8000 سال اقساط
رکود بيشترين تعداد شاخه گل به عنوان مهريه را زني شکست که علاوه بر 127 سکه طلا، 500 هزار شاخه گل ارکيده را هم به عنوان مهريهاش به اجرا گذاشت.
پرونده اين زوج بعد از رسيدگي در دادگاه خانواده، به شعبه 26 دادگاه تجديدنظر استان تهران ارسال شد و مرد جوان وقتي در اين شعبه حضور يافت، در تشريح ماجرا گفت: «سه سال قبل به طور اتفاقي با دختري به نام «آناهيتا» آشنا و به او علاقهمند شدم. مدتي بعد وقتي به او پيشنهاد ازدواج دادم، وي پذيرفت و با مهريه 127 سکه طلا، 500 هزار شاخه گل ارکيده و يک سفر خارجي پاي سفره عقد نشست. چون همسرم معتقد بود که اعتقادي به مهريه ندارد و در خانواده آنها دختر با لباس سفيد به خانه بخت ميرود و با کفن بيرون ميآيد، بدون هيچ ترديدي با مهريهاش موافقت کردم.» او ادامه داد: «اما کمکم اختلافات جزئي و بيارزش زندگيمان، شکل جديتري به خود گرفت و حتي تولد فرزندمان نيز نتوانست از مشاجرات دائمي و کلافهکننده ما بکاهد.
سرانجام نيز يک روز پس از جر و بحث و مشاجره تند، همسرم همراه فرزندمان به خانه پدرش رفت. چند روز بعد، زماني که احضاريه دادگاه به دستم رسيد، مطمئن شدم که ديگر او نميخواهد زندگي کند. همان روزوقتي که از کنار يک گلفروشي رد ميشدم، گل ارکيده را قيمت کردم و فروشنده گفت هر شاخه گل ارکيده 15 هزار تومان است و اين يعني جمع مهريه رقمي ميلياردي ميشود.
وقتي همسرم مهريهاش را به اجرا گذاشت، دادگاه خانواده مرا محکوم به پرداخت آن کرد و من، چون توانايي پرداخت اين مهريه را نداشتم بازداشت شدم. بعد از مدتي تصميم گرفتم با ارسال نامهاي به دادگاه، خواستار کاهش ميزان اقساط مهريه همسرم شوم. به همين دليل حالا از زندان به دادگاه منتقل شدهام تا به درخواستم رسيدگي شود.» پس از درخواست مرد جوان براي تخفيف مهريهاش، دادگاه او را محکوم به پرداخت ماهيانه يک سکه طلا و 5 شاخه گل ارکيده کرد.
بدين ترتيب او بيش از 8 هزار سال مهلت دارد تا اين مهريه عجيب را بپردازد.
مدل 2009
تعداد سکههايي که به عنوان مهريه انتخاب ميشوند، گاهي وقتها عجيب و غريبند. درست مانند مهريه زن جواني که همين امسال در دادگاه خانواده شهيد محلاتي تهران به اجرا گذاشته شد.
اين زن وقتي براي به اجرا گذاشتن مهريه 2009 سکهاي خود به دادگاه رفت رو به قاضي درباره علت تصميمش گفت: «من و شوهرم مدتي قبل در مسافرت با هم آشنا شديم. او يک تاجر موفق است و وضع مالي خوبي دارد. وقتي به من پيشنهاد ازدواج داد، به خاطر علاقهاي که به او پيدا کرده بودم، جواب مثبت دادم، اما چون ميخواستم مهريهام در بين همه دخترهاي فاميل خاص باشد و همه از آن حرف بزنند، آن را 2009 سکه طلا تعيين کردم.
شوهرم وضع مالي خيلي خوبي دارد و ميتواند بدون هيچ مشکلي اين مهريه را به من بپردازد، اما چند وقت قبل وقتي از او خواستم آن را پرداخت کند، حاضر نشد تن به خواستهام بدهد. من نميخواهم از شوهرم جدا شوم بلکه مهريه 2009 سکهايام را ميخواهم تا سرمايهگذاري کنم و من هم براي خودم درآمدي داشته باشم. اين طوري هم مستقل هستم و هم اينکه دستم در جيب خودم هست.
از طرفي با اين مهريه ميتوانم کارآفريني هم بکنم. بعد از حرفهاي زن جوان، شوهرش رو به قاضي گفت که پولي براي پرداخت مهريه همسرش ندارد و از قاضي فرصت خواست تا نظر همسرش را تغيير دهد. قاضي هم جلسه رسيدگي به پرونده را به جلسه بعد موکول کرد و به زوج جوان براي رسيدن به توافق، فرصت داد.
10 هزار ليتر بنزين
بالا رفتن قيمت بنزين نه تنها تاثير زيادي روي زندگي مردم گذاشت، بلکه باعث شد يکي از عجيبترين مهريهها نيز در کشور ثبت شود. ماجرا از اين قرار است که تازه عروسي چند ماه قبل وقتي در دفترخانهاي درتهران حاضر شد تا خطبه عقد بين او و شوهرش جاري شود، مهريهاي را به زبان آورد که باعث شگفتي حاضران شد. او گفت که ميخواهد مهريهاش 10 هزار ليتر بنزين باشد و شوهرش نيز با اين مهريه موافقت کرد. اگر چه خوشبختانه اين تازهعروس پايش به دادگاه خانواده باز نشد، اما در همان دفترخانه، وقتي آنها دفتر ازدواج را امضاء کردند و آقا داماد هم اين مهريه عجيب را پذيرفت، خبر مثل يک توپ صدا کرد.
سفر به آفريقا
زن جوان پايش را توي يک کفش کرده و ميگفت که فقط مهريهاش را ميخواهد. سر و صداي او و شوهرش، فضاي شعبه 235 دادگاه خانواده محلاتي را پر کرده بود. قاضي بعد از اينکه از آنها خواست سکوت را رعايت کنند، رو به زن جوان علت تصميمش را پرسيد و او گفت: «من مهريهام را که سفر به آفريقاست ميخواهم کاري ندارم که شوهرم يک کارگر ساده است و پول اين سفر را دارد يا نه.
شوهرم تا حالا به غير از شمال، مرا هيچ جا نبرده است و من هم براي اينکه بتوانم جاهاي جديد را ببينم، مجبورم مهريهام را به اجرا بگذارم. اينطوري ما ميتوانيم براي تفريح به آفريقا برويم و از اين سفر لذت ببريم.» زن جوان ادامه داد: «ما حدود 4 سال است که با هم زندگي ميکنيم و شوهرم بسيار خسيس است و کاري جز سيگار کشيدن بلد نيست. او ميتواند از محل کارش وام بگيرد و مرا به مسافرت ببرد. چرا که محل کار او به کارگرانشان وام سفر ميدهند. من حق خودم ميدانم که به اين مسافرت بروم و حاضر نيستم از حقم بگذرم.»
بعد از حرفهاي اين زن، همسرش رو به قاضي کرد و گفت: «من وضع مالي خوبي ندارم و تا حالا همسرم را چندين بار براي مسافرت به جاهاي مختلف بردهام و از عهده هزينه سفر به آفريقا برنميآيم. من همسرم را دوست دارم و ميخواهم در کنار او زندگي کنم، اما نميتوانم انتظارش را درباره اين سفر برآورده کنم. روزي که ما سر سفره عقد نشستيم، او ميگفت که به سفر و جاهايي که تا حالا نديده خيلي علاقه دارد و به همين دليل مهريهاش را سفر به آفريقا تعيين کرد، اما تهيه هزينه اين سفر از عهده من بر نميآيد. قاضي رسيدگيکننده به اين پرونده، بعد از شنيدن اظهارات هر دو طرف، با توجه به اصرار زن جوان مبني بر گرفتن مهريهاش، مرد را محکوم به پرداخت آن کرد.»
120 سفر خارجي
سفر به تايلند، پرواز در آسمان، سفر به کشورهاي خارجي و... مدلهاي جديدي از مهريه است که برخي از خانمها زماني که کسي به خواستگاريشان ميآيد مطرح ميکنند و آقا دامادها آن را قبول ميکنند.
زوج جوان مقابل قاضي عموزادي نشستند و منتظر رسيدگي به پرونده شدند. قاضي بعد از اينکه پرونده را ورق زد، رو به مرد جوان گفت: «پرونده را مطالعه کردم. همسرتان مهريهاش را به اجرا گذاشته و اين جلسه به درخواست او و براي شنيدن حرفهاي شما برگزار شده است، اگر توضيحي داريد، بفرماييد.»
مرد جوان هم گفت: «آقاي قاضي من يک تاجر ساده هستم و حدود يک سال قبل با همسرم تينا در يک سفر خارجي آشنا شدم و پس از چند جلسه گفتگو با هم براي ازدواج به توافق رسيديم.
همه چيز به خوبي پيش ميرفت تا اينکه هنگام عقد پيشنهاد مهريه عجيبي از سوي همسرم، تعجب خانوادههايمان را برانگيخت، چرا که همسرم درخواست داشت به جاي سکه طلا، سفر به 120 کشور خارجي را به عنوان مهريهاش ثبت کنيم. او به شدت عاشق سفربه خارج از کشور و گشت و گذار بود. با اينکه هزينه اين مهريه زياد بود، ولي به خاطر همسرم، حتي مقابل خانوادهام ايستادم و با هم ازدواج کرديم.»
او ادامه داد: «چند ماهي از شروع زندگي مشترکمان گذشته بود که همسرم از من خواست تا در سفرهايم او را نيز همراه خود ببرم، اما هرچه گفتم اين درخواست امکانپذير نيست و سفرهاي من کاري است نه تفريحي، قبول نميکرد. به خاطر همين مساله کمکم اختلافهاي ما شروع شد. او ميگفت که حتما زن ديگري در زندگيام هست که نميخواهم وي با من به سفر خارجي بيايد.
وقتي لابهلاي حرفها و جرو بحثهايمان از همسرم شنيدم که به خاطر علاقهاش به سفر با من ازدواج کرده، علاقهام نسبت به او را از دست دادم و بعد از چند روز متوجه شدم که وي به دادگاه آمده و مهريهاش را به اجرا گذاشته است.»
قاضي عموزادي پس از شنيدن اظهارات زوج جوان وقتي آنها را در تصميمشان مصمم ديد، حکم پرداخت مهريه را صادر کرد. مرد جوان محکوم شد سالي يک بليت سفر به خارج از کشور به عنوان مهريه همسرش تهيه کرده وبه او بدهد.
دست و پاي پدر شوهر
شايد تعجب کنيد، اما اعضاي بدن، هميشه در فهرست عجيبترين مهريهها بوده و هستند. امسال هم چنين مهريهاي بادرخواست مرد ميانسالي تعيين شد تا ثابت کند هيچوقت از فهرست مهريههاي عجيب و غريب جا نميماند.
مرد جواني چندي پيش به اداره 11 پليس آگاهي مراجعه کرد و از فرار خواهر 15 سالهاش به همراه خواستگارش خبر داد. مرد جوان گفت: «مدتي قبل پسري به خواستگاري خواهرم آمد، اما از آنجا که سن خواهرم خيلي کم است، خانوادهام با اين ازدواج مخالفت کردند. اما خواهرم به خاطر علاقهاي که به خواستگارش داشت، همراه او فرار کرده.» با شکايت پسر جوان تحقيقات براي پيدا کردن سولماز آغاز شد و نهايتا ماموران او را به همراه خواستگارش در يکي از ترمينالها دستگير کردند. پسر جوان به همراه دختر موردعلاقهاش به دادسراي امور جنايي انتقال داده شدند.
پسر جوان به قاضي گفت: «من عاشق سولماز هستم و ميخواهم با او ازدواج کنم.
اما وقتي پدر و مادرش مخالفت کردند، او به من تلفن کرد و پيشنهاد فرار داد. فکر ميکرد اگر فرار کنيم خانوادهاش حاضر به ازدواج ما ميشوند.» پدر سينا که اصرار پسرش را براي ازدواج با دختر مورد علاقهاش ميديد با حضور در دادگاه گفت: «حاضرم با تعيين مهريه سنگين، آينده عروسم را تضمين کنم. حاضرم مهريه سولماز 1000 سکه طلا، 100 ميليون تومان پول نقد و از همه مهمتر دست و پاي من باشد، اما خانواده دختر اجازه دهند که آنها با هم ازدواج کنند.» بعد از حرفهاي اين مرد، خانواده سولماز وقتي ديدند که دخترشان به سينا علاقهمند است موافقت خود را براي ازدواج اعلام کردند.
توقيف خودروي 100 ميليوني
خيلي از مهريههاي عجيب براساس علاقه افراد به حيوانات، گل يا اشياي خاص تعيين ميشوندمانند مهريه زن جواني به اسم شيما که يک خودروي 100 ميليون توماني بود.
اين زن وقتي براي به اجرا گذاشتن مهريهاش به دادگاه خانواده رفت، رو به قاضي گفت: «چند سال قبل در يک شرکت خصوصي مشغول به کار بودم که مديرعامل آن شرکت از من خواستگاري کرد. مدتي بعد هم بدون شناخت کافي از او و خانوادهاش سر سفره عقد نشستم و، چون علاقه زيادي به خودروهاي گرانقيمت داشتم، مهريهام را يک خودروي 100 ميليون توماني تعيين کردم. اما تنها چند ماه بعد از شروع زندگي مشترکمان، خيلي زود و برخلاف انتظارم پي بردم که شوهرم مرد خسيسي است. با اين حال براي حفظ آبرو و زندگيام تصميم گرفتم با سرمايهگذاري در يک کارگاه توليدي درآمدي کسب کنم.
خوشبختانه کارم چنان رونق گرفت که از نظر اقتصادي استقلال پيدا کردم. اما شوهرم حتي با وجود چند برابر شدن دارايياش نه تنها به زندگيمان توجهي نميکرد بلکه با ظاهرسازي و فريبکاري در حضور فاميل و آشنايان، خودش را مردي خانوادهدوست و دست و دلباز نشان ميداد. او آنقدر غرق کار و پول درآوردن بود که حتي برايش اهميت نداشت چرا پس از چند سال زندگي مشترک هنوز صاحب فرزند نشدهايم. من که از خساست او خسته شده بودم، تصميم گرفتم مهريهام را اجرا بگذارم تا شايد کمي به خودش بيايد.»
اظهارات زن جوان در حالي بيان ميشد که همسرش مدعي بود پولي براي پرداخت مهريه ندارد. از آنجا که شاکي فهرستي از داراييهاي اين مرد را در اختيار دادگاه قرار داده بود، قاضي حکم توقيف خودروي گرانقيمت مرد را صادر کرد تا به عنوان مهريه به همسرش واگذار شود.
منبع: همشهري
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.