اين روزها در ترکيه شاهد تحرکات فراواني از سوي آن دسته از فعالان ديني و سياسي متعهدي هستيم که همچنان به گفتمان صهيونيسم ستيزي پايبند ماندهاند و مکرراً درباره خطرات نقشههاي شوم رژيم اسرائيل، هشدار ميدهند.
درهمين حال، برخي از تحليلگران ترکيه نيز با استناد به رويدادهاي تاريخي، درباره پيامدهاي تبعيت از اهداف و رويکردهاي اسرائيل به دولت اردوغان هشدار ميدهند.
ارسلان بولوت تحليلگر برجسته ترکيه، به مدت سه روز پياپي، ستون تحليلي خود را به بررسي انتقادي رويکردهاي آنکارا در قبال رژيم اسرائيل اختصاص داده و به نکات جالب توجهي اشاره کرده است.
فرازهايي از مجموع سه يادداشت مفصل او را با هم مرور ميکنيم:
اسرائيل، خادم الحرمين خواهد شد؟
لايحه مربوط به تصويب توافقنامه دفاع مشترک مکه در 20 اکتبر 2026 به پارلمان ترکيه ارائه شد. قرار است اين لايحه در ابتدا در کميته امور خارجه مورد بحث قرار گيرد و سپس به صحن علني فرستاده شود.
توافق بين عربستان سعودي، پاکستان و ترکيه تصريح ميکند که اگر به يکي از طرفين حمله شود، طرفهاي ديگر کمک نظامي ارائه ميدهند و ميتوانند حتي بدون حمله نيز اقدامات نظامي انجام دهند.
همچنانکه اوزگور اوزل، رهبر حزب نو گفته است: «اعزام سربازان ترکيه به يمن طرح ترکيه نيست و طرح ترامپ است. اين طرح به نفع اسرائيل و آمريکا است. ترکيه نبايد به عنوان يکي از طرفين درگير در اين جنگ در نظر گرفته شود.»
ولي اردوغان در تماس تلفني با محمد بن سلمان، وليعهد عربستان سعودي، حملات حوثيها را محکوم و اعلام کرد که ترکيه همچنان در کنار عربستان سعودي خواهد ايستاد.
همانطور که ميدانيم، محافظت از مکه و مدينه جايگاه مهمي در تاريخ اسلام دارد. بنابراين، «خادم الحرمين» عنواني مهم است و اولين حاکمي که از اين عنوان استفاده کرد، صلاحالدين ايوبي بود.
با لشکرکشي ياووز سلطان سليم به مصر در سال 1517 و آوردن آثار مقدس به استانبول، اين عنوان به سلاطين عثماني منتقل شد. ولي امروزه، پادشاهان عربستان سعودي از عبارت «خادم الحرمين الشريفين» همچون عنوان رسمي دولت خود استفاده ميکنند.
براي تامين کمک اسرائيل به عربستان سعودي، اخبار جعلي توليد ميشود که ادعا ميکند حوثيها به مکه و مدينه حمله ميکنند. با توجه به اين وضعيت، همانطور که مساوات درويشاوغلو رهبر حزب خوب گفته، اگر عنوان خادم الحرمين الشريفين امروز به اسرائيل داده شود، هيچ کس اعتراضي نخواهد کرد!
اگر اين پروژه محقق شود، مدل «اتحاد سني عليه ايران» که توسط رئيس اطلاعات داخلي اسرائيل، آمي آيالون، در سال 2012 توسعه داده شد، اجرا خواهد شد.
آمي آيالون در سال 2012 به چارلي رز، مجري تلويزيون آمريکايي، گفت: «ائتلاف سني به اين معني است که ترکيه، به همراه مصر، اردن و عربستان سعودي، درک ميکنند که درگيري واقعي با شيعيان به رهبري ايران است و همانطور که قبلاً گفتهام، آنها در حال تشکيل اين ائتلاف هستند. ما اين ائتلاف را براي مقابله با ايران، تشکيل داديم».
سرباز اسرائيل نخواهيم شد
در سال 2006، در جريان جشنهاي روز پيروزي در 30 آگوست در استانبول، چهار دانشجوي دانشگاه که بنري با نوشته «ما سربازان اسرائيل نخواهيم بود» را در دست داشتند، نزديک بود بدون محاکمه اعدام شوند، چرا که به اشتباه آنها را به عنوان اعضاي پ.ک.ک تصور کردند.
در آن زمان، نيروهاي ترکيه به لبنان اعزام ميشدند و هدف ناگفته آنها محافظت از اسرائيل در برابر حملاتي بود که از لبنان سرچشمه ميگرفت!
ژنرال حلمي اوزکوک، رئيس سابق ستاد کل نيروهاي مسلح ترکيه، از اين اقدام به عنوان پايبندي به ائتلافهاي منطقهاي ترکيه ياد کرد.
حالا سالها گذشته است و اکنون، ترکيه همان نقش را در توافقنامه اتحاد مکه بر عهده دارد. نقش محافظت از اسرائيل! امروزه، حمايت از عربستان سعودي توسط افکار عمومي ترکيه به عنوان حمايت از اسرائيل تلقي ميشود.
يادمان باشد جيمز متيس وزير دفاع آمريکا در آوريل 2017 گفته بود: «مي خواهيم يک اتحاد منطقهاي به سبک ناتو عليه ايران، متشکل از اسرائيل و کشورهاي خليج فارس تشکيل دهيم».
در فوريه 2021 ميلادي هم گزارش شد که اسرائيل در حال مذاکره با عربستان سعودي، امارات متحده عربي و بحرين براي ايجاد يک اتحاد دفاعي چهارگانه است. (I24News، Sputnik، 26 فوريه 2021)
همچنين ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن، در بيانيهاي به خبرگزاري آمريکايي CNBC، گفت: «من يکي از اولين کساني خواهم بود که از ناتوي خاورميانه حمايت ميکنم.» (دويچه وله، 3 ژوئيه 2022) سپس در 7 آگوست 2026، اتحاد مکه تاسيس شد. آمريکا اولين کشوري بود که به اتحاد تشکيل شده توسط ترکيه، عربستان سعودي و پاکستان تبريک گفت!
در حالي که اراده سياسي حاکم بر ترکيه سعي ميکند از مردم پنهان کند که اتحاد مکه براي محافظت از اسرائيل است، محافل حزب عدالت و توسعه در حال تضعيف برادري ترکيه و جمهوري آذربايجان هستند که با زحمت ايجاد شده است.
اسرائيل يکي از بزرگترين تامينکنندگان سلاح جمهوري آذربايجان است. در طول جنگ قره باغ کوهستاني در سال 2020، پهپادها و سامانههاي موشکي ساخت اسرائيل، مزيت قابل توجهي را براي ارتش جمهوري آذربايجان فراهم کردند.
بخش قابل توجهي از نيازهاي نفتي اسرائيل توسط آذربايجان تامين ميشود. نفت آذربايجان از طريق خط لوله باکو-تفليس-جيحان به بازار اسرائيل منتقل ميشود و پروژههاي انرژي مشترکي نيز در حال انجام است. ترکيه بايد شرايطي را که آذربايجان را مجبور به تکيه بر سلاحهاي اسرائيلي ميکند، از بين ببرد. ترکيه نبايد متحد نظامي اسرائيل در خاورميانه باشد.
اولويت اصلي، اسرائيل است!
در مقالهاي که در آگوست 2006 در روزنامه اينديپندنت منتشر شد، رابرت فيسک نوشت: «ما از محافظت از اسرائيل خسته شدهايم». نيروي گسترشيافته ناتو/يونيفيل قرار نيست از «صلح» محافظت کند، بلکه قرار است يک منطقه حائل براي محافظت از اسرائيل ايجاد کند.
نيرويي که به لبنان اعزام شده از اسرائيليها محافظت خواهد کرد! توجه کنيد که چگونه اعراب و ما اين را ميپذيريم؛ چقدر با افتخار اين ايده را ميپذيريم که امنيت و خوشبختي اسرائيل از امنيت مسلمانان ساکن درهمان منطقه مهمتر است! سربازان ما براي محافظت از اسرائيل به لبنان خواهند رفت!
در نوامبر 2007 ميلادي رئيس جمهور عبدالله گل، در سخنراني خود در ضيافت شامي که به افتخار شيمون پرز رئيس اسرائيل در کاخ چانکايا برگزار شد، اعلام کرد که امنيت اسرائيل و حق زندگي آن در مرزهاي شناخته شدهاش از اولويتهاي تغييرناپذير سياست خاورميانهاي ترکيه است!
در آن زمان، ما در مقالاتمان نوشتيم: «البته، ما نيز خواهان دستيابي به صلح در خاورميانه هستيم. اما اولويت اساسي ترکيه تضمين امنيت ترکيه و ملت ترکيه است. آيا وظيفه ترکيه است که در حالي که مرزهاي جنوب شرقي و ترکمنهاي کرکوک در معرض تهديد هستند، تلاشهاي فوقالعادهاي براي امنيت اسرائيل انجام دهد؟».
در آن زمان، اذعان رئيس جمهور مبني بر اينکه امنيت اسرائيل به اولويت اساسي سياست خارجي ترکيه تبديل شده، توسط روزنامه ملي گازته نيز مورد انتقاد قرار گرفت.
اين روزنامه در تيتر اصلي خود با عنوان «سخنان شما دروغ است، شما راه اشتباهي را در پيش گرفتهايد»، اعلام کرد: «دولت برآمده از حزب عدالت و توسعه، که به دنبال راهحلهايي براي مشکلات منطقهاي ترکيه در واشنگتن است، معتقد است تا زمانيکه اسرائيل را به عنوان شريک اصلي خود در نظر نگيرد، مورد اعتناي آمريکا قرار نخواهد گرفت.
براي سفر نخست وزير اردوغان به آمريکا در سال 2005 ميلادي هم، اين شرط را روي ميز گذاشتند: اول بايد با اسرائيل ديدار کنيد تا جورج بوش راضي شود با شما ديدار کند! نخست وزير تنها پس از انجام اين سفر، قرار ملاقاتي با بوش دريافت کرد».
همچنانکه ديديم هاکان فيدان وزير امور خارجه ترکيه ميگويد: «ائتلاف مکه براي حفاظت از امنيت، صلح و رفاه منطقهاي تاسيس شد و تاسيس آن بر اساس حس تعلق منطقهاي است».
سوال من اين است: آيا ترکيه در مورد عربستان سعودي احساس تعلق و مالکيت منطقهاي ميکند؟ يا به اين دليل که حوثيهاي يمن تهديد بيشتري براي اسرائيل هستند، اقدامات احتياطي انجام ميشود؟
حرف اصلي را نادر زکي، سخنگوي وزارت امور خارجه مصر زده که گفته بود، مصر، ترکيه، عربستان سعودي و پاکستان مواضع مشابهي در مورد بحرانهاي منطقهاي دارند و هماهنگي سياسي بايد در مواجهه با افزايش درگيريها و تنشها در خاورميانه تقويت شود.
امنيت درياي سرخ و تنگه باب المندب امتداد مستقيم امنيت ملي مصر است. دولت قاهره اهميت زيادي براي امنيت اين دو آبراه استراتژيک و حفاظت از آزادي دريانوردي در درياي سرخ قائل است. بين قاهره و تهران در مورد تحولات يمن اختلاف نظر وجود دارد.
به طور خلاصه، اتحاد سني موسوم به اتحاد مکه، پروژهاي است که توسط اطلاعات اسرائيل در سال 2012 برنامهريزي شده است. سخنان چند سال پيش آمي آيالون رئيس اطلاعات داخلي اسرائيل محقق شد و البته، فشارهاي آمريکا باعث شد که پاکستان هم عضو توافق مکه شود.
اگر بخواهيم از منظر منافع مصر به اين تابلو بنگريم، واقعيت اين است که مصر نميخواهد تنگه باب المندب از طريق حوثيها تحت کنترل ايران قرار گيرد. زيرا اگر اين اتفاق بيفتد، کانال سوئز اهميت خود را از دست ميدهد. بنابراين، مصر ممکن است دليل معتبري داشته باشد، اما ترکيه چه منفعتي در توافق مکه و محافظت از اسرائيل دارد؟
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.