در حالي که تحرکات نظامي آمريکا و رژيم صهيونيستي افزايش يافته و احتمال جنگ شدت گرفته است، مطلب سخيفي در روزنامه جمهوري اسلامي، با استناد به يک خاطرة هاشمي رفسنجاني درج شده است.
هاشمي در دوم فروردين 1368 نوشته است: «عصر به زيارت امام رفتم. وضع ارتش و سپاه را توضيح دادم و مشکل دوگانگي نيروهاي مسلح و هزينههاي گزاف سازمانها و نيروهاي تکراري و ضرورت انسجام را مطرح کردم...» امام، مخالفت ميکند!
جالب اينکه؛ آمريکا هم از همان دهة 60 خواستار ادغام و انحلال سپاه بوده است!؟ آنها با نااميدي از ادغام و انحلال سپاه، در نهايت سپاه را در فهرست سازمانهاي تروريستي جاي دادند!
عجيب اينکه همزمان با تروريستي معرفي کردن سپاه توسط آمريکا و متحدان اروپايياش، و در فضايي که ايران را به جنگ سخت تهديد ميکنند، روزنامة مسيح مهاجري (مشاور هاشمي)، بحث کهنة ادغام سپاه را بازتکرار ميکند!
در آزادترين کشورهاي جهان، اجازه نميدهند در شرايط تهديد و امکان وقوع جنگ، عليه نيروهاي مسلح عمليات رواني و رسانهاي انجام گيرد و به شدت با آن برخورد ميکنند.
معرفي کردن سازمانهاي مختلف نيروهاي مسلح يا اطلاعاتي، بهعنوان «نيروهاي موازي!» ممکن است تنها کسي را فريب دهد که از تنوع و تعدد نيروهاي مسلح يا اطلاعاتي در کشورهاي اروپايي و آمريکا و...خبر ندارند.
به عنوان مثال؛ آمريکا حدود 20 دستگاه اطلاعاتي و جاسوسي دارد. فقط در زمينة دريايي، آمريکا سه سازمان جداگانه؛ نيروي دريايي، سپاه تفنگداران دريايي، و گارد ساحلي ايالات متحده را دارد!
در آمريکا انواع و اقسام نيروهاي پليس وجود دارد:
پليس مواد مخدر (يا همان DEA سريال برکينگ بد)، پليس گمرک، پليس اداره ماليات، پليس اداره مهاجرت، پليس قضايي، پليس پارکهاي ملي و ... که هر کدام يک نيروي جداگانه است و فرمانده خودش را دارد!
علاوه بر اينها؛ پليس فدرال يا همان FBI يک سازمان بزرگ جداگانه است که چيزي شبيه ترکيب اداره آگاهي و وزارت اطلاعات ايران است. يعني وظيفهاش مبارزه با جرايم سازمان يافته و قاچاقهاي بزرگ و خرابکاري و قتلهاي سريالي و پولشويي و مواردي از اين نوع - عموما با ماموران لباس شخصي - است و اين طور نيست که مثلا ماموراني داشته باشد که در خيابان حضور پيدا کنند يا گشت بدهند!
عجيب است که غربگرايان ايراني، که دولت الگوي آنها آمريکاست، در مورد نيروهاي مسلح ايران از «هزينة گزاف! »، «نيروهاي موازي!» حرف ميزنند!
ادغام يا همان انحلال سازمانهاي مسلح مدافع استقلال و امنيت و خاک ايران، از اهداف هميشگي غربگرايان و عناصر مرموز بوده است!
در عهد مشروطيت بهمحض اينکه غربگرايان قدرت يافتند، به انحلال قواي مسلح مردمي پرداختند که براي پيروزي مشروطيت جنگيده بودند! به مراکز استقرار قواي مردمي در تهران حمله، آنها را خلع سلاح و ستارخان سردار ملي را مجروح کردند!
پس از پيروزي انقلاب اسلامي هم، فرياد انحلال ارتش را سر دادند که با مخالفت امام راحل و بزرگاني مانند رهبر معظم انقلاب و شهيد چمران نتوانستند نقشة شوم خود را اجرا کنند.
پس از جنگ هشت ساله، براي انحلال کميته انقلاب اسلامي و سپاه و ديگر نهادهاي انقلابي نقشهها ريختند. با ادغام جهاد سازندگي در وزارت کشاورزي، ادغام کميته و شهرباني و ژاندارمري نقشه خود را اجرا کردند.
تجربههم گوياست که ادغام نيروها ثمري نداشته است.
ژاندارمري صدساله با ماموريت مرزي و فراشهري در شهرباني (کلانتريها) ادغام شد! آقايان ميخواستند شهرباني و کميته و ژاندارمري و...را به عنوان نيروي انتظامي به وزارت داخله سنجاق کنند که تحت تدبير رياست جمهوري (رفسنجاني) باشد!
بعد از جنگ، ميخواستند با سپاه که صدها هزار شهيد و مجروح براي دفاع از اين مرزوبوم داده بود، همان معاملهاي را بکنند که پس از پيروزي مشروطه با قواي مسلح مردمي کردند!
اما مسئله اينجاست که سپاه و ارتش به عنوان دو بال و دو بازوي قدرتمند ملت بزرگ ايران و با ماموريتهاي تعريف شده براي هر يک، چرا بايد در همديگر ادغام شوند؟ بهويژه که وحدت فرماندهي (ولي فقيه) و مرکز فرماندهي واحد (ستاد کل نيروهاي مسلح) و ديگر مراکز مشترک و ملي (شوراي عالي امنيت ملي)، ماموريتهاي متناسب را براي سپاه و ارتش و همه قواي مسلح تعريف ميکند.
رسانههاي بيگانه با خبرسازي از مطلب روزنامة جمهوري اسلامي ضد نيروهاي مسلح همسويي خود را با آن نشان دادند. همانگونه که از سخن رفسنجاني دربارة حذف موشک و استفاده از «گفتمان» استقبال کرده بودند.
جنگ 12 روزه نشان داد که دنيا، دنياي موشک (قدرت) است و «گفتمان» بدون موشک، «حرف مفت» است.
هيچ هزينهاي براي نيروهاي مسلح «گزاف» نيست.آنها از موجوديت ايران و ايراني و از شرف و ناموس ما دفاع ميکنند.
* محمدنيا
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.