تناقضات عجيب دولت باکو در جنگ با اعتقادات مردم جمهوري آذربايجان
در روزهاي اخير شاهد اعلام رسمي ممنوعيت حجاب براي دانشآموزان و معلمان محجبه در مدارس جمهوري آذربايجان بودهايم. رويدادي که با اعتراضات و بازتاب هاي گستردهاي همراه شده است. دولت جمهوري آذربايجان مدعي شده که اعلام ممنوعيت مذکور در راستاي اجراي قوانين سکولاريستي و تاکيد بر بيطرفي نظام آموزشي در اين کشور اجرايي شده است.
در اين راستا، گزارش هاي رسمي از حضور نيروهاي پليس جمهوري آذربايجان در مدارس شهرهاي مختلف اين کشور و ممانعت از حضور دانش آموزان و معلمان محجبه در کلاس هاي درس حکايت
دارد.
ويدئوهاي مختلفي نيز از درگيري دختران دانش آموزِ محجبه با نيروهاي پليس و گريه هاي آن ها به دليل ممانعت از حضورشان در کلاس درس، در فضاي مجازي و رسانه ها منتشر شده است. جالب اينکه مردم کشورهاي مختلف در منطقه نيز اعتراض خود را به اين سياست دولت جمهوري آذربايجان نشان داده اند. با اين همه، اين رويکرد دولت باکو، حداقل از 5 منظر، شکستي بزرگ را براي آن به ذهن متبادر مي کند.
اول اينکه بخش اعظم جامعه جمهوري آذربايجان را مسلمانان و به طور خاص شيعيان تشکيل مي دهند. از اين رو، حجاب بخش مهمي از اعتقادات ديني مردم جمهوري آذربايجان را تشکيل مي دهد. سياستِ دولت باکو در ممنوع سازي حجاب در مدارس اين کشور، در واقع جنگِ آن با اعتقادات بخش عظيمي از مردم جمهوري آذربايجان است. سياستي که بدون ترديد محکوم به شکست است مي تواند بسترهاي مناسبي را براي تشديد قطبيگرايي در جامعه جمهوري آذربايجان نيز فراهم
کند.
نکته دوم اينکه دولت جمهوري آذربايجان حتي ذره اي از تجربيات تاريخي در اين رابطه درس نگرفته است. در تاريخ، حکومتهايي بوده اند که با تقليد صِرف و ظاهري از غرب، به دنبال به اصطلاح مدرنيزاسيون کشورهاي خود بودهاند با اين حال، در نهايت، شکست و ناکامي خود را سرعت بخشيده اند. تقريبا اغلب تئوريسينهاي توسعه معتقدند تقليد ظاهري از غرب براي توسعهيافتگي، به هيچ عنوان درست و منطقي نيست و کشورهاي گوناگون براي رسيدن به توسعه، بايد الگوي متناسب با مقتضيات فرهنگي خود را تعريف و در دستورکار قرار دهند.
در واقع، بايستي متناسب با جهانِ فرهنگي خود، به توسعه برسند. اين همان چيزي است که دولت جمهوري آذربايجان نسبت به آن بيتفاوت است. از ياد نبريم که افرادي نظير رضا خان در ايران نيز زماني با تقليد ظاهري و سطحي از غرب به دنبال غربي کردن و مدرنيزاسيون ايران بودند با اين حال چيزي جز نفرت مردم کشورمان و در نهايت سقوط خود از کرسي قدرت، کسب نکردند. تاريخ بارها و بارها نشان داده حکومت هايي که با اعتقادات مردم خود سر جنگ دارند، سرنوشتي جز شکست و ناکامي شاهد نبودهاند. اين همان حقيقتي است که دولت باکو چشم بر آن بسته است. جالب اينکه الهام علياف رئيس جمهور آذربايجان در زمان جنگ با جمهوري ارمنستان، در شرايطي با همسر خود جلوي چشم انظار عمومي ظاهر مي شد که وي حجاب داشت. گويي در آن زمان که به کمک مردم کشورش نياز داشت، به حجاب توجه ويژه داشت و اکنون خود به مروج بيحجابي تبديل شده است!
نکته سوم اينکه اجبار دولتي ممکن است نتيجهاي معکوس داشته باشد. باورهاي ديني را نميتوان صرفا با بخشنامه و مقررات پوشش از جامعه حذف کرد. وقتي دولت درباره انتخابي مرتبط با اعتقادات شخصي از ابزار اجبار استفاده ميکند، ممکن است حساسيت عمومي را افزايش دهد و حجاب را به نماد اعتراض در برابر محدوديت تبديل کند. اعتراضهاي اخير دانشآموزان و خانوادهها در جمهوري آذربايجان نشان ميدهد که اين تصميم در بخشهاي قابل توجهي از جامعه اين کشور با مخالفت روبهرو شده است. ادامه چنين رويکردي ميتواند به جاي آرام کردن فضاي آموزشي، بياعتمادي و تنش را گسترش دهد.
نکته چهارم اينکه به نظر مي رسد دولت جمهوري آذربايجان با ممنوعسازي حجاب در مدارس اين کشور، نوعي فرار رو به جلو را نيز انجام مي دهد. يکي از تناقضهاي جدي ممنوعيت حجاب اين است که به جاي تمرکز بر کيفيت آموزشي، عدالت آموزشي و مشکلات واقعي مدارس، ظاهر دانشآموزان را به موضوعي براي برخورد اداري تبديل ميکند. دختري که با پوشش مذهبي خود وارد مدرسه ميشود، هيچ اختلالي در نظم کلاس ايجاد نميکند و حقوق ديگران را هم زير پا نميگذارد. پس چرا بايد او هزينه برداشتي سختگيرانه و مغرضانه از سکولاريسم را بپردازد؟
اگر هدف دولت تربيت نسلي باسواد، مسووليتپذير و برخوردار از مهارتهاي علمي است، محروم کردن دانشآموزان از کلاس به دليل پوشش مذهبي، اقدامي است که با همين هدف در تعارض قرار ميگيرد. بهتر نيست دولت، زيرساخت هاي آموزشي و کيفيت آموزش در جمهوري آذربايجان را بهبود بخشد؟ آيا واقعا مشکل اصلي نظام آموزشي جمهوري آذربايجان، دانشآموزان و معلمان محجبه هستند؟ افرادي که با حجاب خود در واقع يک ويژگي مثبت اخلاقي را ترويج مي کنند.
و در نهايت نکته پنجم اينکه ممنوع سازي حجاب در مدارس جمهوري آذربايجان را بايستي در چهارچوب کلانتر مجموعه اي ديگر از اقدامات دولت باکو در ماها و سالهاي اخير ديد. به طور خاص، نزديکي جمهوري آذربايجان به رژيم اشغالگر قدس و افزايش حضور صهيونيستها در جمهوري آذربايجان، اين گزاره را تا حد زيادي به ذهن متبادر مي کند که ممنوعيت حجاب در مدارس اين کشور، صرفا بخشي از يک پروژه بزرگتر است که دولت باکو آن را با همراهي و مهندسي بازيگراني نظير آمريکا و رژيم اشغالگر قدس دنبال مي کند و از اين رهگذر، جنگ با اعتقادات مردم با هدف زمينهسازي براي توسعه حضور و نفوذ رژيم صهيونيستي و کشورهاي غربي در جمهوري آذربايجان و تضعيف غيرت و حساسيت ديني مردم اين کشور صورت مي گيرد. موضوعي که خود حساسيت هاي زيادي را در جمهوري آذربايجان برانگيخته است. اين مساله زماني جديتر مي شود که بدانيم برخي منابع ميگويند هيچ بعيد نيست دولت باکو در آينده اي نزديک، فعاليت مساجد در اين کشور را هم به کل ممنوع کند.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.