اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

کارشناسي نظر ولايت فقيه توسط چشم ‌پزشک!؟

سخنان معاون اجرايي رئيس جمهور و سرپرست نهاد رياست جمهوري در واکنش به پيام کارساز ولي فقيه (با کليدواژة مشهور «علي‌الاصول») است، در شفاف‌سازي فضاي سياسي مؤثر افتاده است!

17:35
کارشناسي نظر ولايت فقيه توسط چشم ‌پزشک!؟

سخنان قائمپناه (چشمپزشک)، ديدگاه او و امثال او را دربارة ولايت فقيه بازگو ميکند که ولي فقيه در تفکر اين طيف چه جايگاهي دارد؟

سخنان قائمپناه چنين است:

«عليالاصول نظر ديگري داشتم. حتما بايد نظر ديگري داشته باشد!.. اگر قرار باشد نظر رهبري، هر آنچه که ميگويد اجرا کنند، ديگر نهادي نبايد وجود داشته باشد. ديگر شعام و مجلس معنا ندارد. رهبري نظر ميدهد، نظرش کارشناسي ميشود، برميگردد [به ولي فقيه]، يا ميپذيرد يا نميپذيرد. هميشه اينجوري بوده، زمان حضرت امام هم همينطور بوده، زمان رهبر شهيد هم همينطور بوده...

الان بنده ممکن است نظري بدهم به آقاي مهندس، آقا اين کار را بکن. ميآيد و ميگويد فلاني به اين دليل نميشود. من هم ميگويم نکن ديگر!.. بنابراين اگر ميگويند نظر ديگري داشتم، نه اينکه نظرش خداي نکرده مخالفت باشد!..»

سخنان قائمپناه، نشان ميدهد که نگاه او و امثال او به ولي فقيه، نگاه به «مدير مافوق» است! مثالي هم که ميزند؛ «الان بنده ممکن است نظري بدهم به آقاي مهندس، آقا اين کار را بکن...» به طور کامل مؤيد همين است که ولي فقيه در تفکر اينها «يک مدير مافوق!» است که بايد دستوراتش در شعام و مجلس (ذيل رياست پزشکيان و قاليباف) کارشناسي شود و...

قائمپناه ميگويد نظرات حضرت امام و قائد شهيد هم کارشناسي ميشد!

اختيارات ولي فقيه در حکومت، همان اختيارات رسول خدا ص و اميرالمؤمنين ع است. امام راحل در اين باره نوشتهاند:«اين توهّم که اختيارات حکومتي رسول اکرم (ص) بيشتر از حضرت امير (ع) بود، يا اختيارات حکومتي حضرت امير (ع) بيش از فقيه است، باطل و غلط است. البته فضائل حضرت رسول اکرم (ص) بيش از همه عالم است... لکن زيادي فضايل معنوي اختيارات حکومتي را افزايش نميدهد. همان اختيارات و ولايتي را که حضرت رسول و ديگر ائمه- صلوات الله عليهم- در تدارک و بسيج سپاه، تعيين ولات و استانداران، گرفتن ماليات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختيارات را براي حکومت فعلي قرار داده است...

همان طور که پيغمبر اکرم (ص) مأمور اجراي احکام و برقراري نظامات اسلام بود و خداوند او را رئيس و حاکم مسلمين قرار داده و اطاعتش را واجب شمرده است، فقهاي عادل هم بايستي رئيس و حاکم باشند»(کتاب ولايت فقيه، امام خميني ره)

ولي فقيه اگر در مقام (و شاورهم فيالامر) با کساني شور کند، بايد نظر خود را بازگويند، اما اگر ولي فقيه نظر خود را بگويد و در اين حال، ديگران (نهاد يا شعام و..) به نام کارشناسي با آن مخالفت کنند، نتيجه همان ميشود که در «حکميت» شد! طرفه اينکه؛ کساني که حکميت را تحميل کردند، پس از پايان فاجعهبار آن، به امام گفتند توبه کن! چون حکميت را پذيرفتي! در حالي که امام در آن شرايط (شورش و دودستگي و تقسيم سپاه بهدو گروه طرفدار مذاکره و طرفدار جنگ، تهديد به قتل يا تسليم امام به دشمن و...) چارهاي جز تندادن به حکميت نداشت.

فرق ميان دو تفکر (تفکر التزام عملي به ولايت فقيه به عنوان جانشين پيغمبر و امام در حکومت، و تفکر تلقي از ولي فقيه به عنوان مديري که بايد نظراتش کارشناسي شود!) در سرنوشت ملت ايران تعيين کننده است.

 نمايندگان تفکر نخست کساني هستند که وقتي ولي فقيه گفت با دشمن بجنگيد. تا پاي جان جنگيدند. وقتي گفت موشک نخريد، بسازيد، نقطهزن بسازيد. ساختند و... اينها خود را نه کارشناس، که کارگزار و سرباز ولي فقيه ميدانند.

نمايندگان تفکر دوم، کساني هستند که ميگويند بايد با کدخدا بست! آمريکا ميتواند با فشردن يک دکمه يا يک بمب سيستم دفاعي ايران را نابود کند! در مقابل آمريکا چارهاي جز مذاکره نداريم!..

بسياري از ناهنجاريهاي اقتصادي، فرهنگي و سياسي، نتيجة بيتوجهي به نظرات و فتاواي ولي فقيه است. ولي فقيه دستور به توليد و اقتصاد مقاومتي داد، کارخانهها را فروختند و... صدبار گفت مذاکره خسارتبار است و فناوري هستهاي نياز ماست، مذاکره کردند و هستهاي را فروختند...

فتوا داد که «ترويج موسيقي با اهداف عالي نظام اسلامي مغاير است» جريانکنسرت راه انداختند و صداوسيما هم عقب نماند! در تبريز ما، ارشاد اسلامي، زنان خنياگر را هم به صحنه آورد. رهبر فتوا داد که رقص حرام است. در همين تبريز ما، ارشاد اسلامي در پوشش تئاتر، دختران و پسران جوان را به رقاصي و تنجنباني کشاند! رهبر فتوا داد که دوچرخهسواري زنان در منظر عام جايز نيست.وزارت ورزش مسابقات دوچرخهسواري زنان برگزار ميکند!..(اغلب اين مسئولين هم مدعي اطاعت از رهبرند!)

پايان سخن اينکه؛ چه کسي بايد با مديران متخلف از نظرات وليفقيه برخورد کند؟

 

* جلال محمدي

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.