اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

مروري بر زندگي و زمانه شهيد آيت‌الله شيخ فضل‌الله نوري

- بخش اول

مروري بر زندگي و زمانه شهيد آيت‌الله شيخ فضل‌الله نوري

مروري بر زندگي و زمانه شهيد آيت‌الله شيخ فضل‌الله نوري

تولد

شهيد آيت‌الله شيخ فضل‌الله نوري در روز دوم ذيحجه سال 1259 [يکشنبه 3 دي 1222 شمسي]- در روستاي لاشک از توابع کجور مازندران به دنيا آمد.[1] و در بلده مرکز بخش فعلي نور نشو و نما يافت. «پدر شيخ، ملاعباس کجوري از افراد مورد اعتماد و وثوق مردم منطقه و از روحانيون اصيل آن ديار بود که علامه عبدالحسين اميني در «شهداء الفضيله» و شيخ آقا بزرگ تهراني در «الذريعه» وي را از افاضل علماي دين و پيشوايان مورد اعتماد و وثوق مردمان در منطقه‌ي نور مازندران مي‌شمردند.»[2]

جد مادري شيخ، ميرزا محمد تقي نوري مازندراني از مجتهدين و مشاهير عهد فتحعلي شاه قاجار است و دايي و پدر زن شيخ نيز علامه آيت‌الله حاج شيخ حسين نوري معروف به «محدث نوري» است که او نيز از بزرگان عهد خود و مشاور و مباشر خاص مرحوم ميرزاي شيرازي و استاد شيخ «آقا بزرگ تهراني» و «محدث قمي» بوده است.[3]

 

تحصيلات

شيخ فضل‌الله تحصيلات ابتدايى را در زادگاه خويش زير نظر مرحوم ملااسماعيل معروف به ملاشيخي - عالم منطقه لاشک- گذراند. سپس به بلده رفت که در آن روزگار داراي حوزه علمي داير و پر رونقي بود و در بين قرا و قصبات منطقه نور جلوه‌اي بارز داشت. پدرش، ملاعباس آن زمان مقيم تهران بود و در يکي از مساجد سنگلج نماز مي‌گذارد. شيخ به زودي از بلده بار بست و به تهران رفت و در دامن پدر، که فقيهي زبر دست بود، به تکميل آموزش‌هاي ديني پرداخت. استاد ديگر شيخ در تهران، آيت‌الله شيخ حسين فاضل لنکراني (نياي حاج شيخ حسين لنکراني معروف) بود.[4]

شيخ در تهران، به مراتب عالي علمي دست يافت. دانش بلند وي در اين زمان را مي‌توان از آثار علمي که در همين ايام نگاشت، فهميد. آيت‌الله شيخ فضل‌الله نورى با هوش و استعدادى که داشت، در سال‌هاى اقامت در تهران (در 21-20 سالگي)، رساله‌اى را با نام دُرَرالتنظيم به شعر سرود و در آن مسايل فقهى را به صورت نظم در آورد. [5]

اقامت شيخ در پايتخت ديري نپاييد و در همان عنفوان جواني، به سنت آن روزگار بار سفر بست و به عزم نيل به قله دانش عازم عتبات عاليات شد و در نجف اشرف از محضر درس فقيهان بزرگ و دل آگاه عصر: سيدمهدي قزويني غروي حلاوي، آخوند ملافتحعلي سلطان آبادي، شيخ راضي، شيخ مهدي آل کاشف‌الغطاء، ميرزا حبيب‌الله رشتي و سيد محمدحسن ميرزاي شيرازي خوشه‌ها چيد[6]

عشق و علاقه‌ى شيخ فضل‌الله به استاد خود تا جايى بود که وقتى آيت‌الله ميرزاى شيرازى از نجف به شهر سامرا رفت و در آن‌جا اقامت دايم گزيد، شيخ فضل‌الله نتوانست دورى ايشان را تحمل کند و در اولين فرصت، او نيز راهى سامرا شد تا از حوزه‌ى درس استاد کسب فيض نمايد.

شيخ‌ در کنار تحصيل‌ به‌ تدريس‌  نيز پرداخت،‌ پايه‌‌ي علمي‌ وي را تا حدي‌ بالا دانسته‌اند که‌ گفته‌اند، اگر در عتبات‌ مي‌ماند پس‌ از ميرزاي‌ شيرازي‌ احتمال‌ مرجعيت‌ او زياد بود.[7]

 

بازگشت به تهران

شيخ فضل‌الله پس از حدود 20 سال اقامت در عتبات، در محرم 1303ق (1264 ش) با کوله‌باري گران از دانش و تقوا، به فرمان ميرزاي شيرازي، از سامرا به تهران بازگشت.[8]

به گفته احتشام السلطنه: «شيخ فضل الله نورى مجتهد، پس از تکميل تحصيلات خود در نجف اشرف و نيل به مقام اجتهاد در سال 1288 هـ. ق[9] به تهران بازگشت، و با دختر آخوند ملاحسين نوري مجتهد معروف و رئيس روحاني عصر خود ازدواج کرد. [شيخ شهيد] قريب چهل سال[10] در تهران رياست و مرجعيت داشت. ترافع دعاوى عموم به محضرش ارجاع مى‌شد و مجلس درسش ممتاز بود.»[11]

شيخ در اين زمان به خاطر وسعت معلومات و ديدگاه‌هاى علمى به تدريج از روحانيون ديگر معروف‌تر گشت  تا آن‌جا که در فقه، اصول، حديث و علم رجال کسى به پاى او نمى‌رسيد و بالاترين مقام روحانيت را حائز گرديد.[12] در مسايل شرعى، به شيخ فضل‌الله رجوع مى‌شد[13] و او به اندازه‌اى در علوم دينى مهارت داشت که حتى مخالفان سرسخت او هم نتوانستند منکر مقام علمى ايشان شوند، به طورى که يکى از مخالفانش او را مجتهدى مشهور و با شکوه در تهران مى‌شمارد[14] و مخالف ديگرش، در کتاب خود، او را کسى مى‌داند که در علوم دينى بر همه برترى دارد و از نظر هوش، استعداد و قدرت بيان، کسى مانند او پيدا نمى‌شود.[15] ميرزاي شيرازي مراجعه‌کنندگان از ايران را به او ارجاع مي‌داد و مي‌گفت: «مگر حاج شيخ فضل‌الله در تهران نيست که به من مراجعه مي‌کنيد» و «ميان من و شيخ فضل‌الله ضديتي نيست ايشان خود من و نفس من است.»[16] مجلس درس شيخ در تهران داراي اعتبار و اهميت فوق‌العاده بود و بسياري از روحانيان به شرکت در درس او مباهات داشتند.[17] 

 

شاگردان

در درس آيت‌الله حاج شيخ فضل‌الله نوري علماي نامداري تلمذ کرده‌اند که مي‌توان به آيات عظام و حجج‌اسلام؛ حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي، حاج آقا حسين طباطبايي قمي، حاج ميرزا ابوتراب شهيدي قزويني، حاج شيخ روح‌الله قزويني (دانايي)، مير سيد حسين قمي، مير سيد علي شوشتري جزائري، مير سيد حسن شوشتري جزائري، حاج شيخ محمد حسن عبادي طالقاني، آشيخ محمد بوذري طالقاني، حاج آقا نورالدين عراقي، حاج ميرزا مهدي آشتياني، ملا علي مدرس (پدر اعظام الوزاره)، حاج ميرزا ابوالقاسم قمي (برادر بزرگ حاج آقا حسين طباطبايي قمي)، شيخ باقر معزي تهراني، آقا محمد کبير قمي، سيد محمود مرعشي (پدر آيت‌الله العظمى سيد شهاب‌الدين مرعشى) آقا سيد اسماعيل مرعشي «شريف الاسلام» (عموي آيت‌الله مرعشي)، شيخ حسن تهراني، شيخ غلامحسين نوري، شيخ عيسي لواساني، شيخ باقر نجم‌آبادي، آخوند ملا عليرضا، شيخ علي چيذري، ميرزا محمدعليخان اراکي، شيخ محمدسلطان تهراني، ميرزا جمال‌الدين کرماني، ميرزا هاشم کرماني، حاج شيخ ميرزا جعفر تبريزي، شيخ محمد تربتي، ميرزا زين‌العابدين پيشوايي (فرزند حاج آقا جواد قمي)، سيد حسين حائري فرزند سيد رضا معروف به کتابفروش، ملا علي يوشي مازندراني، شيخ محمد قاضي کياي طالقاني، آشيخ علي سولقاني، حاج شيخ مهدي مازندراني، شيخ حسن کربلايي اصفهاني (صاحب کتاب تاريخ دخانيه)، آقا ميرزا محمدحسن اصفهاني، حاج شيخ محمود مفيد اصفهاني، علامه محمد قزويني، سيد حسن صاحب الزماني، شيخ مرتضي زاهد حمام گلشني، شيخ محمد رضايزدي، شيخ ابراهيم نوري، سيد علي موسوي دزفولي، سيد محمدعلي شوشتري، حاج ميرزا عبدالله سبوحي (واعظ مشهور تهراني)، حاج آقا جمال‌الدين آل‌آقا، شيخ علي بابا مازندراني، حاجي ميرزا خليل طالقاني، حاجي عماد الواعظين مشهور به ابن طباخ و ... اشاره کرد.[18]

 

آثار و نوشته‌ها

شيخ فضل‌الله علاوه بر تدريس علوم دينى و ارشاد مردم در زمينه‌هاى مختلف و پرورش شاگردان نامدار، کتاب‌ها و نوشته‌هاى با ارزشى از خود به يادگار گذاشته است. تعدادى از کتاب‌ها و نوشته‌هاى او عبارتند از:

1ـ رساله‌ى منظوم الدررالتنظيم.

2ـ صحيفه‌ى قائميه شامل دعاهايى از امام دوازدهم (عج).

3ـ رساله‌ى سؤال و پاسخ حاوى 236 پرسش از ميرزاى شيرازى.

4ـ رساله‌ى عمليه شامل 60 پرسش و پاسخ از ميرزاى شيرازى.

5ـ تذکره الغافل و ارشاد الجاهل که آن را در رد انقلاب مشروطه نوشت.

6ـ شرح مقاصد که حاوى مقاله‌ها و نامه‌هاى شيخ فضل‌الله مى‌باشد.

7ـ رساله‌ى تحريم مشروطيت؛ شيخ فضل‌الله در اين رساله، علت موافقت اوليه و مخالفت ثانويه‌ى خود را با مشروطه بيان مى‌دارد.

8ـ بياض که شامل دعاها و يادداشت‌هاى شخصى شيخ فضل‌الله مى‌باشد.

9ـ ديوان اشعار، کتاب‌ها و نوشته‌هاى ديگر که تعدادشان کم نيست.[19]

 

نقش شيخ فضل‌الله در ماجراي تحريم تنباکو

 

روز پنج‌شنبه مورخ 28 رجب 1307 مطابق با 20 مارس 1890[20] (اسفند 1268ش) امتياز تجارت توتون و تنباکو به مدت پنجاه سال به ماژور جرالد تالبوت يکى از اتباع دولت انگليس اعطا گرديد. اين امتياز- که به امضاي شاه و سرهنري ولف رسيد- داراي پانزده فصل بود که حکايت از اختيارات تام تالبوت در امور دخانيات ايران و بي‌اعتنائي به منافع ملت ايران داشت.  با انتشار اين خبر، مردم به رهبري علماء به مخالفت پرداختند.

به گفته احتشام السلطنه: «در آن وقايع شيخ فضل‌الله نوري در طهران رياست داشت و در صف پيشوايان روحاني، مشوق و محرک مردم در مخالفت با امتيازنامه رژي[21] بود.»[22]

هر چند در تهران ميرزا حسن آشتياني را محور مبارزات و مخالفت‌ها مي‌خوانند، اما بنا بر شواهد موجود اين شيخ فضل‌الله نوري  بود که ««با ارتباط نزديکى که با ميرزاى شيرازى داشت، حکم تحريم تنباکو را از سامرا گرفت و به يک‌باره قرارداد رژى و عوامل آن را شکست داد.»[23] 

شيخ به لحاظ ارتباط ويژه با ميرزاي شيرازي موفق به کسب حکم تحريم تنباکو از ميرزا مي‌گردد و آن را ابلاغ عام مي‌کند؛ «پس از انتشار حکم تحريم، بازار بسته و تعطيل گرديد، قهوه‌خانه‌ها بسته و قليان‌هاي خود را در معابر عمومي شکستند، در تمام ولايات قيام عمومي شروع گرديد.... کمپاني با مشاهده‌ي اين جريان توسط قوام‌الدوله وزير امور خارجه شکايت به ناصرالدين شاه نمود و شاه عبدالله خان والي را خدمت ميرزاي آشتياني فرستاد که بايد در ملأعام قليان بکشيد و يا از ايران خارج شويد و ميرزاي آشتياني شق دوم را قبول کرد و حاضر براي حرکت گرديد... هيجان زياد شد مردم دورخانه‌ي ميرزاي آشتياني وارد شدند و... اول کسي که از علماء در آن روز به‌ منزل  ميرزاي آشتياني وارد شد و هم صدا با ايشان گرديد، آقاي حاج شيخ فضل‌الله مجتهد نوري بود.»[24]

از ديگر فعاليت‌هاى شيخ، تلاش در جهت رد اتهام دربار، مبنى بر جعلى بودن نامه‌ى ميرزاى شيرازى بود. بعد از انتشار خبر صدور حکم تحريم تنباکو در ايران، دربار و بيگانگان مى‌کوشيدند وانمود کنند اين نامه جعلى است و حقيقتى ندارد. به همين دليل يکى از درباريان قاجار در اين باره گفت: «اين ‌که مى‌گويند ميرزاى شيرازى فتوا صادر کرده و در اين باره به علماى تهران و ساير شهرهاى ايران تلگراف فرستاده است، حقيقت ندارد. اگر حقيقت دارد، پس اين تلگراف کجا و نزد چه کسى است؟!» شيخ فضل‌الله نورى پس از آن که اين سخن فرمانرواى عضو دربار قاجار را شنيد، اعلام کرد:  «تلگراف ميرزاى شيرازى نزد من است و ايشان از سامرا آن را براى من فرستاده‌اند.» با اين سخن شيخ فضل‌الله نورى، توطئه‌ى مأموران انگليسى و درباريان قاجار شکست خورد و آن‌ها نتوانستند فتواى ميرزاى شيرازى را جعلى وانمود کنند.[25]

 

حضور شيخ فضل‌الله نوري در نهضت مشروطه

 

با پيروزي موفقيت‌آميز ماجراي تحريم تنباکو يک حرکت اصلاح‌طلبانه با محوريت روحانيت آغاز شد و اين پديده‌ي نوظهور به تجربه‌ي عرصه‌هاي جديد مبادرت کرد. در محرم سال 1323 ق/ 1283 ش سخنرانان در مجالس مذهبى به انتقاد از دولت پرداختند. در همين زمان عکسى از «مسيو نوژ» بلژيکى که در اداره گمرک ايران کار مى‌کرد با لباس روحانى پخش شد. عالمان و مردم مذهبى اين عکس را توهين به جامعه روحانيت دانستند و همين موضوع موجب تظاهراتى در بازار شد. اين وضع در تهران با رويدادهاى ساير شهرها از جمله خشم مردم کرمان به جهت برخورد ناشايست حاکمان کرمان با رهبران روحانى آنجا و نيز نارضايتى مردم خراسان، قزوين و سبزوار از حاکمان محلّى سبب نارضايتى عمومى در کشور گرديد. در تهران، آيت‌الله سيد محمد طباطبايى و آيت‌الله سيد عبدالله بهبهانى به معترضين پيوستند و تظاهراتى صورت گرفت که مورد هجوم نيروهاى دولتى قرار گرفت. رهبران روحانى نيز به همراه مردم به حرم حضرت عبدالعظيم(عليه‌السلام) عزيمت نموده و در آن‌جا متحصن شدند.[26] و خواسته‌هاى خود را که مهم‌ترين آنها اجراى قوانين اسلامى و ايجاد عدالتخانه بود به اطلاع شاه رساندند. با اعلام موافقت با خواسته‌هاى مهاجران، روحانيان و مردم به شهر بازگشتند امّا عين‌الدوله که قدرت را در خطر مي‌ديد با خواسته‌هاى آنها مخالفت کرد و به زندان و تبعيد عدالت‌طلبان پرداخت. مردم نيز مبارزات خود را تشديد کردند و به رهبرى روحانيون دست به راه پيمايى و تظاهرات زدند. در اين جريان يکى از طلاب به نام سيد عبدالحميد به شهادت رسيد. مردم جسد شهيد را برداشته، در شهر به راهپيمايى پرداختند.[27]

واقعه‌اي‌ مهم‌ که‌ در اين‌ روز به‌ وجود آمد، شرکت‌ اعلم‌‌العلماي‌ تهران‌، حاج‌ شيخ‌فضل‌الله‌ نوري‌ در اين ‌تظاهرات‌ بود. مسجد از جمعيت‌ موج‌ مي‌زد و در اطراف‌ جنازه‌ سينه‌ مي‌زدند و شعار مي‌دادند. علما تصميم‌ گرفتند تا برپايي‌ عدالتخانه،‌ در مسجد تحصن‌ کنند. [28]

پي‌نوشت‌ها:

[1] . اکثر منابع، محل تولد شيخ فضل‌الله را روستاى لاشک مى‌دانند، اما آقاى ترکمان معتقد است که ايشان در تهران متولد شدند. نک: محمدترکمان، رسائل، اعلاميه‌ها، مکتوبات... و روزنامه‌ى شيخ فضل‌الله نورى، ج 1، مؤسسه‌ى خدمات فرهنگى رسا، تهران 1362، ص 9.

[2]. ابوالحسني (منذر)، علي، پايداري، تا پاي دار، مؤسسه‌ي تحقيقاتي و انتشاراتي نور، دفتر اول،  1368، ص 143.

[3]. رک، همان، ص 144ـ147.

[4] . ابوالحسني (منذر)، علي، انديشه سبز، زندگي سرخ، تهران، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، 1385، ص 31.

[5] همان، ص 32.

[6] . همان.

[7] . حسينيان، روح‌الله، چهارده قرن تلاش شيعه براي ماندن و توسعه، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامي، 1391، ص 476.

[8] . طبق نوشته شيخ در حاشيه کتاب «مهج الدعوات»، مقدار توقف ايشان به سامرا، 12 سال -تاريخ خروج ايشان از آن شهر، 15 محرم 1303ق- و زمان وردشان به تهران نيز در 24 صفر همان سال رخ داده است. (ر.ک. انديشه سبز، زندگي سرخ، پيشين، ص 74).

[9] . با توجه به آنچه آمد به نظر مي‌رسد اين تاريخ در مورد بازگشت شيخ به تهران اشتباه باشد.

[10] . اگر تاريخ ورود شيخ به تهران را 1303 ق بدانيم و تاريخ شهادت وي را 1327 ق. شيخ جمعاً در اين مدت 24 سال در تهران بودند.

[11] . خاطرات احتشام السلطنه، به کوشش سيد محمدمهدي موسوي، انتشارات زوار، چاپ دوم، 1367، ص 20.

[12] .مهدى ملک زاده، تاريخ مشروطيت، جلدهاى 7 و 8، علمى، تهران 1358، ص  1257.

[13] . مخبرالسلطنه هدايت، گزارش ايران قاجاريه و مشروطيت، به اهتمام محمدعلى صوتى، نشر نقره، تهران 1363، ص 170.

[14] . کسروى، احمد، تاريخ مشروطه ايران، تهران، انتشارات امير کبير، 1344، ص 31.

[15] . مهدى ملک‌زاده، پيشين.

[16] . انصاري، مهدي، شيخ فضل‌الله نوري و مشروطيت (رويارويي دو انديشه)، تهران، انتشارات اميرکبير، 1376، ص  35.

[17] . همان.

[18] . انديشه سبز، زندگي سرخ، پيشين، ص 79-80.

[19] . براى آشنايي بيشتر با آثار و نوشته‌هاي شيخ فضل‌الله نوري. ر.ک، شيخ فضل‌الله نوري و مشروطيت، پيشين، ص 37- 40.

[20] . تيموري، ابراهيم، تحريم تنباکو، تهران، شرکت سهامي کتابهاي جيبي، 1358، ص 32.

[21] . منظور کمپاني رژي است که به موجب قرارداد خريد و فروش کل محصول توتون و تنباکوي ايران را به مدت پنجاه سال منحصراً در دست مي‌گرفت.

[22] . خاطرات احتشام‌السلطنه، پيشين، ص 573.

[23] . ر.ک. انصاري مهدي، پيشين، ص 46.

[24] . اعظام قدسي، حسن،  کتاب خاطرات من يا روشن شدن تاريخ 100 ساله، ج 1، چاپخانه حيدري، 1342، ص 40ـ41.

[25] . ر.ک. آقايي، عباس، ستاره‌اي بر دار، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامي، 1383، ص 25.

[26] . در شانزدهم شوال 1324ق جمعي از علماي تهران همچون: بهبهاني با خاندان خويش، طباطبايي با خاندان خويش، شيخ مرتضي آشتياني، صدرالعلماء، سيد جلال افجه‌اي، ميرزا مصطفي آشتياني، شيخ محمدصادق کاشاني، شيخ محمدرضا قمي‌ و تعدادي ديگر از علماء و آزاديخواهان اقدام به نخستين تحصن در حضرت عبدالعظيم نمودند. رک : حسن تقي‌زاده، «تاريخ انقلاب ايران»، مجله‌ي يغما، سال 14، ش 3، ص 145.

[27] . گلشن‌ ابرار، تدوين‌: جمعي‌ از پژوهشگران‌ حوزه‌ي‌ علميه‌ي‌ قم‌، جلد اول، قم، نشر معروف‌، چاپ اول،‌ 1379، ص 422.

[28] . چهارده قرن تلاش شيعه براي ماندن و توسعه، پيشين، ص 438.

ادامه دارد

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.