اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

فرمان جديد «ترامپ» عليه نخبگان ايراني

21 سپتامبر فرمان جديد دونالد ترامپ در خصوص ويزاي H-1 B اجرا خواهد شد؛ فرماني که مربوط به نيرو‌هاي کار خارجي در آمريکاست.

فرمان جديد «ترامپ» عليه نخبگان ايراني

با فرمان تازه دونالد ترامپ براي ويزاي H 1-B، هزينه ورود نيروهاي متخصص خارجي به آمريکا به 100 هزار دلار رسيده است؛ اين تصميم ممکن است مسير مهاجرت نخبگان را دگرگون کند. اين تغيير در حالي رخ ميدهد که ايران همزمان با فرار مغزها، به دنبال سياستهايي براي بازگرداندن نخبگان است. پرسش اصلي اينجاست: آيا اين دو روند ميتوانند آينده مهاجرت و بازگشت نخبگان ايراني را تغيير دهند؟

 

آمريکا ديگر مقصدي جذاب نيست؟

 

فرمان اجرايي جديد ترامپ موجي از واکنشها در داخل آمريکا و ميان متقاضيان خارجي بهراه انداخته است. او با امضاي اين قانون، هزينهاي 100 هزار دلاري براي متقاضيان ويزاي کاري H 1-B وضع کرد؛ اقدامي که هم مخالفان و هم مدافعاني دارد.

برخي همچون ايلان ماسک تأکيد دارند که اين ويزا براي جذب بهترين استعدادهاي جهان ضروري است و حذف يا محدودسازي آن به زيان اقتصاد دانشبنيان آمريکاست. در مقابل، مخالفان اين طرح معتقدند حضور گسترده نيروهاي خارجي موجب تضعيف نيروي کار داخلي و کاهش دستمزدها شده است.

اين فرمان در تضاد با وعدههاي انتخاباتي ترامپ هم هست؛ او پيشتر وعده داده بود روند جذب استعدادها را تسهيل کند و حتي اعطاي گرينکارت به فارغالتحصيلان دانشگاههاي آمريکا را مطرح کرده بود. حالا اما، هزينه 100 هزار دلاري نه تنها مهاجرت متخصصان از کشورهايي مثل هند و چين را با مانع روبهرو ميکند، بلکه باعث سردرگمي شرکتهاي کوچک و استارتاپها نيز شده است.

با وجود صدور فرمان تازه، روايتهاي ميداني نشان ميدهد مسير مهاجرت بسته نشده، بلکه تنها شکل و ابعاد جديدي به خود گرفته است. يک فارغالتحصيل ايراني رشته مهندسي برق که پذيرش کاري از يک استارتاپ آمريکايي دريافت کرده، در گفتوگو توضيح ميدهد: «کارفرما همچنان به جذب من علاقهمند است. آنها خوب ميدانند چه کسي را بايد نگه دارند و چه کسي را به خانه بفرستند. براي شرکتي که از حضور افرادي مثل من چند برابر آورده مالي دارد، 100 هزار دلار اهميتي ندارد.»

در واقع، اگرچه اين فرمان محدوديتهايي ايجاد کرده، اما جذابيت آمريکا براي نخبگان همچنان پابرجاست. پيش از اين هم ايالات متحده بهعنوان يکي از مهاجرپذيرترين کشورها شناخته ميشد و در مقابل، ايران در فهرست کشورهايي قرار دارد که با پديده مهاجرفرستي مواجهاند.

رسول صادقي، عضو هيئت علمي دانشگاه تهران، سال گذشته در گفتوگويي تأکيد کرده بود: «بر اساس تحقيقات گالوپ، حتي در کشورهاي توسعهيافته ميل به مهاجرت وجود دارد و آمريکا همچنان مقصد اصلي است. اين ميل در کشورهاي در حال توسعه و ميان جوانان بسيار بيشتر است و ايران جزو کشورهايي با نرخ بالاي مهاجرفرستي محسوب ميشود.»

يک شرکت مهاجرتي نيز در اين خصوص گفت: «اين سياست در کوتاهمدت جلوي موج مهاجرت را نميگيرد، اما باعث ميشود مهاجران تنها به سمت شرکتهاي بزرگ مثل گوگل و آمازون بروند. در نتيجه رقابت بيشتر ميشود و مهاجرت به جاي توقف، طبقاتي خواهدشد.»

در مقابل اين رويکردها، فريد، فارغالتحصيل علوم کامپيوتر که به تازگي براي کار در يک شرکت آمريکايي اقدام کرده، گفت: «اگر در ايران چشمانداز روشني باشد ترجيح ميدهم بمانم؛ مهاجرت براي من به معناي از صفر شروع کردن است. حداقل در دريافت فرهنگ کشور مقصد در نقطه آغازين هستم و اين مساله را دشوار ميکند. اما براي بسياري از کامپيوتريها، شرکتي مثل مايکروسافت، شرکت فرصتها و روياهاست و فرمان جديد ترامپ براي شرکتهايي مثل مايکروسافت يا گوگل مشکلتراشي  نميکند.»

 

تلاشهاي ايران براي بازگرداندن نخبگان

 

فرمان جديد ترامپ و محدوديتهاي مهاجرتي از سوي ايالات متحده در حالي اجرا ميشود که دولت ايران همزمان سياستهايي براي تسهيل بازگشت نخبگان و جلوگيري از مهاجرت آنان در پيش گرفته است. حسين افشين، معاون رئيسجمهور، چندي پيش گفت: «تمرکز ما افزايش نرخ بازگشت است. درحاليکه ميانگين جهاني حدود هفت درصد است، اين نرخ در ايران تنها يک درصد است. هدف ما رساندن آن به حداقل 10 درصد براي بهرهبرداري مؤثر از ظرفيت علمي کشور است.» با اين حال، کارشناسان معتقدند اجراي اين برنامهها با موانع جدي روبهروست.

مهمترين انتقادها به ضعف زيرساختهاي پژوهشي و کمبود امکانات آزمايشگاهي بازميگردد؛ موضوعي که باعث شده بسياري از پژوهشگران حتي پس از بازگشت، امکان ادامه تحقيقات خود را نداشته باشند. شاهين آخوندزاده، معاون تحقيقات و فناوري وزارت بهداشت، در اين باره گفته است: «هر چقدر چراغ پژوهش روشنتر باشد، از ميزان مهاجرت جلوگيري خواهد کرد.

بخش زيادي از دانشجويان رتبههاي برتر پزشکي دانشگاه علوم پزشکي که با من کار تحقيقاتي انجام ميدهند، معتقد هستند اگر شرايط پژوهش کشور شاداب و مهيا بود، مهاجرت نميکردند.» به گفته برخي اساتيد، فضاي پژوهشي کشور بيش از آنکه خلاقيت و نوآوري را تقويت کند، به بازتوليد مطالب قبلي محدود شده و تنها افراد را براي رسيدن به هيات علمي آماده ميکند.

با اين وجود چندي پيش داوود مختارياني به عنوان فردي که سالها خارج از ايران زندگي کرده است در روزنامه اطلاعات نوشت: «تعداد زيادي از اين نخبگان در بهترين شرايط ميتوانند به عنوان يک کارمند ساده در شرکتها استخدام شوند و اگر بااستعداد و خوششانس باشند، رئيس يا مدير قسمتي از شرکت خواهند شد. همانطور که گفتم قوانين و شرايط چنان ماهرانه در کنار هم چيده شدهاند که بدون آن که محسوس باشد، يک مهاجر نتواند مانند يک فرانسوي يا اروپايي رشد کند.»

 

معيشت؛ دغدغه هميشگي بازگشتيها

 

مسئله معيشت همچنان در صدر دغدغههاي نخبگان قرار دارد. متين، فوق دکتراي علوم آزمايشگاهي که چهار سال پيش از آمريکا به ايران بازگشته بود، تلاش کرد در يکي از استانها آزمايشگاهي تخصصي راهاندازي کند. او توضيح داد: «سعي کردم بهترين دستگاهها و متخصصترين افراد را به کار بگيرم. به عنوان مثال براي بخش خونگيري از رباتهاي پيشرفته استفاده کردم. اما نتيجه ورشکستي بود. حالا از جايي که بودم به کرج نقل مکان ميکنم. اما اگر شرايط اقتصادي به همين شکل پيش برود، به همراه تيمم به آمريکا بازميگرديم.»

يکي از همتيميهاي او هم با اشاره به مشکلات معيشتي گفت: «با ماهي 15 ميليون تومان چطور زندگي کنيم؟ دکتر هم ميداند زندگي با چنين حقوقي دشوار است و مدام خود را سرزنش ميکند. او به عنوان کارآفرين ميتواند تمامي ما را به آمريکا ببرد، اما حتي اگر اين فرمان سد راه ما شود، کشورهاي ديگري هستند که ما را ميپذيرند.» در همين زمينه وزير بهداشت نيز پيشتر تأکيد کرده بود بخش مهمي از دلايل مهاجرت نخبگان به شرايط اقتصادي کشور برميگردد و اين مهاجرت نوعي «سرمايهسوزي» است که به معناي از دست رفتن ژنتيک برتر کشور خواهد بود.

 

مهاجرت فراتر از علوم پايه و فني

 

چالش مهاجرت نخبگان صرفاً به علوم پزشکي و مهندسي محدود نميشود. فرهاد، دانشجوي ارشد ادبيات نمايشي، با اشاره به نبود چشمانداز روشن براي آينده گفت: «اولا در ايران براي مقطع دکتري شاخه تخصصي ادبيات نمايشي وجود ندارد، ثانيا اگر بخواهم دکتري بخوانم انگار دارم فرصتهاي شغلي و جوانيم را ميسوزانم. چطور هم پژوهشگر خوبي براي نوشتن رساله باشم هم کار کنم؟ حداقل اگر شغلي مرتبط با رشته تحصيليم پيدا ميشد خوب بود! اصلا نميدانم چرا چنين رشتهاي ساليانه صدها ورودي ميگيرد و هيچ بازار کاري براي آن وجود ندارد! اگر توانستيد براي يک نمايشنامهخواني ساده جواز بگيريد به شما تبريک ميگويم! هزاران مانع وجود دارد؛ بنابراين بايد رفت! اميدوارم روزي بتوانم بازگردم و سرنوشتم شبيه به بهرام بيضاييها نباشد.»

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.