رقابت معناداري بين برخي از دانشگاهها در روزهاي اخير جريان داشت. دانشگاه تهران پيشگام اين ميدان بود و با اعلام طرح «بورس نخبگان» موجي از اخبار را به راه انداخت.
رئيس دانشگاه، محمدحسين اميد، در نشست خبري شهريور اعلام کرده بود که رتبههاي زير 100 گروه رياضي و تجربي، زير 50 انساني و هنر، و زير 20 زبانهاي خارجي، در صورت ورود به اين دانشگاه و حفظ معدل بالاي 17، ماهانه 20 ميليون تومان دريافت خواهند کرد. اين حمايت تا هشت نيمسال ادامه دارد و با همکاري بنياد حاميان و برخي خيّرين فرهنگي طراحي شده است. خبرگزاريها اين خبر را با تيترهايي چون «خبر خوش براي رتبههاي برتر» پوشش دادند و جزئيات آن را بارها بازنشر کردند.
به گزارش تابناک، اين تنها يک تسهيلات مالي نبود. دانشگاه تهران همزمان رتبهبنديهاي جهاني خود را برجسته ميکرد و از حضور در 21 رشته تخصصي شانگهاي و کسب رتبه 49 جهان در منابع آب سخن ميگفت. بعدها در زمان انتخاب رشته هم به نوعي همين خبر تکرار شد. اما دانشگاه صنعتي اميرکبير نيز وارد ميدان شد و براي رتبههاي زير 200، بورسيه سالانه 80 ميليون توماني (40 ميليون در هر نيمسال) مشروط به معدل بالاي 17 اعلام کرد. مدالآوران المپياد نيز مبالغ مشابه يا بالاتر دريافت
ميکنند.
شريف اما بيشتر بر برند علمي خود تکيه زد؛ گزارشها نشان ميداد مهندسي کامپيوتر اين دانشگاه انتخاب اول بسياري از رتبههاي برتر رياضي است. فضاي رسانهاي آکنده از پيامهايي درباره کيفيت رشتهها، تسهيلات رفاهي و جايگاه علمي بود؛ همگي با هدف جلب نظر کساني که هنوز انتخاب رشته نهايي نکردهاند.
در 14 مهر، رئيس دانشگاه تهران در سخناني تازه، لايهاي عميقتر از اين رقابت و البته فراتر از رقابت را آشکار کرد. او تأکيد کرد که جايگاه ملي و بينالمللي دانشگاه بيش از هر چيز به کيفيت وروديها وابسته است و امروز در يک کلاس دانشجوياني حضور دارند که از نظر سطح علمي همتراز نيستند. اين ناهمگوني را يکي از مشکلات ساختاري دانست و بار ديگر از بورس نخبگان سخن گفت؛ ابزاري براي جذب دانشجويان باکيفيت تا دانشگاه بتواند مسير صعودي خود را بازگرداند. او افزود که دانشگاه براي حل مشکلات کشور به دولت اعلام آمادگي کرده و دولت نيز به اين دانشگاه اعتماد کامل دارد.
انتقاد پنهاني از سهميهها
اين جملات، انتقادي پنهان اما واضح از نظام سهميههاست. افزايش دامنه سهميهها در سالهاي اخير، هرچند با نيت عدالت آموزشي انجام شده، ترکيب کلاسهاي دانشگاههاي برتر را دگرگون کرده است. نتيجه آن را ميتوان در فاصله سطح علمي دانشجويان يک کلاس ديد؛ فاصلهاي که استاد را ناچار به تقليل سطح درس ميکند و کار گروهي پژوهشي را دشوار ميسازد. اين ناهمگوني تنها بر کيفيت آموزش اثر نميگذارد؛ در رتبهبنديهاي جهاني نيز ردپاي خود را برجاي گذاشته است. دانشگاه تهران که زماني در جمع دانشگاههاي زير 500 جهان قرار داشت، در برخي نظامهاي اخير به بازههاي پايينتر تنزل يافته و بخشي از اين افت به کيفيت وروديها بازميگردد.
کلاسهايي بيانگيزگي
سايه سهميهها بر دانشگاههاي مادر سنگين است و گزارشهاي متعددي در رسانه ها در اين باره انتشار يافته است. رتبههاي برتر که زماني بهطور طبيعي به اين دانشگاهها سرازير ميشدند، اکنون با کلاسهايي روبهرو هستند که انگيزهشان را کاهش ميدهد. تلاش دانشگاه تهران براي جذب نخبگان از گروههاي مختلف آزمايشي، در واقع کوششي براي جبران اين کاستي ساختاري است. بورس 20 ميليوني، ابزاري است تا ترکيب وروديها را به سوي کيفيت بالاتر هدايت کند و انگيزه انتخاب دانشگاه تهران را تقويت نمايد. اين تقلا ارزشمند است، زيرا نشان ميدهد مديران دانشگاه از بحران کيفيت غافل نيستند و حاضرند منابع محدود را براي بازگرداندن مسير صعودي هزينه کنند.
آقايان دولت و شوراي انقلاب فرهنگي..
با اين حال، اين تلاشها نبايد به تصميمهايي منجر شود که معايب تازهاي بيافريند. اگر جذب نخبگان تنها با پول و تسهيلات انجام شود، بدون آنکه ريشه ناهمگوني کلاسها اصلاح گردد، ممکن است صرفاً رقابت مالي ميان دانشگاهها تشديد شود و منابع به جاي سرمايهگذاري در زيرساخت علمي، صرف جذب موقت گردد. شوراي عالي انقلاب فرهنگي و وزارت علوم بايد اين واقعيت را بپذيرند که مباحث مربوط به سهميهها ديگر نبايد در قالب گفتوگوهاي تکراري و بينتيجه باقي بماند. زمان آن رسيده که با نگاهي واقعبينانه، نظام سهميه بازطراحي شود؛ نه به معناي حذف حمايت از مناطق محروم، بلکه به معناي طراحي سازوکارهايي که کيفيت آموزش را قرباني نکند و دانشگاههاي برتر را از تبديل شدن به مجموعهاي ناهمگن نجات دهد.
حفظ نخبه، فراتر از جذب نخبه
پرسش اساسي اما فراتر از جذب است. آيا آوردن نخبگان به دانشگاه پايان راه است؟ تجربه سالهاي اخير نشان ميدهد که بسياري از رتبههاي برتر پس از فارغالتحصيلي، يا به خارج ميروند يا در بازار کاري که ظرفيت جذب علممحور ندارد، سرگردان ميمانند. جذب بدون حفظ و بهکارگيري، چيزي جز انتقال موقت استعداد نيست. دانشگاه تهران و ساير دانشگاههاي مادر بايد همزمان با جذب، بستر توليد علم و ثروت را در داخل تقويت کنند؛ از ارتباط واقعي با صنعت گرفته تا ايجاد فضاهاي پژوهشي پايدار و حمايت از کارآفريني دانشبنيان.
در نهايت، دغدغه و تلاش دانشگاه تهران براي بازگرداندن کيفيت وروديها ستودني است. اما اين تلاش تنها زماني به نتيجه ميرسد که سياستگذاران کلان نيز شجاعت بازنگري در ساختارهاي قديمي را داشته باشند. تا زماني که سهميهها بدون ارزيابي دقيق اثرگذاريشان بر کيفيت دانشگاهها ادامه يابد، هر بورسي و هر تسهيلاتي تنها مرهمي موقت بر زخمي عميق خواهد بود. پرسش نهايي همچنان پابرجاست: آيا ما نخبگان را براي نگه داشتن و شکوفايي در کشور ميخواهيم، يا تنها براي پر کردن صندليهاي کلاسها و سپس تقديم آن به ديگر کشورها؟
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.