ابراهيم کالن، رئيس سازمان اطلاعات ترکيه، در سفر اخير خود به دمشق، راهي آرامگاه ابو نصر فارابي شد. انتشار فيلم و تصاوير اين ديدار، بازتابي گسترده در فضاي مجازي و رسانههاي عربي و ترکي داشت.
به گزارش عصرايران؛ اين بازديد در وهله نخست نمايشگر تأثير ژرفي است که اين فيلسوف برجسته بر انديشه کالن داشته است؛ تا جايي که به گفته خود او مطالعه کتاب «مدينه فاضله» فارابي، مسير زندگياش را دگرگون ساخته و دروازه سياست را به رويش گشوده است و روي آوردنش به موسيقي هم متاثر از ايشان است.
از اين رو، پيداست که رفتن کالن به سر مزار فارابي غالبا با انگيزه و مقصود شخصي و به علت تعلق خاطر شديد او به اين فيلسوف مسلمان است؛ اما اين بازديد معنا و مفهومي فراتر از پيوند فکري اين سياستمدار ترک با فارابي پيدا کرده است.
فارابي در فلسفه، منطق، جامعهشناسي، طب، رياضيات و موسيقي تبحر داشت و معلم ثاني (پس از ارسطو) لقب گرفته است. با اين حال، براي بسياري به ويژه نسل جديد در منطقه و جهان، چهرهاي ناشناخته است. حتي شايد کمتر کسي در ايران بداند که آرامگاه اين دانشمند بزرگ در دمشق است.
بنابرين نخستين پرسشي که با ديدن تصوير رئيس اطلاعات ترکيه بر سر مزار فارابي در فضاي مجازي شکل گرفت، اين بود که «فارابي که بود؟»
در چنين موقعيتي و در عصر برجستگي هويتهاي قومي و نژادي که جهان در آن شاهد جدالي آشکار براي «تصاحب» چهرههاي تاريخي است، معمولا روايتهايي در رسانهها برجسته ميگردند و به مخاطب عرضه ميشوند که گاه با واقعيت تاريخي فاصله دارند. اينجا هم در بازخواني هويت و اصالت فارابي، روايتي غالب شد که در آن، خبري از تعلق او به حوزه تمدني ايران بزرگ و تبار ساماني او نبود.
ابراهيم کالن، رئيس سازمان اطلاعات ترکيه، در آرامگاه ابو نصر فارابي
درست است که در روزگار فارابي، انگارههاي ناسيوناليستي و قوميتي وجود نداشت و چنين شخصيتهايي فراتر از هويتهاي قومي و مذهبي به بشريت تعلق دارند؛ اما اکنون که ميراث تاريخي و تمدني در معرض دستبرد و تصاحب قرار گرفته و دانشمندان و شاعران، گاه دور از خاستگاه فرهنگي خود، با مليتهاي ديگري معرفي و ثبت جهاني ميشوند، اين مسئله همچنان در ايران مغفول مانده و مورد بيمهري است.
در حالي که ايران نزديکترين روابط را با سوريهِ اسد داشت، فکر نميکنم که مقامي ايراني در طول چند دهه گذشته در سفر به دمشق، به ديدن آرامگاه فارابي رفته باشد تا با انتشار تصويري از آن، روايت تعلق اين چهره بزرگ به حوزه تمدني ايران را به جهان يادآوري کند.
ابونصر محمد فارابي (870 - 951 ميلادي)، که در غرب لاتين با نام آلفارابيوس شناخته ميشد، فيلسوف و نظريهپرداز موسيقي با مليت ايراني، در دوره اسلامي بود. او به عنوان پدر نئوافلاطوني اسلامي و بنيانگذار فلسفه سياسي اسلامي شناخته شده است.
حوزههاي مورد علاقه فلسفي فارابي شامل فلسفه جامعه و دين، فلسفه زبان و منطق، روانشناسي و معرفت شناسي، متافيزيک، فلسفه سياسي و اخلاق بود. او در هر دو زمينه عملي و نظري موسيقي تخصص داشت و اگرچه بهطور ذاتي دانشمند نبود، آثارش شامل مباحثي در نجوم، رياضيات، کيهانشناسي و فيزيک است.
فارابي به عنوان اولين مسلماني شناخته ميشود که فلسفه را به عنوان يک سيستم منسجم در جهان اسلام ارائه کرد و سيستم فلسفي خود را توسعه داد که فراتر از علايق مدرسي پيشينيان نئوافلاطوني يوناني-رومي و ارسطويي سرياني او بود. او نه تنها يک پيشگام در فلسفه اسلامي بود، بلکه بعدها نويسندگان او را «معلم ثاني» ناميدند، در حالي که ارسطو به عنوان «معلم اول» شناخته ميشد.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.