اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

42 سال پيش، جوانان تبريزي لشکر 9 عراق را منحل کردند!

شهر کوچک اما استراتژيک «سوسنگرد» در ابتداي جنگ، نقش مهمي را در تحولات جنگ ايران و عراق ايفا مي‌کرد، چراکه فتح اين شهر توسط بعثي‌ها کليد تصرف کامل اهواز بود و بدين لحاظ بعد از رويارويي سخت عراق و ايران براي تصرف و حفظ خرمشهر، اين دومين و مهم‌ترين رويارويي 2 کشور براي تسلط بر يک شهر بود.

42 سال پيش، جوانان تبريزي لشکر 9 عراق را منحل کردند!

تحليل رسانههاي جهاني از اهميت سوسنگرد

 

اهميت اين شهر و نبردهاي در حال رخ دادن آن نيز بر رسانههاي خارجي و بيگانه پنهان نبود، بلکه آنان نيز به گزارش و پوشش روزانه بلکه لحظهاي اين نبرد ميپرداختند؛ از جمله صداي آمريکا که در ساعت 6 صبح روز 26 آبانماه سال 1359 گفت: يکي از سنگينترين و فشردهترين جنگهاي 2 ماهه اخير ايران و عراق در اطراف شهر مرزي سوسنگرد جريان دارد. نيروهاي ايران با جنگ خانه به خانه، مانع از پيش روي عراقيها شدهاند. تحليلگران نظامي تصميم عراق را در گشودن جبههاي تازه در خوزستان، کوششي ميدانند که عراق براي دستيابي به يک پيروزي بزرگ، پيش از رسيدن فصل زمستان به آن دستزده است.

بخش عربي راديو لندن در ساعت 16:30 از بغداد گزارش داد: اگر عراقيها شهر سوسنگرد را به تصرف خود در بياورند، ميتوانند از ناحيه شمال، ارتباط اهواز را با ساير نقاط ايران قطع کنند و ارتباط زميني اين شهر را از جاده آسفالته گرفته تا راهآهن و نيز شبکههاي متعدد لولههاي نفتي با تهران بهکلي قطع و چهره ناگوارتري به جنگ بدهند که دور نماي آن بسيار خطرناکتر از آنچه خواهد بود که تاکنون پيشبينيشده است.

آسوشيتدپرس درباره اوضاع سوسنگرد و ارتباط آن با اهداف عراق در مورد اهواز گزارش ميکند: جنگ سوسنگرد به دلايل تاکتيکي و استراتژيکي داراي اهميت است. از لحاظ تاکتيکي، بعد از جنگ خرمشهر، اين عمدهترين درگيري خونين است. از نظر استراتژيکي، در صورتي که عراق سوسنگرد را بگيرد، راه را براي حمله گازنبري به اهواز باز خواهدکرد.

 

سردار غلامپور: تا پايان جنگ ديگر نامي از  لشکر 9 عراق نشنيديم

 

سردار احمد غلامپور، فرمانده قرارگاه کربلا در دوران دفاع مقدس که در نخستين روزهاي جنگ در جبهه سوسنگرد حضور داشته است نقل مي‌‌کند: جبهه سوسنگرد خيلي فعال بود. فاصله ما با دشمن هم حداکثر چهل ـ پنجاه متر بود. ما اين طرف (شرق) رودخانه نيسان بوديم و دشمن آن طرف رودخانه مستقر بود که عرضش حداکثر 50 متر بود.

دشمن در آن طرف رودخانه تحرک زيادي داشت و مترصد بود وضعيتي فراهم شود تا به سوسنگرد دست پيدا کند. از طرف ديگر، ما هم آرام نمينشستيم و نيروهاي فعال و با انگيزهمان مدام به سمت دشمن ميرفتند و شناسايي ميکردند و اقداماتي انجام ميدادند. يکي از اين اقدامات کانال کني بود.

در ماجراي شکست حصر سوسنگرد، محور لشکر 9 (عراق)، محوري کليدي به شمار ميآمد. اين لشکر بايد با لشکر 5 الحاق ميکرد، اما موفق نشد و جالب اين است که ديگر تا آخر جنگ، اسمي هم از اين لشکر نيامد و منحل شد؛ يعني عراقيها آن قدر عصباني بودند که لشکر 9 را از سازمان رزم عراق خارج کردند.

وقتي اين لشکر نتوانست با لشکر 5 الحاق کند، براي جبران حقارتي که دچارش شده بود، سعي کرد با هماهنگي لشکر 5، يک بار ديگر به سوسنگرد حمله کند. هدف نهايياش هم اهواز بود.

بنابراين لشکر 5 از غرب اهواز، واحدهايش را به سمت جاده سوسنگرد ـ حميديه فرستاد و جاده را بست و به لشکر 9 کمک کرد تا به سمت سوسنگرد پيشروي کند و آن را به محاصره در بياورد. لشکر 9 هم از سه محور به شدت به سوسنگرد حمله کرد؛ يکي از جنوب سوسنگرد يعني شمال هويزه، يکي از محور بستان ـ سوسنگرد و يکي هم از سمت شمال کرخه.

اين لشکر با عبور از رودخانه کرخه فشار شديدي به سوسنگرد وارد کرد. رودخانهاي که خط مستقيمي را طي ميکرد و از شمال سوسنگرد ميگذشت و به سمت بستان ميرفت و به هور ميريخت، شاخه اصلي کرخه بود و منظورم از کرخه همين است. نام محلي اين رودخانه نيسان بود و عراق با عبور از آن، فشار آورد؛ يعني از سمت غرب به شرق. از آن طرف هم لشکر 5، جاده را بسته بود و حدود 300 نفر از نيروهاي ما که داخل شهر بودند، واقعاً حماسه آفريدند.

 

جواناني که نماد غيرت و مقاومت ايرانيان در سوسنگرد شدند

 

سه روز تمام، بچهها در محاصره بودند و جنگ جانانهاي کردند و حماسهاي بهيادماندني آفريدند. بچههاي تبريز به خصوص نيروهاي (شهيد) تجلايي در حفظ شهر نقش مهمي داشتند. نيروهاي در حال محاصره، به آيتالله مدني (امامجمعه و نماينده امام (ره) در تبريز) پيامي رساندند.

به ايشان پيام رساندند که ما در محاصرهايم و تنهاييم و کسي به فکر ما نيست. آيتالله مدني هم از تبريز به تهران آمد و خدمت امام رفت و گله کرد، که بچههاي تبريز و بقيه بچهها در محاصرهاند و کسي به فرياد آنها نميرسد. حاج احمد هم به دستور امام، به اهواز زنگ زد و گفت فکري بکنيد. در نهايت يک تيپ از لشکر 92 زرهي ارتش، نيروهاي چمران و نيروهاي سپاه و بسيج توانستند محاصره را بشکنند و از سقوط سوسنگرد جلوگيري کنند.

آنجا دستکم 100 شهيد داديم. اگر آن زمان سوسنگرد سقوط ميکرد، عراقيها با کمک لشکر 5 به سمت اهواز پيش روي ميکردند و به احتمال زياد اهواز هم سقوط ميکرد. در خرمشهر مقاومت جانانهاي شد، اما در نهايت شهر سقوط کرد، ولي در سوسنگرد، هر چند بچهها فقط سه روز مقاومت کردند، اما از سقوط شهر جلوگيري شد.

 

منابع:

1ـ لطفالله زادگان، عليرضا، هويزه، آخرين گامهاي اشغالگر: روزشمار جنگ ايران و عراق. مرکز اسناد و تحقيقات دفاع مقدس

2ـ مختاري، مجيد، جوانان اهواز زندهاند، تاريخ شفاهي دفاع مقدس: روايت احمد غلامپور، مرکز اسناد و تحقيقات دفاع مقدس.

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.