از تجزية پاکستان با زبان مادري تا اصطکاک آفريني در جامعة ايران!
1- مرزبندي و ايجاد تمايز و تقسيمبندي ميان «ملت» با ويژگيهاي قبيلهاي، زباني، نژادي و...چيزي جز تلاش براي تجزية «ملت» نيست.
2- سالهاست که جريانات قومگرا و ضدوحدت ملي از زبانهاي قومي براي مرزبندي و خطکشي ميان ملت بسترسازي ميکنند. قومگرايي در آذربايجان از پشتيباني برخي دولتهاي نزديک و دور برخوردار است.
دي ماه 1403،رئيس کميتة دياسپوراي دولت باکو در ترکيه به خبرنگاران گفت:«براي توسعة زبان آذربايجاني، کارهاي جدي با همنژادانمان در ايران انجام ميدهيم!»
3- مقولههايي مانند تنوع قوميت و قبيله و زبان، نه تنها ذاتا تهديد نيست، بلکه فرصت است. اما دشمنان از ابتداي انقلاب، تجارب طولاني از تهديدسازي اين فرصتها دارند. ناامن سازي کردستان و آذربايجانغربي، اغتشاشات اوايل انقلاب در تبريز و آذربايجان، اغتشاشات قومي 1385 در آذربايجان، اتفاقات تروريستي مداوم در بلوچستان، پيدايش گروهکهاي پانترکيستي و پانعربيستي و پانکردي با مديريت خارجي و... طي سالهاي اخير در پيوند با مقولة قوميت و زبان و مذهب، حاصل سياستهاي بيگانگان دور و نزديک (پيراموني) است. واقعيتها را نبايد فراموش کرد.
4- ورزش، تهديد است؟ نه، اما تيمي ميسازند که هوادارانش به خاطر تجاوز ترکيه به سوريه، دست به احترام نظامي بلند ميکنند! و حاشيههايش تمام نميشود. آن، ورزش نه، خوشرقصي براي بيگانگان است.
5- برجستهسازي هويتهاي محلي و قومي و ايجاد تمايز ميان آنها با هويت ملي، در هر جامعهاي اصطکاک آفرين است.
6- در طول تاريخ، زبان فارسي، زبان مشترک، ملي و رسمي ايرانيها بودهاست. اين زبان، نه زبان يک گروه و قوم، بلکه متعلق به فرد فرد ملت ايران است. رهبر معظم انقلاب، بارها بر ترويج و گسترش زبان فارسي تاکيد کردهاند. اما متاسفانه در بسياري از استانها، از جمله آذربايجانشرقي، حتي در جلسات رسمي و دولتي هم به زبان رسمي و ملي گفتگو نميشود!
7- تدريس زبانهاي محلي در ايران، بستر رشد تفرقه، اختلاف و مرزبندي قومي و قبيلهاي در ميان ملت است. در ايران، گروههاي جمعيتي در بسياري از مناطق درهم تنيدهاند.در شهري مانند اروميه آذريها و کردها و برخي اقليتهاي ديگر، جامعة واحد شهري را تشکيل ميدهند. براي تدريس زبانهاي آذري و کردي، بايستي مدارس دانشآموزان آذري و کرد را از هم جدا کرد تا امکان تدريس زبان محلي براي هر يک فراهمشود. و مرزبندي و جدايي از همينجا آغاز ميشود! در شهري مانند تهران که دانش آموزاني از تمام گروههاي جمعيتي دارد، چه بايد کرد؟ بايد آذريها، کردها، لرها، بلوچها، گيلها، مازنيها، تالشها، عربها، ترکمنها،تاتها و...را از هم جدا ساخت؟ و شهرهاي ديگر...
نتيجه اينکه طرح دو سه نماينده در مورد تدريس زبانهاي محلي قابليت اجرا ندارد.
8- مجلس به طرح خام دو سه نماينده دربارة تدريس زبانهاي محلي راي نداد. برخي نمايندهها از تبريز به جاي تسليم به راي اکثريت نمايندگان و قانون، شروع به داد و فرياد کرده و نشان دادند که تفکر ملي ندارند و از درک عدم امکان اجراي طرح و تبعات سياسي و امنيتي و اجتماعي آن عاجزند.
9- تجربة تشکيل گروه زبان و ادبيات محلي در برخي مراکز آموزشي و نشريات منتشره به نام آموزشگران اين گروه و بيانيهها و فعاليتهاي آنها، حاکي از کارکرد قومگرايانة آنهاست.
10- «روز زبان مادري» که در 1378 از سوي يونسکو اعلام شده، چه پيامي دارد؟
در 1331 در اغتشاشات خياباني تجزيهطلبان با محوريت زبان بنگالي در داکاي پاکستان شرقي (بنگلادش) برخي کشته شدند. حرکت قومگرايان بنگالي در بستر زبان مادري، با حمايت همه جانبة هند به جنگ با دولت پاکستان و تجزية پاکستان شرقي با ميليونها کشته انجاميد... روز تظاهرات بنگالي زبانها در داکا را يونسکو، روز زبان مادري ناميده و اکنون احمقهايي در ايران، «روز زبان مادري!» و در واقع «روز تجزيهطلبي!» را گرامي ميدارند؟ احمقانهتر اينکه برخي مراکز فرهنگي هم جلساتي برپا ميکنند!
11- وحدت ملي، اولويت جامعة امروز ايران است. جابهجايي اولويتها و تمرکز به مسائل محلي به جاي مسائل ملي و ترويج گفتمان قومي به جاي گفتمان ملي، توسط هر شخص و نهادي چيزي جز بازي در زمين بيگانگان نيست.
12- اختلاف ميان نمايندگان، بين نمايندگان و دولت، تفسير قوميتي از قانون توسط برخي نمايندهها پيرامون طرح تدريس زبانهاي محلي، و تبليغات بيگانگان براي کشاندن اختلاف به جامعه، ثابت کرد که اين طرح «اختلافانگيز» است نه وحدتگرا. فهم اين نکته سخت است؟
13- نماينده و مسئولي که دانش و تفکر ملي نداشته باشد، در مسائل محلي هم راي درست نخواهدداشت. ثقهالاسلام شهيد بر اين بود که: باسوادان بايد راي بدهند. مردم بيسواد قادر به تشخيص و انتخاب راه درست نيستند «حق دارند ولي دانش و لياقت ندارند!»
* جلال محمدي
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.