اگر قرار باشد از کارنامه آموزشوپرورش فقط يک عدد را به ياد بسپاريم، شايد «33/10» کافي باشد؛ ميانگين ساده نمرات چهار رشته نظري در سال 1402. اما پشت اين عدد، مسئلهاي بزرگتر قرار دارد: کيفيت يادگيري نسلي که قرار است آينده کشور را بسازد.
به گزارش تابناک، درست است که افت نمرات را نميتوان به يک دولت يا يک وزير نسبت داد، اما نميتوان از کنار آن هم گذشت. آموزشوپرورش در سالهاي اخير با انباشت مشکلات مواجه بوده و امروز، بيش از هميشه، به مديريتي مدرن، دادهمحور و آيندهنگر نياز دارد؛ بهويژه در شرايطي که جنگ، بحران، فناوري و هوش مصنوعي شکل زندگي و آموزش را تغيير دادهاند.
نمرههايي که بايد جدي گرفته شوند
آمارهاي رسمي امتحانات نهايي نشان ميدهد در سال 1400 ميانگين نمرات چهار رشته نظري، شامل تجربي، رياضي و فيزيک، انساني و معارف، بهترتيب 18/13، 35/12، 42/10، 04/12 بوده است. ميانگين ساده اين چهار عدد 50/12 ميشود.
در سال 1402، همين ارقام به 23/11، 79/10، 75/8 و 56/10 رسيد؛ يعني ميانگين ساده آنها 33/10 بود. اين کاهش حدود 17/2 نمرهاي، زنگ خطري است که نميتوان صرفاً با تغييرات آماري از کنار آن عبور کرد.
در سال 1404 نيز ميانگين اعلامشده براي پايههاي دهم، يازدهم و دوازدهم بهترتيب 12/11، 36/10 و 60/10 بوده است؛ ميانگين ساده اين سه عدد 69/10 ميشود. البته اين شاخص از نظر روش محاسبه با ارقام چهاررشتهاي سالهاي قبل يکسان نيست و مقايسه مستقيم آنها علمي نيست.
بنابراين، اين گزارش نميخواهد بگويد «کدام دولت معدل بهتري داشته است». مسئله مهمتر اين است که روند کيفيت يادگيري دانشآموزان به کدام سو ميرود؟
افت نمره؛ واقعيتي مهم
افت آموزشي امروز حاصل يک دوره چهار يا هشتساله نيست. آموزشوپرورش سالهاست با مشکلاتي مانند کمبود منابع، نابرابري آموزشي، مشکلات معيشتي معلمان، فرسودگي مدارس، تفاوت شديد کيفيت مدارس، آثار کرونا و تغييرات مکرر سياستهاي آموزشي دستوپنجه نرم ميکند. دولتهاي مختلف نيز هرکدام بخشي از اين ميراث را تحويل گرفتهاند و بخشي از آن را به دولت بعد سپردهاند.
اما اين واقعيت، مسئوليت دولت فعلي را کم نميکند. هر دولتي که اداره کشور را بر عهده ميگيرد، بايد براي مشکلاتي که از گذشته به ارث رسيده، راهحل تازه ارائه کند؛ نه اينکه صرفاً آنها را به دولت بعد منتقل کند.
آموزشوپرورش و خطر مديريت روزمره
يکي از مشکلات اساسي آموزشوپرورش اين است که آثار تصميمهاي درست يا غلط آن معمولاً فوري ديده نميشود. ممکن است ضعف يک سياست آموزشي امروز چندان به چشم نيايد، اما پنج يا ده سال بعد خود را در دانشگاه، بازار کار، بهرهوري اقتصادي و حتي سرمايه اجتماعي نشان دهد.
به همين دليل، آموزشوپرورش را نميتوان مانند يک دستگاه اجرايي روزمره اداره کرد. مديريت آموزشي امروز بايد با داده، فناوري، هوش مصنوعي، تحليل مستمر عملکرد دانشآموزان، آموزش ترکيبي، سناريونويسي براي بحران و ارزيابي واقعي يادگيري پيوند بخورد. اين همان جايي است که انتظار از دولت پزشکيان جديتر ميشود که البته در سطح وزارتخانه، انگيزه و علاقه اي براي کار موثر براي جبران کارستي ها ديده نمي شود.
تلنگري به وزير آموزشوپرورش
آقاي وزير آموزشوپرورش حتما مي دانند که ؛ مسئله آموزشوپرورش آنقدر بزرگ است که نبايد درگير حاشيهها و مسائل فرعي شود. دانشآموز امروز با دانشآموز بيست سال پيش تفاوت دارد. تلفن هوشمند، شبکههاي اجتماعي، هوش مصنوعي و دسترسي تقريباً نامحدود به اطلاعات، تعريف «کلاس درس» را تغيير دادهاند. در چنين شرايطي نميتوان با همان الگوهاي قديمي انتظار نتيجهاي جديد داشت.
وزارت آموزشوپرورش نيازمند تدابير بهروزتر، چابکتر و مدرنتر است؛ از نحوه آموزش و ارزشيابي گرفته تا مديريت معلم، محتواي درسي و استفاده از فناوري. تمرکز بايد روي سؤالهاي اصلي باشد: چرا دانشآموز ياد نميگيرد؟ چرا شکاف ميان مدارس و مناطق بيشتر ميشود؟ چگونه ميتوان معلم را توانمند کرد؟ و اگر فردا بحراني جدي رخ داد، چگونه آموزش ميليونها دانشآموز بدون وقفه ادامه پيدا کند؟
جنگ؛ آزموني براي تابآوري نظام آموزشي
شرايط جنگي و بحرانهاي امنيتي، ضرورت اين بازنگري را بيشتر کرده است. آموزشوپرورش بايد از قبل براي تعطيلي مدارس، جابهجايي دانشآموزان، اختلال اينترنت و برق، آسيب به زيرساختها، تداوم امتحانات، آموزش از راه دور و سلامت روان دانشآموزان سناريو داشته باشد. اين موضوع را نبايد به زمان وقوع بحران موکول کرد. تابآوري آموزشي يعني قبل از بحران تصميم گرفته باشيم، نه بعد از بحران. اگر برنامههاي اضطراري آموزشوپرورش به اندازه کافي بهروز و عملياتي نباشند، هزينه آن مستقيماً متوجه دانشآموزان خواهد شد؛ نسلي که نبايد قرباني ضعف برنامهريزي شود.
ايران در مقايسه با همسايگان
در مقايسه بينالمللي نيز تصوير نه کاملاً سياه است و نه اميدوارکننده. طبيعتا انتظار از کشوري که قرار بود در سال گذشته قدرت اول علمي منطقه باشد بسيار بيشتر از اينهاست.
ايران در آزمونهاي TIMSS عملکردي بهتر از برخي کشورهاي منطقه مانند اردن داشته، اما در مقايسه با کشورهايي مانند ترکيه و قزاقستان عقبتر قرار گرفته است. در PISA نيز ترکيه در سال 2022 توانست در رياضي، خواندن و علوم عملکردي بالاتر از برخي کشورهاي منطقه داشته باشد.
اين مقايسه يک پيام روشن دارد: کشورهاي منطقه نيز با مشکلات آموزشي مواجهاند، اما برخي از آنها توانستهاند نظام سنجش، برنامهريزي و کيفيت آموزشي خود را بهتر با تحولات جديد تطبيق دهند.
حواس همه بايد جمع باشد
افت نمرات دانشآموزان يک دعواي جناحي نيست. اين مسئله مربوط به آينده ايران است. ممکن است آثار ضعف امروز، فردا در آمار ديگري ظاهر شود؛ در دانشجوي ضعيفتر، نيروي کار کممهارتتر، شکاف طبقاتي بيشتر يا نسلي که فرصتهاي آموزشي کمتري در اختيار داشته است.
بنابراين خطاب اين هشدار فقط به وزير فعلي نيست؛ همه دولتها، مجلس، مديران آموزشوپرورش و تصميمگيران بايد آن را جدي بگيرند. نمره امروز شايد فقط يک عدد باشد؛ اما اگر آن را جدي نگيريم، تبعاتش فردا ديگر فقط يک عدد نخواهد بود.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.