اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

جنگ الکترونيک در آسمان ايران؛

«تصحيح و تطبيق» پدافند ايران در مقابله با پادهاي جنگال آمريکايي-صهيوني

در حالي که رسانه‌هاي غربي از «تسلط کامل» جنگنده‌هاي اف 35 و اف 15 بر آسمان ايران در هفته‌هاي نخست جنگ خبر مي‌دادند، اسناد به‌دست آمده و اظهارات منابع نظامي نشان مي‌دهد که معادله در ميانه ميدان جنگي تغييري محسوس کرده است.

«تصحيح و تطبيق» پدافند ايران در مقابله با پادهاي جنگال آمريکايي-صهيوني

جمهوري اسلامي ايران نه تنها از شوک اوليه جنگ الکترونيک جان سالم به در برد، بلکه سامانههاي پدافندي خود را چنان تطبيق داد که آمريکا و اسرائيل را مجبور کرد تا تاکتيکهاي گرانقيمت خود را کنار بگذارند و به موشکهاي دورايستا پناه ببرند.

 

از «کوري راداري» تا «شکار با چشم فروسرخ»

 

به گزارش منابع وابسته به پنتاگون، در ماه اول درگيري (از 28 فوريه 2026) نيروي هوايي اسرائيل و آمريکا با اتکا به سيستمهاي جنگ الکترونيک پيشرفته مانند هواپيماي EA-18G گراولر و پادهاي AN/ALQ-99 و توانستند شبکه راداري ايران را مختل کنند. اما چيزي که غرب پيشبيني نميکرد، واکنش سريع و مبتکرانه تهران بود.

شماري از تحليلگران معتقدند ايرانيها خيلي زود فهميدند که تکيه بر رادارهاي متداول در برابر پادهاي اسرائيلي بيفايده است. آنها عملاً به سامانههاي غيرفعال فروسرخ (IR) روي آوردند؛ همان فناوري که در موشکهاي دوشپرتاب قديمي هم استفاده ميشود، اما در مقياسي عظيم و هوشمند.

در عمل، سامانههايي مانند کاوش و فجر که قابليت رهگيري امواج حرارتي بدنه جنگندهها (حتي اف‑35) را از فاصله 60 کيلومتري دارند، به ستون فقرات پدافند ايران تبديل شدند. فرق اين سامانهها با رادار اين است که هيچ امواجي منتشر نميکنند، در نتيجه پادهاي جنگ الکترونيک دشمن نميتوانند آنها را مختل کنند.

 

48 ساعتي که غرب را شوکه کرد

 

اگر هفتههاي اول جنگ با غرور رسانههاي عبري درباره «پرواز آزادانه بر فراز اصفهان» همراه بود، اما کمکم روند تغيير کرد. دو حادثه تلخ براي ائتلاف آمريکايي‑اسرائيلي رقم خورد:

يک فروند اف‑35 (به گفته منابع ناتو از نوع I ساخت اسرائيل) بر اثر اصابت موشک پدافندي ايراني دچار آسيب شديد شد و مجبور به فرود اضطراري در پايگاه هوايي آمريکا در قطر گرديد.

دو روز بعد، يک اف‑15E استرايک ايگل نيز در آسمان ايران، در حوالي تنگه هرمز هدف قرار گرفت. خدمه آن پس از پرش موفق، ظاهرا با کمک و پشتيباني سنگين آمريکاييها توانستند از ايران خارج شوند.

در واقع در روزهاي واپسين منتهي به آتشبس، ايران نشان داد که ميتواند تا 35 درصد از جنگندههاي مهاجم را قفل کند. اين عدد شايد براي يک کشور با فناوري روز دنيا پايين است، اما براي کشوري که زير شديدترين تحريمها قرار دارد، يک معجزه است.

 

چرا اسرائيل به موشکهاي دورايستا روي آورد؟

 

پس از نقض آتشبس در روزهاي اخير (حمله صهيونيستها به ضاحيه بيروت و پاسخ موشکي ايران)، ناظران نظامي متوجه يک تغيير تاکتيکي اساسي در سوي اسرائيلي شدند: ديگر خبري از نفوذ عمقي جنگندهها نبود.

به گزارش منابع ميداني، تقريباً تمام حملات اسرائيل به مواضع درون خاک ايران با استفاده از موشکهاي دورايستا مانند «رمپيج» (Rampage) و «راکز» (Rocks) انجام شده است. اين موشکها که از فاصله 150 تا 200 کيلومتري شليک ميشوند، عملاً جنگنده پرتابگر را از محدوده پدافند فروسرخ ايران خارج ميکنند.

پرسشي که کارشناسان شکاک غربي مطرح مي کنند، اين است:

«اگر آمريکا و اسرائيل همچنان به توانايي جنگ الکترونيک خود ايمان داشتند، چرا با هواپيماهاي خود ريسک نميکنند؟»

پاسخ ساده است: آنها قبلاً در اواخر جنگ فراگير(پيش از توقف آتش) ريسک کردند و شکست خوردند. موشکهاي دورايستا نه يک انتخاب تاکتيکي، بلکه يک اعتراف به عقبنشيني در برابر پدافند تطبيقيافته ايران است.»

 

ايران دست برتر را در جنگ «يادگيري» به دست آورد

 

نکته مهمي که رسانههاي غربي سعي در پنهان کردن آن دارند، سرعت يادگيري ايران است. تحليلگران رسانههاي غيرغربي، به ويژه روسها و چينيها اين گمانه را مطرح مي کنند که ايران از يک «هوش مصنوعي بومي» براي تحليل الگوهاي پارازيت دشمن استفاده کرده است. به اين ترتيب، هر هفته که ميگذشت، پادهاي آمريکايي «کماثرتر» ميشدند.

روزنامه عبري يديعوت آحارونوت نيز در گزارش اخير خود، به نقل از سرهنگ م.، رييس شاخه جنگ الکترونيک در مرکز توسعه تجهيزات و زيرساختهاي دفاعي وزارت جنگ رژيم، خبر داد که پادهاي جنگ الکترونيکي که در جريان جنگ رژيم صهيوني عليه ايران، روي جنگندههاي رژيم نصب مي شود نتيجه همکاري بيسابقه ميان مرکز توسعه تجهيزات وزارت جنگ، نيروي هوايي، سازمان اطلاعات نظامي، واحد 8200، موساد و شرکتهاي نظامي بزرگ «البيت سيستمز» و «رافائل» هستند.

به گفتهي اين افسر ارشد حوزه جنگال رژيم، در سالهاي گذشته جنگ در چهار عرصه تعريف ميشد: هوا، دريا، زمين و اخيراً سايبر. اما اکنون مقامات امنيتي رژيم «طيف الکترومغناطيسي» را پنجمين عرصه جنگ ميدانند. از نظر آنان، هر کس بر اين عرصه مسلط باشد، کليد برتري هوايي را در اختيار دارد.

سرهنگ م. در گفتوگو با يديعوت آحرونوت و واينت گفت:

«در عملياتهاي ايران با محيطهايي مواجه بوديم که مملو از تهديد و مجهز به برخي از پيشرفتهترين سامانههاي پدافند هوايي جهان بودند. وظيفه سامانههاي ما باز کردن آسمان بود؛ يعني ايجاد آزادي عمل کامل براي نيروي هوايي در آسمان ايران و تضمين بازگشت سالم خدمه پروازي. جنگ الکترونيک ديگر يک ابزار پشتيباني نيست؛ بلکه عامل اصلي اجراي عمليات است.»

رييس شاخهي جنگال وزارت جنگ رژيم گفت:

«ايرانيها هر دور از حملات ما را تحليل ميکنند و بر اساس آن خود را آماده ميسازند. آنها با سرعتي شگفتانگيز در حال يادگيري هستند.»

اين جمله افسر ارشد اسرائيلي، بهترين تأييد بر اين واقعيت است که تهران نه تنها تسليم جنگ الکترونيک نشده، بلکه اکنون خود به قدرتي تطبيقدهنده در ميدان تبديل شده است.

 

نتيجهگيري

جنگ آينده نه فقط جنگ هواپيماهاي پنهانکار، بلکه جنگ مغزهاي مصنوعي و حسگرهاي ارزانقيمت خواهد بود. ايران نشان داد که يک ارتش «هوشمند» و «توزيعشده» ميتواند با بهرهگيري از سامانههاي فروسرخ و الگوريتمهاي بومي، معادله را بر هم بزند.

پنتاگون و تلآويو اکنون خود را در يک تنگنا ميبينند: اگر با جنگنده نفوذ کنند، در خطر سامانههاي حرارتي ايران هستند؛ اگر از موشکهاي دورايستا استفاده کنند، قدرت تخريب و دقت نقطهزني آنها به مراتب کمتر از بمبهاي هدايتشونده هوايي است.

شايد وقت آن رسيده که غرب مفهوم «تسلط هوايي» را بازتعريف کند. در آسمان ايران، ديگر هيچ هواپيمايي ـ حتي اف‑35 ـ احساس امنيت نميکند.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.