اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

پشت پرده تينا پاکروان و عادي‌سازي توليد زيرزميني در نمايش خانگي؛

از سفيدسازي پهلوي در «تاسيان» تا فريب افکار عمومي با شايعه مجوز براي «ماهدخت»

طغيان عليه قانون يا انفعال نظارتي؟

در شرايطي که شبکه نمايش خانگي بيش از هر زمان ديگري نيازمند انضباط قانوني و صيانت از حافظه تاريخي جامعه است، کليد خوردن پروژه «ماهدخت» به عنوان سومين گانه تينا پاکروان، پرده از يک روند خطرناک و سازمان‌يافته از قانون‌گريزي، فريب افکار عمومي و عادي‌سازي توليدات زيرزميني برداشته است.

از سفيدسازي پهلوي در «تاسيان» تا فريب افکار عمومي با شايعه مجوز براي «ماهدخت»

اين جريان که پيشتر با حواشي مسموم سريال «تاسيان» و چالشهاي فرسايشي با نهاد تنظيمگر (ساترا) مرزهاي قانونمداري را جابهجا کرده بود، اکنون با انتشار اخبار کذب درباره اخذ مجوز و لجبازي آشکار با ساختارهاي حاکميتي، زنگ خطري جدي براي متوليان امر به صدا درآورده است؛ روندي که در آن تحريف تاريخ معاصر و تطهير چهره پهلوي با ساختارشکني در ملأ عام پيوند خورده است.

 

بحران نظارت يا تداوم ولنگاري رسانهاي؟

 

عاديسازي توليدات زيرزميني و ساختارشکنيهاي زنجيرهاي در بستر نمايش خانگي، ديگر يک مسئله موردي يا خطاي ساده رسانهاي نيست؛ بلکه به يک رويه جريانساز تبديل شده است که امنيت رواني و حافظه تاريخي جامعه را هدف قرار ميدهد.

پرونده فعاليتهاي اخير تينا پاکروان و حواشي پرشمار پيرامون آثار او، ابعاد تازهاي از ناکارآمدي سازوکارهاي نظارتي و گستاخي در برابر قانون را عيان ساخته است.

انتشار شايعات اخير درباره اخذ مجوز ساخت سريال «ماهدخت» - که پيگيريهاي رسمي آن را کاملاً کذب اعلام کرد - نشان داد که حاميان اين جريان نهتنها تن به پذيرش قانون نميدهند، بلکه با ابزار فريب افکار عمومي به دنبال مشروعيتبخشي به فعاليتهاي غيرقانوني خود هستند.

 

از «خاتون» تا «تاسيان»؛ تحريف تاريخ و گمراهي مخاطب

 

نگاهي به کارنامه سازنده آثار موسوم به سهگانه «روزي روزگاري ايران»، گوياي رويکردي منقطع از واقعيتهاي اجتماعي است. سريال «تاسيان» به عنوان بخش دوم اين پازل، با فضايي فانتزي و منقطع از واقعيتهاي تاريخي دهه چهل و پنجاه خورشيدي، نقشي تخريبي در بازنمايي تاريخ ايفا کرد.

منتقدان بارها متذکر شدند که اين اثر با ترسيم ساختاري مدرن، نظم اجتماعي و امنيتي مطلوب از دوران پهلوي، و تقليل رخدادهاي کلان سياسي به روابط فردي و مثلثهاي عشقي، به نوعي به سفيدسازي چهره آن حکومت پرداخته است. در اين فضا:

- مأموران ساواک به جاي چهرههاي خشن و امنيتي، افرادي مشفق و اهل گفتگو تصوير شدند.

- فضاي عمومي جامعه از اعترافگيريها، بازداشتها و خفقان سياسي تهي شد تا مخاطب ناخواسته به اين نتيجه برسد که آن دوران «چندان هم بد نبوده است».

- روشنفکران مذهبي، روحانيون و جنبشهاي اصيل مردمي با سانسوري خاموش از دايره روايت خارج شدند.

اين رويکرد انحرافي، در حالي که کشور با حوادث و التهابات اجتماعي دستوپنجه نرم ميکرد، هزينههاي سنگيني بر پيکره فکري جامعه وارد ساخت و به تهييج کاذب نسل جوان انجاميد؛ بهطوريکه حتي مقايسه آن با آثار تاريخي ديگر نظير «سرزمين مادري» کمال تبريزي، عمق شکاف زاويهديد اين آثار با واقعيتهاي تاريخي را بيشتر نمايان ساخت.

 

بازي با قانون و جنگ رسانهاي با ساترا

 

يکي از ابعاد تکاندهنده در پرونده توليدات اين کارگردان، زير پا گذاشتن صريح فرآيندهاي قانوني تنظيمگري است. در جريان توليد «تاسيان»، مشخص شد که اين سريال در بسياري از مراحل بدون اخذ مجوزهاي لازم قانوني توليد و حتي پس از اخطارهاي مکرر با بيتوجهي کامل پخش شد. کارگردان اثر نهتنها تن به اصلاحات ساختاري نداد، بلکه با فرافکني، ساترا را به ناتواني در ارائه اصلاحات متهم کرد و در اقدامي گستاخانه، اساس وجودي اين نهاد تنظيمگر را زير سوال برد.

نشر دستنوشتهها و اخبار جعلي در روزهاي اخير پيرامون مجوز «ماهدخت» نيز در همين پازل قابل تحليل است. جريان حامي اين آثار با انتشار اخبار کذب در کانالهاي غيررسمي، تلاش کرد تا با ايجاد فشار رسانهاي، نهادهاي نظارتي را در عمل انجامشده قرار دهد.

 

هنجارشکني در ملأ عام و لجبازي سازمانيافته

 

مسئله تينا پاکروان و آثارش تنها به محتواي تحريفشده سريالها محدود نميشود، بلکه رفتار فردي و مواضع علني او در خارج از قاب تصوير نيز به بخشي از يک پازل ساختارشکني تبديل شده است. حضور بدون رعايت پوششهاي قانوني در مجامع عمومي، نشاندهنده سطحي عريان از لجبازي با هنجارهاي عمومي و قوانين موضوعه کشور است.

اين در حالي است که در مواجهه با منتقدان، بهجاي پاسخگويي منطقي، رويکرد سرکوب، انگزني و فرار رو به جلو اتخاذ ميشود تا هزينه نقد آثار بالا برود. اينگونه است که حضور حاشيهسازانهاي چون مسعود فراستي در مقام حمايت از چنين آثار مسمومي، پازل امنيتي و رسانهاي اين جريان را تکميل ميکند.

ما در اينجا با يک تخلف ساده و موردي روبهرو نيستيم؛ صحبت از يک جريانسازي سازمانيافته، عاديسازي توليدات زيرزميني در شبکه نمايش خانگي و قانونگريزي آشکار در ملأ عام است که امنيت عمومي و حافظه تاريخي کشور را هدف گرفته است.

اگر در برابر قانونشکنيهاي زنجيرهاي، تحريف عامدانه تاريخ، و هنجارشکنيهاي مستمر اين جريان در روز روشن ايستادگي قاطعي صورت نگيرد، بايد منتظر فروپاشي کامل چارچوبهاي نظارتي در صنعت سرگرمي کشور بود. امروز نهادهاي نظارتي، دادستاني و امنيتي مسئوليت خطيري بر عهده دارند تا با برخورد قانوني قاطع با بانيان توليدات زيرزميني و قانونگريز در شبکه نمايش خانگي، جلوي تکرار چنين فجايع رسانهاي را بگيرند.

منبع: خبرگزاري دانشجو

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.