اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

ابرپروژه ريلي چين ـ آسياي مرکزي؛ پايان بن‌بست ترانزيتي در اوراسيا

به گزارش گروه بين‌الملل خبرگزاري تسنيم، در قلب آسياي مرکزي، يکي از بلندپروازانه‌ترين و عظيم‌ترين پروژه‌هاي زيرساختي دهه‌هاي اخير، يعني خط‌آهن استراتژيک چين ـ قرقيزستان ـ ازبکستان (CKU) با سرعت و جدّيت تمام در حال اجراست.

ابرپروژه ريلي چين ـ آسياي مرکزي؛ پايان بن‌بست ترانزيتي در اوراسيا

پس از گذشت بيش از 25 سال از آغاز مذاکرات پيچيده، بررسيهاي کارشناسي و طراحيهاي مهندسي، سرانجام عمليات احداث اين شريان حياتي ريلي که چين را از طريق خاک قرقيزستان به ازبکستان متصل ميکند، وارد فاز کاملاً عملياتي و ميداني شده است.

تا ماه آگوست سال 2026، حدود 17 درصد از کل عمليات اجرايي و ساختوساز اين پروژه عظيم با موفقيت به اتمام رسيد و پيشبينيهاي کارشناسي حاکي از آن است که عمليات ريلگذاري و تکميل نهايي اين شاهراه تا سال 2031 ميلادي به پايان خواهد رسيد؛ هرچند اين احتمال قوي نيز وجود دارد که پروژه يک سال زودتر از موعد مقرر به بهرهبرداري
برسد.

اين طرح بهعنوان مهمترين، کليديترين و راهبرديترين پروژه ترانزيتي و مواصلاتي در آسياي مرکزي شناخته ميشود که از ظرفيت بينظيري براي بازتوزيع بنيادين و تغيير جهت جريانهاي ترانزيتي ميان غول اقتصادي چين، کشورهاي آسياي مرکزي، خاورميانه و بازارهاي مصرفي اروپا برخوردار است.

 

ماهيت و مشخصات فني راهگذر استراتژيک خطآهن CKU

 

شاهراه ريلي چين ـ قرقيزستان ـ ازبکستان با طولي در حدود 523 تا 530 کيلومتر، شهر استراتژيک کاشغر در منطقه خودمختار سينکيانگ چين را با عبور از اراضي کوهستاني و صعبالعبور قرقيزستان، به شهر انديجان در ازبکستان متصل خواهد کرد.

در اين مسير ترانزيتي، طول بخش چيني خطآهن تقريباً 213 کيلومتر (شامل 165 تا 167 کيلومتر از نقطه صفر مرزي تا منطقه ماکمال)، بخش قرقيزستاني حدود 304 تا 305 کيلومتر و بخش ازبکستاني بين 50 تا 70 کيلومتر امتداد خواهد داشت.

بر اساس طراحيهاي صورتگرفته، اين پروژه در فاز نخست بهصورت يکخطه (تکمسير) با کشش ديزلي احداث ميشود، اما زيرساختهاي آن کاملاً براي برقيسازي در آينده پيشبيني شده است. قطارهاي باري قادر خواهند بود با سرعت قابلتوجه 120 کيلومتر بر ساعت در اين مسير ريلي تردد کنند.

از منظر مهندسي و فني، بخش قرقيزستاني اين پروژه بدون شک پيچيدهترين و دشوارترين قطعه آن بهشمار ميرود؛ چرا که مسير خطآهن بايد از دل تودههاي عظيم کوهستاني «مولدوتو»، «خايلهبيت» و رشتهکوههاي مرتفع «فرغانه» عبور کند، غلبه بر اين موانع طبيعي نيازمند حفاري و احداث 29 تونل عظيم (با طول مجموعاً 120 کيلومتر) و ساخت 50 پل مرتفع در درههاي عميق است.

تا اواخر تابستان 2026، عمليات اجرايي و کارگاهي بهطور همزمان در 26 تونل از مجموع 29 تونل، 40 پل و 83 قطعه از مجموع 107 قطعه خاکريزي و زيرسازي مسير در جريان بوده است.

تمامي جادههاي دسترسي موقت کارگاهي و تأسيسات حياتي تأمين برق در طول اين مسير بهطور کامل به اتمام رسيده است و هماکنون لشکري متشکل از بيش از 10 هزار نيروي کار متخصص و کارگر بههمراه 7 هزار دستگاه از انواع ماشينآلات سنگين راهسازي و تجهيزات ويژه در اين کارگاه پهناور مشغول به کار هستند.

 

معماري مالي پروژه؛ شراکت راهبردي بدون فشار بر بودجههاي ملي

 

حجم کل سرمايهگذاري موردنياز براي تحقق اين ابرپروژه حدود 4.7 ميليارد دلار برآورد شده است. در معماري مالي هوشمندانه اين طرح، مبلغ 2.3 ميليارد دلار بهصورت يک وام بلندمدت 35ساله از سوي چين به شرکت مشترکِ مجري پروژه (کنسرسيوم) تخصيص مييابد.

2.3 ميليارد دلار باقيمانده نيز از طريق تأمين سرمايه اوليه و سهامداري اين شرکت مشترک فراهم ميشود. ترکيب سهامداران اين کنسرسيوم به اين شرح تعيين شده است: چين با 51 درصد سهام، بهعنوان سهامدار عمده، و جمهوريهاي قرقيزستان و ازبکستان هر يک با در اختيار داشتن 24.5 درصد از سهام پروژه.

نکته بسيار حائز اهميت در اين ساختار مالي آن است که مسئوليت بازپرداخت وام عظيم دريافتي، تماماً بهعهده خود شرکت پروژه (از محل درآمدهاي ترانزيتي آتي) گذاشته شده است، اين تدبير هوشمندانه بهطرز چشمگيري بار بدهيهاي مستقيم خارجي را از دوش بودجههاي ملي دولتهاي بيشکک و تاشکند برميدارد و استقلال مالي آنها را تضمين ميکند.

 

دستاوردهاي لجستيکي؛ مسيري کوتاهتر، سريعتر و اقتصاديتر

 

برآوردهاي رسمي و پيشبينيهاي لجستيکي نويدبخش کاهش چشمگير طول مسير ترانزيتي از مبدأ شرق آسيا بهمقصد خاورميانه و جنوب اروپا بهميزان 700 تا 900 کيلومتر است،

اين کاهش مسافت، زمان تحويل و جابهجايي محمولههاي تجاري را بهطور متوسط بين 7 تا 8 شبانهروز کاهش خواهد داد که يک انقلاب در سرعت زنجيره تأمين بهشمار ميرود. ظرفيت بالقوه حمل بار در اين شريان ريلي سالانه بين 12 تا 15 ميليون تن برآورد شده است و زمان سير کالا در کل مسير، حدود 10 روز خواهد بود.

اگرچه کريدورهاي ترانزيتي فعال در محور شمالي و ترانسخزر (که از خاک قزاقستان و روسيه و يا مسير جمهوري آذربايجان، گرجستان و ترکيه عبور ميکنند) هماکنون داراي پايگاه مشتريان تثبيتشده و زيرساختهاي بسيار توسعهيافتهاي هستند، اما خطآهن CKU کوتاهترين و مستقيمترين مسير ممکن را از مبدأ سينکيانگ به قلب دره فرغانه و سپس به شبکههاي ريلي ازبکستان ارائه ميدهد،

البته بايد به اين واقعيت توجه داشت که اين شاهراه نوين قرار نيست بهطور کامل جايگزين مسيرهاي فعال فعلي شود، بلکه هدف آن تقويت رقابت سالم، ايجاد گزينههاي جايگزين و کاهش بار ترافيکي کريدورهاي موجود است.

جمهوري قزاقستان با برخورداري از پايانههاي عظيم مرزي، خدمات منظم و برنامهريزيشده کانتينري و رويههاي گمرکي کارآمد، همچنان مزيتهاي رقابتي خود را حفظ خواهد کرد.

در اين فضا، صاحبان کالا و شرکتهاي حملونقل از حق انتخابهاي بيشتري برخوردار خواهند شد و کشورهاي مسير ترانزيت ناگزيرند براي جذب بار، در زمينههايي چون کاهش تعرفهها، افزايش سرعت عبور از مرزها و دقت در زمانبندي حرکت قطارها با يکديگر به رقابت بپردازند.

 

تنوعبخشي به کريدورهاي پکن و رنسانس ژئواکونوميک در آسياي مرکزي

 

براي چين، خطآهن CKU يک عنصر کليدي و حياتي در راهبرد تنوعبخشي به زنجيرههاي تأمين زميني در چارچوب کلانابتکار «يک کمربند، يک جاده» محسوب ميشود. اين مسير نوين، خروجي بسيار کوتاهتر و مستقيمتري را از منطقه سينکيانگ بهسمت آسياي مرکزي فراهم ميسازد که ديگر نيازي به عبور از اراضي قزاقستان و روسيه ندارد و بهشکل يکپارچه با چندين کريدور بينالمللي ديگر پيوند ميخورد:

1) اتصال از طريق ترکمنستان و ايران به بنادر راهبردي خليج فارس،

2) اتصال از طريق درياي خزر، جمهوري آذربايجان و گرجستان به ترکيه و بازارهاي قاره سبز،

3) اتصال از طريق خاک افغانستان به بازارهاي نوظهور و پرجمعيت جنوب آسيا.

با اين تنوعبخشي، پکن بهشکل مؤثري خطرات و ريسکهاي ناشي از وابستگي مطلق به يک مسير ترانزيتي واحد را کاهش ميدهد و نفوذ و هژموني ژئواکونوميک خود را در سطح منطقه تعميق ميبخشد.

براي قرقيزستان، تحقق اين ابرپروژه بهمعناي احداث نخستين و کاملترين شبکه ريلي سراسري است که اين کشور را از شرق تا غرب به يکديگر متصل ميسازد.

در زمان حاضر، شبکه راهآهن ملي اين کشور بهشدت تکهتکه و ازهمگسيخته است و بخشهاي شمالي و جنوبي آن در داخل مرزهاي قرقيزستان هيچگونه اتصال ريلي با يکديگر ندارند. خطآهن CKU بستر مستحکمي را براي توسعه همهجانبه خطوط ريلي داخلي، احداث مجتمعهاي صنعتي، انبارهاي مدرن و پايانههاي بزرگ تخليه و بارگيري ايجاد خواهد کرد و در نهايت، محرکي قدرتمند براي پويايي نيروي کار، اشتغالزايي و شکوفايي تجارت داخلي خواهد بود.

مقامات دولتي و کارشناسان مستقل اقتصادي پيشبيني ميکنند که درآمدهاي سالانه ناشي از حق ترانزيت و خدمات لجستيکي جانبي، رقمي بالغ بر 150 تا 200 ميليون دلار به بودجه ملي قرقيزستان تزريق خواهد کرد،

در همين راستا، ازبکستان نيز که فاقد مرز مشترک با چين است، از طريق اين خطآهن به يک مسير مستقيم و بيواسطه براي دسترسي به بازار پهناور چين و سپس شرق آسيا دست مييابد و نقش ژئواستراتژيک خود را بهعنوان يک هاب و گرهگاه توزيع کالا ميان شرق آسيا، آسياي مرکزي، خاورميانه و اروپا بهشدت تقويت ميکند.

تاشکند با تکيه بر اين زيرساخت قادر خواهد بود لجستيک واردات و صادرات خود را بهشکلي چشمگير متنوع سازد؛ امري که بهويژه در زمينه ترانزيت محصولات صنعتي، تجهيزات سنگين و ماشينآلات، توليدات نساجي، فرآوردههاي کشاورزي و محمولههاي استاندارد کانتينري از اهميت حياتي برخوردار است.

 

چالشهاي فني و ضرورتهاي بازگشت سرمايه

 

با وجود تمام چشماندازهاي مثبت، يکي از بزرگترين موانع و چالشهاي فني در مسير اجراي اين پروژه، تفاوت ساختاري در عرض خطوط ريلي (گيج راهآهن) است. در حالي که چين از استاندارد اروپايي يعني گيج 1435ميليمتري استفاده ميکند، خطوط ريلي در قرقيزستان و ازبکستان بر اساس استاندارد روسي با عرض 1520 ميليمتر طراحي شدهاند.

پيونددادن و يکپارچهسازي اين شبکههاي متفاوت، نيازمند احداث زيرساختهاي پيشرفته تعويض بوژي در نقاط مرزي و پايانههاي مجهز تخليه و بارگيري است که بهطور مستقيم بر هزينههاي پردازش کالا و زمان نهايي ترانزيت تأثير خواهد گذاشت،

علاوه بر اين، ميزان رقابتپذيري نهايي اين خطآهن وابستگي مستقيمي به عواملي همچون ظرفيت عبور بار از تونلهاي طويل و قطعات يکخطه، در دسترس بودن تعداد کافي لوکوموتيو و واگنهاي باري، حفظ پايداري و دقت برنامههاي زمانبندي در شرايط سخت آبوهوايي کوهستان، و از همه مهمتر، هماهنگي و رقابتپذيري تعرفههاي ترانزيتي در قطعات بعدي مسير بهسمت ايران، ترکيه و قاره اروپا خواهد داشت.

از منظر اقتصادي، تضمين بازگشت سرمايههاي کلان صرفشده در اين پروژه از اولويت بالايي برخوردار است. شرکت کنسرسيوم مشترک وظيفه سنگين بازپرداخت وام دريافتي از چين را بهدوش دارد؛ لذا هرگونه کمبود در حجم بار عبوري و يا کندي در روند رشد حجم محمولههاي ترانزيتي، ميتواند دوره بازگشت سرمايه را بهشکل نامطلوبي طولانيتر کند.

اگرچه پيشبيني تکميل زودهنگام پروژه (يک سال پيش از موعد) بهعنوان يک سناريوي خوشبينانه مطرح است، اما تقويم واقعي و نهايي بهرهبرداري، در گرو سرعت پيشروي دستگاههاي حفاري در دل کوهستان، زمانبندي دقيق تحويل تجهيزات و موفقيت مهندسان در اجراي عمليات در شرايط خشن و بيرحم ارتفاعات بالا خواهد بود.

 

چشمانداز ژئوپوليتيکي و ثبات منطقهاي

 

در تحليل اين معادله پيچيده، عنصر کليديِ «ثبات سياسي» در کشورهاي مشارکتکننده نبايد ناديده گرفته شود. در مقطع کنوني، هيچگونه چشمانداز تاريک و مشکل جدي امنيتي در اين جغرافيا پيشبيني نميشود. ازبکستان و قرقيزستان درگير هيچگونه التهابات داخلي و اعتراضات فلجکننده نيستند و مناسبات ديپلماتيک آنها با بازيگران عرصه بينالملل نيز با ظرافت و توازن دقيق تنظيم شده است.

دولتهاي بيشکک و تاشکند ضمن حفظ و تعميق روابط نزديک راهبردي خود با روسيه و چين، در قالب «سازمان کشورهاي تُرک» نيز حضوري فعال دارند و همزمان تماسها و مبادلات اقتصادي و سياسي سازندهاي را با آمريکا و اتحاديه اروپا پيش ميبرند.

نکته حائز اهميت اين است که اين دو جمهوري آسياي مرکزي با درايتي مثالزدني مانع از آن شدهاند که اراضي آنها به عرصه رقابتهاي مخرب ژئوپوليتيکي و جنگهاي نيابتي تبديل شود؛ سرنوشت تلخي که در سالهاي اخير دامنگير کشورهايي نظير اوکراين و ارمنستان شده است.

در يک جمعبندي کلي ميتوان گفت که ظهور و فعالسازي يک کريدور نوين ترانزيتي ميان شرق و غرب در قالب خطآهن CKU، سبد گزينههاي در دسترس براي شرکتهاي حملونقل و صاحبان کالا را در سطح جهاني تنوع ميبخشد،اين امر بهصورت طبيعي و اجتنابناپذير، سطح رقابت را افزايش ميدهد و در نهايت منجر به ارائه تعرفههاي اقتصاديتر و کاهش هزينههاي زنجيره تأمين کالا در سراسر پهنه اوراسيا خواهد شد.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.