همان روز که امير قلعهنويي پس از عملکرد ضعيف تيم ملي در جام جهاني 2026 کانادا، مکزيک و ايالات متحده آمريکا در صداوسيما حاضر شد و به جاي توضيح درباره اينکه چرا نتوانسته در جام جهاني 48 تيمي که از اکثر گروهها سه تيم صعود ميکردند، ايران را به مرحله بعدي برساند، از دريافت پاداش 150 ميلياردي خود دفاع کرد،
خيلي چيزها مشخص شد؛ وقتي سرمربي تيم ملي دريافت پاداش 150 ميلياردي و معادل ريالي يک ميليون دلار را ايثار دانست و گفت با اين کار سعي کرده از پول ملي که همچون ناموس وطن است، دفاع کند.
تمديد قرارداد قلعهنويي پس از دو ناکامي
طبيعي است که وقتي معناي ايثار و دفاع از وطن تغيير کند، خيلي چيزهاي ديگر هم رنگ ميبازد؛ صداقت، راستي، شفافيت و پاسخگويي به افکار عمومي. اينجاست که فريب افکار عمومي ميشود حربهاي براي ساختن اين باور که سرمربي تيم ملي به واقع ايثارگر است و عشق به وطن دارد. با ساختن اين روايت که امير (اردشير) قلعهنويي پس از دو ناکامي در جام ملتهاي آسيا 2023 و جام جهاني 2026 که بايد با نيمکت خداحافظي ميکرد، حاضر شده قراردادش را براي جام ملتهاي آسيا 2027 سفيد امضا کند. منظور از قرارداد سفيد امضا هم يعني رقمي در قرارداد درج نشده و فدراسيون اين اختيار را دارد که هر رقمي دلش خواست، در قرارداد بگنجاند.
بي اعتباري قرارداد قلعهنويي در صورت سفيد امضا بودن
صد البته که روايت سفيد امضا کردن قرارداد توسط امير قلعهنويي واقعي نيست؛ نه اينکه چون ادعا ميکنيم قرارداد را ديدهايم يا سرمربي تيم ملي در اين حد هم ايثارگر نيست، چون قانون اجازه چنين کاري را نميدهد. در گزارشي که تابناک با عنوان «قرارداد امير قلعهنويي با فدراسيون فوتبال بياعتبار شد/ رقم قرارداد سفيد سرمربي تيم ملي چقدر است؟» منتشر کرد، از لحاظ قانوني و از زبان يک وکيل حقوقي اشاره شد که رقم قرارداد يکي از چهار رکن اصلي يک قرارداد است و اگر اين رکن فراموش شود يا گنجانده نشود، قرارداد از درجه اعتبار خارج ميشود. بنابراين فدراسيون بهتر است به جاي تلاش براي قبولاندن اين روايت که سرمربي تيم ملي بار ديگر ايثار کرده، در آزمون صداقت و شفافيت، رقم قرارداد سرمربي تيم ملي را اعلام کند.
افشاي ناخواسته عضو هيئت رئيسه از نادرست بودن روايت فدراسيون
جالب است که طهمورث حيدري، عضو هيئت رئيسه فدراسيون فوتبال پس از اعلام اين روايت از سوي سخنگوي فدراسيون، در گفتوگويي با رسانهها درباره قرارداد سفيد امضاي امير قلعهنويي گفت: «خيلي موارد مربوط به ما نيست. اصلاً چنين چيزي نيست ولي اطلاعات کاملي هم ندارم!» با اين حال پس از اينکه عضو هيئت رئيسه فدراسيون فوتبال به صراحت اعلام کرد اصلاً چنين چيزي [قرارداد سفيد امضا] نيست، او مجبور شده تا حرف خود را پس بگيرد تا مبادا به روايت فدراسيون فوتبال آسيبي وارد کند. حيدري در گفتوگوي جديدي اعلام کرد: «از جزئيات قرارداد امير قلعهنويي و اينکه قرارداد ايشان به صورت سفيد امضا شده، بياطلاع بودم و صحبتهايم نيز بر همين اساس مطرح شد. پس از بررسي متوجه شدم که قرارداد سرمربي تيم ملي با توجه به اعتماد دو طرفهاي که با فدراسيون وجود دارد، به صورت سفيد امضا ارائه شده است. تأکيد ميکنم که صحبتهاي بنده هيچ منافاتي با مطالبي که از سوي فدراسيون فوتبال در اين خصوص عنوان شده، ندارد.»
افزايش 50 درصدي قرارداد قلعهنويي؛ فقط 6 برابر!
حالا اينکه چرا فدراسيون فوتبال اصرار دارد تا بگويد قلعهنويي حاضر شده قرارداد سفيد امضا کند هم جالب است؛ علت احتمالاً به افشاي برخي اطلاعات بازميگردد که در يک هفته گذشته اعلام شد سرمربي تيم ملي هنوز بر سر مبلغ قرارداد با فدراسيون فوتبال به توافق نرسيده و حاضر نشده قرارداد 30 ميلياردي و شش ماهه تا جام ملتها را امضا کند و درخواستش ماهيانه 15 ميليارد (90 ميليارد براي شش ماه) است. يعني سه برابر رقم پيشنهادي فدراسيون و به عبارتي شش برابر شدن رقم قرارداد نسبت به جام جهاني. آن هم در حالي که فدراسيون فوتبال حاضر شده بود قرارداد قلعهنويي را نسبت به قرارداد قبلي 50 درصد افزايش دهد که تا جام جهاني ساليانه 30 ميليارد بود و اين بار فدراسيون اين رقم را براي شش ماه پيشنهاد کرد.
چرا قلعهنويي بازيهاي ليگ را از نزديک تماشا نکرد؟
اين انتقادها و افشاي اطلاعات از چرايي امضا نشدن قرارداد امير قلعهنويي و اختلاف بر سر رقم قرارداد هم از جايي آغاز شد که سرمربي ايثارگر تيم ملي، پس از گذشت 7 هفته از ليگ برتر، حتي يک مسابقه ليگ را هم از نزديک زير نظر نگرفت تا برخي بپرسند که چرا قلعهنويي با وجود قطعي شدن حضورش در تيم ملي تا جام ملتها، در ورزشگاهها حضور ندارد؟ با اين حال پاسخ اين پرسش احتمالاً رابطه نزديکي با همين اختلاف نظر درباره رقم قرارداد داشته که حالا فدراسيون فوتبال به جاي توضيح و شفافسازي درباره رقم قرارداد، همچنان تلاش دارد تا افکار عمومي را وادار به پذيرش اين روايت کند که امير قلعهنويي براي ادامه حضورش روي نيمکت تيم ملي، قرارداد سفيد امضا کرده است.
ورزش ايران در مسير مسابقات بدون متولي؛
مسئوليت اين رويدادها با کيست؟
در سالهاي اخير شکل برگزاري برخي مسابقات ورزشي در ايران تغيير کرده؛ رويدادهايي که با حضور ورزشکاران حرفهاي برگزار ميشوند اما متولي و مسئوليت آنها هميشه روشن نيست.
به گزارش خبرنگار مهر، صبح جمعه 27 شهريور بوستان ولايت تهران ميزبان يک مسابقه دو در 2 بخش مردان و زنان بود؛ رويدادي که پس از انتشار تصاويري از حضور شرکتکنندگان در فضاي مجازي بار ديگر حاشيههايي را به دنبال داشت. اتفاقي که در نگاه اول ميتوان آن را صرفاً حاشيه يک مسابقه ورزشي دانست اما در کنار نمونههاي مشابه سالهاي اخير تصويري بزرگتر از وضعيت برگزاري برخي رويدادهاي ورزشي در ايران ارائه ميکند.
در چند سال گذشته شکل تازهاي از مسابقات ورزشي در کشور بيشتر ديده شده است. رويدادهايي که با حضور ورزشکاران حرفهاي و چهرههاي شناختهشده رشتهها برگزار ميشوند، از ظرفيت اماکن ورزشي رسمي استفاده ميکنند و گاهي حتي حالوهواي يک مسابقه رسمي را دارند اما لزوماً در ساختار فدراسيون مربوطه تعريف نشدهاند. در زمان برگزاري همه چيز شبيه يک مسابقه عادي پيش ميرود ولي با ايجاد حاشيه مسئوليت ميان برگزارکننده، فدراسيون و مجموعه ورزشي جابهجا ميشود.
دووميداني از شيراز تا تهران
دووميداني يکي از رشتههايي است که طي سالهاي اخير نمونههاي مختلفي از اين وضعيت را تجربه کرده است. ارديبهشت 1402 حاشيههاي يک مسابقه دو در شيراز پس از انتشار تصاويري از حضور برخي زنان بدون حجاب به استعفاي هاشم صيامي رئيس وقت فدراسيون دووميداني منجر شد و رئيس هيئت دووميداني فارس نيز از مسئوليت خود کنار رفت.
در آن مقطع يک مسابقه دو که با حضور ورزشکاران برگزار شده بود خيلي زود از يک رويداد ورزشي به مسئلهاي مديريتي تبديل شد و مسئوليت آن به فدراسيون و هيئت استاني رسيد.
چند سال بعد ماراتن کيش نمونه متفاوتي از همين مسئله را نشان داد. در اين رويداد اختلاف درباره مجوزهاي برگزاري مطرح شد و پس از برگزاري مسابقه و انتشار تصاوير پرونده قضايي براي برخي عوامل تشکيل شد و دو نفر از برگزارکنندگان نيز بازداشت شدند.
در کرمان نيز مسير کاملاً متفاوت بود. مسابقه «ماهانران» که براي 10 مهر برنامهريزي شده بود به دليل صادر نشدن مجوزها لغو شد و اصلاً به مرحله برگزاري نرسيد. به اين ترتيب در فاصله چند سال سه مسابقه دو با سه سرنوشت متفاوت روبهرو شدند؛ يکي به استعفاي رئيس فدراسيون رسيد، ديگري با اختلاف درباره مجوز و ورود دستگاه قضايي همراه شد و سومي پيش از آغاز لغو شد. حالا در تهران مسابقه اي برگزار شده و انتشار تصاوير آن بار ديگر حاشيه ايجاد کرده است؛ اتفاقي که نشان ميدهد مسئله فقط به يک شهر يا يک برگزارکننده محدود نيست.
همان الگو در رشتهاي ديگر
اين وضعيت اما ديگر مختص دووميداني نيست. نمونه تازه آن را ميتوان در تنيس ديد. رشتهاي که اخيراً يک رويداد آن در مجموعه ورزشي انقلاب تهران برگزار شد و انتشار تصاوير مسابقه حاشيههايي را به دنبال داشت.
پس از ايجاد اين حاشيهها داود عزيزي رئيس فدراسيون تنيس اعلام کرد که اين مسابقه در تقويم فدراسيون قرار نداشته و فدراسيون مسئوليتي در برگزاري آن ندارد. به گفته او زمينهاي تنيس مجموعه انقلاب نيز در اختيار فدراسيون نبوده و شرکت توسعه و نگهداري اماکن ورزشي مستقيماً با برگزارکننده قرارداد بسته است.
همين توضيح تصوير روشنتري از شکل جديد برگزاري برخي مسابقات در ورزش ايران ارائه ميکند. مسابقهاي در يک مجموعه ورزشي شناختهشده برگزار ميشود، ورزشکاران ملي پوش يک رشته در آن حضور پيدا ميکنند و رويداد براي مخاطب کاملاً شبيه يک مسابقه ورزشي است اما فدراسيون مربوطه آن را بخشي از برنامه رسمي خود نميداند.
در چنين شرايطي مرز ميان «مسابقه رسمي»، «رويداد خصوصي» و «رقابت تجاري» براي مخاطب چندان روشن نيست. از طرف ديگر وقتي حاشيهاي ايجاد ميشود همين مرز مبهم باعث ميشود مسئوليت نيز بهسادگي از يک مجموعه به مجموعه ديگر منتقل شود.
ورزشکار رسمي و مسابقه غيررسمي
نکته مهم در اين ميان حضور ورزشکاران حرفهاي و شناختهشده در چنين رويدادهايي است. در سالهاي اخير برگزاري مسابقات خارج از تقويم رسمي فدراسيونها در کنار فعاليت ورزشکاران حرفهاي شکل تازهاي به بخشي از فضاي رقابتي ورزش ايران داده است.
البته حضور يک ورزشکار حرفهاي يا حتي مليپوش بهتنهايي به معناي رسمي بودن مسابقه نيست و وضعيت هر رويداد بايد جداگانه مشخص شود. اما حضور چهرههاي شناختهشده، استفاده از اماکن ورزشي رسمي و برگزاري رقابت با ساختار حرفهاي باعث ميشود مرز ميان يک مسابقه رسمي و يک رويداد خصوصي براي افکار عمومي کمرنگ شود.
مسئله اصلي نيز دقيقاً همينجاست اگر يک رويداد خارج از تقويم فدراسيون برگزار ميشود بايد از ابتدا جايگاه آن براي ورزشکار، برگزارکننده و مخاطب مشخص باشد. اگر مسابقه رسمي است مسئوليت فدراسيون و ساير نهادهاي مرتبط نيز بايد روشن باشد و اگر خصوصي است برگزارکننده بايد مسئوليت کامل الزامات و پيامدهاي برگزاري آن را بپذيرد.
مسئوليت نبايد بعد از حاشيه پيدا شود
آنچه در شيراز، کيش، کرمان و تهران در دووميداني و حالا در تنيس ديده شده بيش از آنکه مجموعهاي از اتفاقات جدا از هم باشد نشانه شکلگيري يک الگوي جديد در برگزاري رويدادهاي ورزشي است.
بخشي از مسابقات ديگر الزاماً در قالب سنتي «فدراسيون برگزار ميکند و فدراسيون پاسخگو است» برگزار نميشوند. برگزارکنندگان خصوصي وارد ميدان شدهاند، مجموعههاي ورزشي امکان برگزاري رويدادهاي مستقل را فراهم ميکنند و ورزشکاران حرفهاي نيز در برخي از اين رقابتها حضور پيدا ميکنند. اين تغيير ميتواند بخشي طبيعي از توسعه ورزش حرفهاي و خصوصي باشد اما زماني که چارچوب مسئوليتها روشن نباشد نخستين چيزي که بعد از ايجاد حاشيه از بين ميرود پاسخگويي است.
تجربه چند سال اخير نشان داده است که نميتوان مسئوليت يک رويداد را تنها پس از ايجاد حاشيه مشخص کرد و بايد از پيش تکليف مجوز، نحوه واگذاري محل برگزاري، مقررات مسابقه و مسئوليت برگزارکننده را روشن کرد.
در نهايت مسئله امروز ورزش ايران فقط اين نيست که چه مسابقهاي برگزار شده و چه حاشيهاي به وجود آمده است. مسئله مهمتر گسترش رويدادهايي است که ظاهر يک مسابقه رسمي را دارند، ورزشکاران حرفهاي در آنها حضور پيدا ميکنند، در برخي موارد فدراسيونها نيز بهصورت رسمي اخبار و اطلاعات مربوط به برگزاري اين رويدادها را اطلاعرساني ميکنند ولي هنگام پاسخگويي هيچ نهاد مشخصي مسئوليت کامل آن را بر عهده نميگيرد.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.