با در دست‌داشتن پيامي کتبي از سر اسقف «رانسي» خطاب به امام خميني مبني بر تقاضاي صدور حکم آزادي چهار زنداني بريتانيايي به تهران آمد.[25]

در اين رابطه اسنادي وجود دارد که پس از خارج شدن از حالت سري از سوي آرشيو ملي بريتانيا[26] منتشر شدند. در اين اسناد تري ويت مأموريت خود به تهران را چنين توضيح داده است: «مأموريت من داراي سه بخش بود، اول تقديم پيام شخصي اسقف اعظم کليساي انگليکن به آيت‌الله [امام] خميني، دوم کوشش جهت مشخص نمودن محل زندان اعضاي ايراني و بريتانيايي کليساي انگليکن و در صورت امکان، ديدار با آنان و تحويل دادن هديه‌هاي کريسمس دوستان و اقوامشان و اجراي مراسم کريسمس براي آن‌ها و سوم، تلاش براي رفع سوءتفاهمات ميان ايران و کليساي انگليکن.»

[...] ويت همچنين با دفاتر نخست‌وزيري و وزارت خارجه ايران تماس برقرار و با همه زندانيان ايراني و غيرايراني مرتبط با پرونده کليساي انگليکن نيز ديدار کرد [...] ولي هنوز هيچ خبري از زمان محاکمه يا آزادي اين عده نبود و تا پايان سال 1980 پرونده کليساي انگليکن همچنان مفتوح و بلاتکليف باقي ماند.[27] [...]

زندانيان مربوط به کليساي انگليکن سرانجام در ماه فوريه سال 1981 (بهمن 1359)، يعني يک ماه پس از آزادي گروگان‌هاي سفارت آمريکا به مناسبت جشن‌هاي دومين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي آزاد شدند.[28] [...]

علي‌رغم آزاد شدن عوامل کليساي انگليکن، اندرو پايک بازرگان بريتانيايي و مديرعامل شرکت خدمات هلي‌کوپتر همچنان در زندان به سر مي‌برد. [...] پايک از اوت 1980 (مرداد 1359) به اتهام سنگين جاسوسي براي کشورهاي غربي زنداني شده بود اما با رفع اين اتهام و کاهش اتهامات او به فساد مالي و قاچاق ارز زمينه براي آزاد شدن او به‌تدريج فراهم شد. اندرو پايک، سرانجام در 28 ژانويه 1982 (8 بهمن 1360) پس از 17 ماه حبس، آزاد شد. اما دولت انگليس به هيچ‌يک از وعده‌ها و تعهدات خود عمل نکرد.

پي نوشت:

[1] Armajani, Yahya (December 15, 1991). “Christianity viii. Christian Missions in Persia”, NewYork: Encyclopaedia Iranica, Retrieved from https://www.iranicaonline.org/articles/christianity-viii/

[2] سيد هادي خسروشاهي، اسلام‌ستيزي توطئه غرب و کليسا، قم، کلبه شروق، 1395، ص 7.

[3] Anglican Cathedral

[4] حسن دهقاني تفتي (Hassan Barnaba Dehgani Tafti)، فرزند محمد در 24 ارديبهشت 1299 در تفت به دنيا آمد. مادرش که در بيمارستان مسيحي يزد کار مي‌کرد به دين مسيح گرويد و او را جهت تحصيل به مدرسه مسيحي انگليسي‌ها در يزد فرستاد. حسن دهقاني تفتي داراي مدرک کارشناسي رشته ادبيات از دانشگاه تهران، فارغ‌التحصيل علوم الهي از مدرسه مذهبي ريدلي هال (Ridley Hall) و اسقف اعظم کليساي اسقفي ايران و رئيس کل دايره اسقفي ايران بود. وي پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ارديبهشت 1359 براي شرکت در يک کنفرانس به قبرس و از آنجا به انگلستان رفت. وي در 22 آوريل 2008 (3 ارديبهشت 1387) در وينچستر انگليس (Winchester) درگذشت.

[5] نصرالله شيفته، زندگينامه و مبارزات سياسي دکتر سيد حسين فاطمي مدير روزنامه باختر امروز، تهران، آفتاب حقيقت، 1364، ص 293.

[6] Hilarion Capucci, Archbishop of Caesarea in the Melkite Greek Catholic Church.

[7] صحيفه امام، ج 13، ص 67.

[8] Paul Hunt

[9] Margaret Jean Waddell

[10] John Coleman

[11] Audrey Coleman

[12] Andrew Pyke

[13] Helico Tech Aviation Services Company

[14] www.leamingtoncourier.co.uk/news/priest-retires-to-reflect-on-life-1-1050652

[15] Khalil Razmara

[16] منظور او کودتاي نقاب بود که در زمان نوشتن اين نامه مقدمات آن مطابق برنامه‌اي از قبل طراحي شده آماده مي‌شد. شرح اين کودتا در جلد دوم اين مجموعه آمده است.

[17] Iraj Mottahedeh, Anglican Priest in Esfahan

[18] Nosrat Sharifian, Anglican Priest in Kerman

[19] http://irpsri.com/show.php?page=viewarticle&articleid=900

[20] Terence Hardy Terry Waite

[21] Robert Alexander Kennedy Runcie, Baron Runcie

[22] Archbishop of Canterbury

[23] Anglican Communion

[24] Church of England

[25] www.nationalarchives.gov.uk

[26]The National Archives, Non-Ministerial Government Department and the Official Archive and Publisher for the UK Government and for England and Wales

[27]http://persianheritage.com/wordpress/?p=14759

[28]www.forachange.co.uk/browse/2244.html

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.