افتتاح کريدور زميني واخانِ افغانستان به سمت مرز چين که به تازگي انجام شده، تحولي قابلتوجه در جغرافياي ترانزيت منطقه به شمار ميرود.
اين مسير جادهاي به طول حدودا 121 کيلومتر، منطقه بروغيل در ولايت بدخشان را به مرز چين متصل ميکند و مقامهاي افغانستان آن را گامي مهم براي توسعه تجارت و ارتباطات اقتصادي دانستهاند. با اين حال، افتتاح اين جاده به معناي فعال شدن کامل يک کريدور بينالمللي تجاري نيست. مسير هنوز خاکي است و بهرهبرداري گسترده از آن به ايجاد زيرساختهاي تکميلي و فراهم شدن شرايط عبور رسمي کالا از مرز چين وابسته خواهد بود.
براي ايران، اهميت اين تحول در ضرورت بازنگري در نقشه ارتباطات اقتصادي منطقه نهفته است. توسعه واخان ميتواند به تغيير مسيرهاي تجاري افغانستان و گسترش ارتباطات اين کشور با چين کمک کند. تهران ميتواند بهجاي تلقي اين مسير بهعنوان رقيبي اجتنابناپذير، آن را بخشي از شبکه بزرگتري از ارتباطات زميني بداند که ظرفيتهاي جديدي براي همکاري اقتصادي در اختيار کشورهاي منطقه قرار ميدهد. موضوعي که در شرايط تحميل محاصره دريايي به ايران، ابعاد جديتري را به خود مي گيرد.
نخستين فرصت ايران، تقويت پيوندهاي ترانزيتي با افغانستان است. توسعه اتصال ريلي خواف ـ هرات، بهبود جادههاي منتهي به گذرگاههاي مرزي و ارتقاي خدمات گمرکي ميتواند جايگاه ايران را در تجارت افغانستان تثبيت کند. اگر شبکه حملونقل ايران با مسيرهاي فعال افغانستان و آسياي مرکزي هماهنگ شود، شرکتهاي ايراني قادر خواهند بود خدمات حمل کالا، انبارداري، ترخيص و توزيع منطقهاي را توسعه دهند. چنين رويکردي به ايران امکان ميدهد از مزيت جغرافيايي خود درآمد اقتصادي ايجاد کند. بدون آنکه وابسته به موفقيت يا شکست يک مسير خاص باشد.
دومين فرصت، همکاري سهجانبه با افغانستان و چين است. ايران ميتواند در گفتوگوهاي اقتصادي منطقهاي، موضوع اتصال مسيرهاي ترانزيتي افغانستان به شبکههاي حملونقل ايران و توسعه خدمات لجستيکي مشترک را مطرح کند. چنين همکاري ميتواند دسترسي تجار ايراني به بازارهاي جديد را بهبود بخشد و زمينه صادرات محصولات صنعتي، پتروشيمي، مصالح ساختماني و کالاهاي مصرفي را فراهم کند. البته تحقق اين ظرفيت به تقاضاي واقعي بازار، هزينه حملونقل و مقررات تجاري وابسته است.
سومين محور، تقويت ارتباط با تاجيکستان و ديگر کشورهاي آسياي مرکزي است. واخان در کنار مسيرهاي ريلي و جادهاي موجود ميتواند به بخشي از شبکه متنوع ارتباطات منطقهاي تبديل شود. ايران با سرمايهگذاري در زيرساختهاي مرزي و ايجاد هماهنگي ميان شيوههاي حملونقل، ميتواند از افزايش مبادلات منطقهاي سهم بيشتري به دست آورد. بااينحال، بهرهبرداري از اين فرصت به نگاه واقعبينانه نياز دارد. جغرافياي کوهستاني واخان، شرايط آبوهوايي دشوار، هزينه بالاي احداث زيرساخت و ملاحظات امنيتي چين، موانعي جدي در برابر تبديل اين جاده به مسير پرتردد تجاري هستند. نبود امکانات گمرکي و زيرساختهاي لازم در دو سوي مرز نيز نشان ميدهد که فاصله ميان افتتاح جاده و آغاز تجارت گسترده همچنان قابلتوجه است. ازاينرو، ايران بايد ضمن پيگيري تحولات، از سرمايهگذاري شتابزده بر مسيري که هنوز به بهرهبرداري تجاري نرسيده است، پرهيز کند.
راهبرد مناسب ايران، ايجاد شبکهاي متنوع از کريدورهاي مکمل است. تهران ميتواند با مطالعه هزينه و زمان حمل، مذاکره با کشورهاي همسايه و مشارکت بخش خصوصي، فرصتهاي اتصال به شبکههاي جديد را ارزيابي کند و همزمان زيرساختهاي داخلي خود را بهبود بخشد. در نهايت، کريدور واخان زماني به فرصتي واقعي براي ايران تبديل ميشود که کشور بتواند از تحولات ترانزيتي منطقه براي افزايش صادرات، جذب سرمايه، ايجاد اشتغال و تقويت پيوندهاي اقتصادي بهره بگيرد. مزيت ايران تنها در جغرافياي آن نيست بلکه در توانايي تبديل اين موقعيت به خدمات رقابتپذير، روابط تجاري پايدار و همکاري منطقهاي است که ميتواند جايگاه اقتصادي ايران را در آسيا تقويت کند.
* سعيده اسکندري
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.